کتاب
آه پدر،پدر بیچاره مامان تو را در گنجه آویزان کرده و من خیلی دلم گرفته/نیلا،
اثر آرتور کوپیت،
با ترجمهی رامین ناصر نصیر و ...،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب آه پدر پدر بیچاره
معرفی کتاب آه پدر پدر بیچاره
موجود
کتاب
آه پدر،پدر بیچاره مامان تو را در گنجه آویزان کرده و من خیلی دلم گرفته/نیلا،
اثر آرتور کوپیت،
با ترجمهی رامین ناصر نصیر و ...،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1395
توسط انتشارات نیلا،
به چاپ رسیده است.
این محصول
در قطع و اندازهی رقعی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
رزالی: خب، اگه دو هفته است که اینجایی، پس چرا من تو رو ندیدم؟
جاناتان: من… من توی اتاقم بودم.
رزالی: کلاً؟
جاناتان: بله… کلاً.
رزالی: خب، اما باید گاهی اوقات بیای بیرون. منظورم اینه که تو باید واقعاً بری بیرون. نمی تونی همیشه اینجا باشی… می تونی؟
جاناتان: ب… ب… ب… ب… بله.
رزالی: اصلاً تا حالا بیرون نرفتی؟ منظورم اینه که، اصلاً بیرون نرفتی؟
جاناتان: گاهی اوقات میرم توی ایوان. ما… ما… مادرم چندتا گیاه حشره خوار از جنگل های و… و… ونزوئلا آورده که خیلی ک… ک… کمیابن و احتیاج به نور فراوون دارن. مامان اون ها رو توی ایوان میذاره و منم… به اون ها غذا میدم. دو بار در روز.
رزالی: اوه.
جاناتان: ما… ما… مادرم همیشه میگه، هرکسی توی زندگیش یه شغلی داره. (درحالی که خنده ای عصبی می کند) منم فکر می کنم این… حرفه ی منه.
رزالی: فکر نمی کنم تا حالا کسی رو دیده باشم که… ام… شغلش غذا دادن به یه گل حشره خوار باشه.
جاناتان: ما… ما… مادرم میگه، من این کار رو خیلی خوب انجام میدم. خودش میگه. ن… نمی دونم حرفش درسته یا نه، اما… اون… این طور میگه و من… فکر می کنم که حق با اون باشه.
آرتور لی کوپیت، پسر جرج و ماکسین دوبین کوپیت، متولد دهم می ۱۹۳۷ در نیویورک است. کودکی را در لورنس، جزیرهی لانگ، مکانی که پدرش در آنجا مدیر فروش جواهر بود، گذراند. کوپیت پس از پایان دبیرستان در سال ۱۹۵۵، در رشتهی مهندسی فیزیک وارد دانشگاه هاروارد شد، اما علاقهی اصلی او هنر بود. بنابراین در سال اول دانشگاه، عضو کارگاه تئاتری هاروارد شد و هفت نمایشنامهی اولیهی خود را در آنجا نوشت و شش نمایشنامه را به صحنه برد. دو جایزهی کارگاه دانشگاهی تئاتر هاروارد محصول این دوره از فعالیتهای کوپیت است. کوپیت در سال ۱۹۵۹ از دانشگاه فارغالتحصیل شد. در سال ۱۹۶۸، با لسلی آن گریس ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند به نامهای الکساندر، بنجامین و کتلین است.
کارهای ابتدایی کوپیت -بیشتر تک پردهایها- تراژدی، کمدی و فارسهای سیاهی بود که پایه و اساس نمایشنامهی تأثیرگذاری به نام «آه پدر، پدر بیچاره، مامان تو را در گنجه آویزان کرده و من خیلی دلم گرفته» را در ۱۹۶۰ بنیان گذاشت. با انتشار این نمایشنامه، کوپیت نویسندهای مشهور در جهان شد و بعد از اجرای موفق نمایشنامهی «آه پدر»، در دانشگاه هاروارد و تئاتر محلی، این نمایش اجراهای متعدد و موفقی را در لندن، سالن فونیکس نیویورک (۴۵۴ اجرا) برگزار کرد و بعد از آن، تور موفقی را در اروپا و امریکا داشت.
در حال حاضر مطلبی درباره رامین ناصر نصیر و ...
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک