IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
ویکتوریا اویارد
ویرایش
-
مترجم
محمد صالح نورانی زاده
صفحات
-
انتشارات
وزن
3390 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1399
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب ملکه سرخ نشر تندیس

معرفی کتاب ملکه سرخ نشر تندیس

نویسنده ویکتوریا اویارد
مترجم محمد صالح نورانی زاده
انتشارات تندیس
موجود
رقعی
1399
16% 4,600,000
3,864,000

معرفی محصول

افراد با خون سرخ، رعیت به حساب می آیند و تحت حاکمیت خون نقره ای هایی هستند که ابرقدرت هایی خداگونه دارند. در نظر دختری سرخ خون و هفده ساله به نام مر بارو که در فقر زندگی می کند، هیچ چیز تغییر نخواهد کرد و شرایط بهتر نخواهد شد. همین گونه هم هست، تا این که مر خود را مشغول کار در قصر نقره ای می یابد. او که در این محل با دشمنان خونی اش احاطه شده، درمی یابد که علی رغم خون سرخش، دارای قدرتی مرگبار و ویران کننده است. قدرتی که تهدید کننده ی تعادل ایجاد شده میان قدرت هاست. خون نقره ای ها که از قدرت مر بسیار در هراس اند، او را از انظار عمومی پنهان کرده و وانمود می کنند که او، شاهزاده ای نقره ای است که برای مدت ها گم شده بوده و اکنون با شاهزاده ای خون نقره ای نامزد کرده است. اگرچه مر می داند یک حرکت اشتباه، منجر به مرگ وی خواهد شد، به صورت پنهانی به یک گروه مقاوت نظامی به نام گاردهای سرخ کمک می کند تا رژیم نقره ای را سرنگون سازند. اما او در دنیایی سرشار از خیانت ها و دروغ ها زندگی می کند و وارد بازی خطرناکی شده است.

کتاب ملکه سرخ نشر تندیس

معرفی کتاب ملکه سرخ نشر تندیس

موجود
رقعی
1399

معرفی محصول

افراد با خون سرخ، رعیت به حساب می آیند و تحت حاکمیت خون نقره ای هایی هستند که ابرقدرت هایی خداگونه دارند. در نظر دختری سرخ خون و هفده ساله به نام مر بارو که در فقر زندگی می کند، هیچ چیز تغییر نخواهد کرد و شرایط بهتر نخواهد شد. همین گونه هم هست، تا این که مر خود را مشغول کار در قصر نقره ای می یابد. او که در این محل با دشمنان خونی اش احاطه شده، درمی یابد که علی رغم خون سرخش، دارای قدرتی مرگبار و ویران کننده است. قدرتی که تهدید کننده ی تعادل ایجاد شده میان قدرت هاست. خون نقره ای ها که از قدرت مر بسیار در هراس اند، او را از انظار عمومی پنهان کرده و وانمود می کنند که او، شاهزاده ای نقره ای است که برای مدت ها گم شده بوده و اکنون با شاهزاده ای خون نقره ای نامزد کرده است. اگرچه مر می داند یک حرکت اشتباه، منجر به مرگ وی خواهد شد، به صورت پنهانی به یک گروه مقاوت نظامی به نام گاردهای سرخ کمک می کند تا رژیم نقره ای را سرنگون سازند. اما او در دنیایی سرشار از خیانت ها و دروغ ها زندگی می کند و وارد بازی خطرناکی شده است.

16% 4,600,000

3,864,000

افزودن به سبد خرید
4,600,000 16% 3,864,000

ملکه سرخ نشر تندیس

اثر ویکتوریا اویارد

مشخصات محصول

نویسنده
ویکتوریا اویارد
ویرایش
-
مترجم
محمد صالح نورانی زاده
صفحات
-
انتشارات
وزن
3390 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1399
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

کتاب ملکه ی سرخ داستان دو نژاد متفاوت از انسان هاست. گروهی خون خاکستری دارند و گروهی خون قرمز. افرادی که خون خاکستری دارند از قدرت های ویژه و خارق العاده ای برخوردار هستند و بر خون سرخ ها حکومت می کنند. خون قرمز ها افراد ضعیف و رعیت جامعه هستند که در قلمرو خون خاکستری ها زندگی می کنند. مر بارو Mare Barrow دختر نوجوان هفده ساله ای است که از جامعه خون قرمزهاست ولی قدرت استثنائی دارد. پادشاهی خون خاکسترها برای این که قدرت خاص یک خون قرمز دردسر ایجاد نکند تصمیم می گیرد مر بارو را نامزد یکی از پرنس ها کند، این دختر جوان در دنیایی پر از جنگ و نبرد درگیر داستان عشق پرنس ها می شود. در کنار رخ دادن این اتفاق ها در قصر خون خاکسترها مر بارو تلاشی مخفیانه می کند، او به گروهی به نام گاردهای سرخ می پیوندد تا به آن ها کمک کند حکومت خون خاکستری ها را سرنگون کنند.....

گوشه ای از کتاب

آرایش و نقاشی کردنم برای تبدیل شدن به دختری که باید باشم ساعت ها طول می کشد اما تنها چند دقیقه به نظر می رسد. وقتی خدمتکارها جلوی آینه بلندم می کنند و در سکوت منتظر تاییدم هستند، فقط می توانم سرم را به سمت دخترکی که در آینه می بینم، تکان دهم. زیباست ولی زیر زنجیرهای ابریشمی لرزانی که پوشیده، وحشت زده به نظر می رسد. باید دخترک ترسیده را مخفی کنم؛ باید لبخند بزنم و برقصم و مثل یکی از آن ها به نظر برسم. با تلاش بسیار ترس را از خودم دور می کنم. وحشت باعث مرگم میشه. میون در انتهای راهرو مثل سایه ای در یونیفرم، منتظر ایستاده است. رنگ زغالی لباس باعث می شود درخشش چشمان آبی در پس زمینه ی پوست سفید و رنگ پریده اش بیشتر به چشم بیاید. به ظاهرش نمی خورد ترسیده باشد اما خب، او یک شاهزاده است. یک نقره ای است. از زیر مسئولیت شانه خالی نمی کند. بازویش را به سمتم می گیرد و من با خوشحالی آن را می گیرم. توقع دارم باعث شود احساس امنیت یا قدرت و یا ترکیبی از این دو کنم اما تماسش فقط من را به یاد کال و خیانت مان می اندازد. خاطرات شب قبل واضح تر به ذهنم وارد می شود تا وقتی که تک تک نفس های مان را به یاد می آوردم. برای اولین بار میون متوجه ناراحتی ام نمی شود. چیزهای مهم تری دارد که باید به فکرشان باشد. به لباسم اشاره می کند و آرام می گوید :«زیبا شدی.» با او موافق نیستم. آن قدر زیاد روی لباسم کار شده که احمقانه به نظر می رسد، ترکیبی از جواهر های بنفش رنگ است که هر چرخش بدنم می درخشند و باعث می شوند مثل حشره ای درخشان بشوم. با این حال، امشب قرار است یک بانو باشم، شاهدخت آینده، بنابراین با تشکر لبخند می زنم. نمی توانم جلوی خودم را بگیرم و به این فکر می کنم که همین لب هایی که الان به میون لبخند می زنند، دیشب داشتند برادرش را می بوسیدند. «فقط دلم می خواهد تموم بشه.» «همین امشب تموم نمی شه، مر. مدتی هیچ چیز تموم نمی شه. خودت این رو می دونی، مگه نه؟» مثل کسی که خیلی بزرگ تر و با تجربه تر از پسری هفده ساله است، حرف می زند. نمی دانم باید چه حسی داشته باشم و مکث می کنم، که باعث می شود چانه اش منقبض شود...بیشتر روز بعد را با این که ذهنم جای دیگری است، به گشت زنی می گذرانم. قصر وایتفایر قدیمی تر از تالار خورشید است و دیوارهایش به جای شیشه های الماسی، از سنگ و چوب تراشیده شده است. شک دارم هرگز بتوانم کل نقشه اش را به ذهن بسپارم، چون به جز محل سکونت خانواده ی سلطنتی، چندین دفتر مدیریت و سالن رقص، یک سالن تمرین کامل و خیلی چیزهای دیگر را شامل می شود که هنوز آن ها را ندیده ام.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک