IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
رسول ارونقی کرمانی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
363 صفحه
انتشارات
وزن
567 گرم
شابک
تیراژ
550 جلد
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب بابا نان داد

قیمت قبل

بابا نان داد

نویسنده رسول ارونقی کرمانی
انتشارات اشراقی
موجود
وزیری
1400
قیمت بازار: 350,000
267,000
کتاب بابا نان داد(اشراقی)، اثر رسول ارونقی کرمانی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
قیمت قبل

کتاب بابا نان داد

بابا نان داد

موجود
وزیری
1400
کتاب بابا نان داد(اشراقی)، اثر رسول ارونقی کرمانی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1400 توسط انتشارات اشراقی، به چاپ رسیده است. این محصول به تیراژ 550 جلد، در قطع و اندازه‌ی وزیری، در سایت ایده بوک قرار دارد.
قیمتِ جدید در بازار: 350,000

267,000

فهرست

یک جفت چشم سیاه 


نرگس شیراز


بچه


حادثه ی تلخ


فهرست


آه نرگس


تصميم خطا


انتظار


راهی برای رهایی


فرار


دل تنگی فصل ها


سایه ی مرگ


گرگ ها


أه أهو


خرسها


فراموشی


آن سه سال


سفر به آلمان


مارلن


دوباره زندگی

مشخصات محصول

نویسنده
رسول ارونقی کرمانی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
363 صفحه
انتشارات
وزن
567 گرم
شابک
تیراژ
550 جلد
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

شیراز شهر هست و دلدادگی، دخترکان با چادرنمازی گلدار از مکتب خانه راهی منزل اند و محمد، دلش اسیر دو چشم سیاه از لای صورت چادر پیچ شده می شود! اسیر جادوی چشمانی که برای کشف رازشان حاضر است جانش را هم فدا کند. به حضرت حافظ متوسل می شود و سرگشته ی نرگس زارهای شیراز، فریاد عشق سر می دهد. پ عشقی که وصالش آرزوست و بر آورده می شود، ولی نگهداری اش در سختی های زمانه سخت است؛ و محمد ناگزیر از جبر زمانه و آدمیان، خطا می کند و در پی این خطا، عشق از کف می دهد.

گوشه ای از کتاب

من به یک پسربچه پول دادم که چادر نماز آن دختر سیه چشم را از سرش قاپ بزند تا برای لحظه ای چهره او را تماشا کنم. آن دختر را بارها در کوچه دیده بودم به مکتب خانه می رفت و باز می گشت، اما همیشه چهره اش زیر چادر پوشیده بود و فقط چشم هایش را میدیدم.

شهر ما دختران سیه چشم فراوان دارد شهر ما شهر زیبایی هاست. هر سو بنگری دختران سیه چشم میبینی اما چشمان او سوای همگان بود رنگ جادو در آن بود و این نگاه را که میدیدی ولو برای یک لحظه ی کوتاه و زودگذر آشفته میشدی من این طور بودم و دیگران را نمیدانم هر روز که چشمان سیاه او را میدیدم شب خواب از من می گریخت و گریزپایی خواب تا سحر ادامه می یافت، صبح مادرم می گفت: تو چته بچه؟ چشمات پف کرده و پدرم لبخند میزد از بس میخوابد

جوابی نداشتم به آنها بدهم اسیر یک جفت چشم سیاه شده ام، آن چشم ها مرا سحر کرده و من قدرت آن را ندارم که زیبایی و شکوه نگاه او را برای شما بازگویم چشمان او آدمی را دیوانه میکرد و این جنون ادامه می یافت تا لحظه ای که بار دیگر او را میدیدی و باز آتش به جان تو می افتاد

نخستین بار که آن یک جفت چشم را دیدم بی تفاوت از کنارش رد شدم اما بعد بی اختیاربازگشتم باز از پشت سر او را نگریستم چادر بر سر داشت چادر به هیبتش خیلی اضافه میکرد و از نگاه های گناه آلود و وسوسه برانگیز دور میکرد و من دلم میخواست بار دیگر آن چشم ها را ببینم

پشت جلد

شیر از شهر عشق است و دلدادگی دخترکان با چادر نمازی گلدار از مکتب خانه راهی منزل اند و محمد دلش اسیر دو چشم سیاه از لای صورت چادر پیچ شده می شود ! اسیر جادوی چشمانی که برای کشف رازشان حاضر است جانش را هم فدا کند. به حضرت حافظ متوسل میشود و سرگ می شود و سرگشته ی نرگس زارهای شیراز، فریاد عشق سر می دهد.

عشقی که وصالش آرزوست و برآورده می شود ولی نگه داری اش در سختی های زمانه سخت دشوار است و محمد ناگیزر از جبر زمانه و آدمیان خطا می کنند و در پی این خطا عشق از کف می دهد و برایش خودش می مانند و دلی عاشق که حتی ذره ای از عشقش هم کم میشود و محمد عاشق ماندن و راه عاشقی را خوب بلد است. او عشق را در تکاپو و سرنوشت آدم ها در گذر فصل ها و شقاوت های انسانی و میان فریاد روزگاران معنا می دهد و جز وصال مرهمی برای رهایی از این سرگشتگی برایش نیست که نیست..... محمد ناامیدی نمی شناسد و همواره عاشق میماند تا خطایش را جبران کند و در این راه.....

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک