IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
هاروکی موراکامی
ویرایش
-
مترجم
شیوا مقانلو
صفحات
160 صفحه
انتشارات
وزن
207 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب اول شخص مفرد نشر نیماژ

اول شخص مفرد

نویسنده هاروکی موراکامی
مترجم شیوا مقانلو
انتشارات نیماژ
موجود
رقعی
1403
21% 340,000
268,600
کتاب اول شخص مفرد (مجموعه داستان)، اثر هاروکی موراکامی، با ترجمه‌ی شیوا مقانلو، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب اول شخص مفرد نشر نیماژ

اول شخص مفرد

موجود
رقعی
1403
کتاب اول شخص مفرد (مجموعه داستان)، اثر هاروکی موراکامی، با ترجمه‌ی شیوا مقانلو، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1403 توسط انتشارات نیماژ، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
21% 340,000

268,600

اول شخص مفرد نشر نیماژ

اثر هاروکی موراکامی

مشخصات محصول

نویسنده
هاروکی موراکامی
ویرایش
-
مترجم
شیوا مقانلو
صفحات
160 صفحه
انتشارات
وزن
207 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

مجموعه داستان اول شخص مفرد، تازه ترین اثر موراکامی است. هشت داستان این مجموعه، ویژگی های مهم و مشترک سایر آثار او را نشان می دهند. موراکامی هفتاد و دو ساله، با حافظه ای درخشان، برش هایی از دوران زندگی اش را ذکر می کند که در هر کدام امری ظاهراً ساده، اما به نوعی فرا واقعی رخ داده که تا امروز از یادش نرفته است. کتاب، خواننده را آزاد می گذارد تا خودش تصمیم بگیرد که یک خاطره شیرین می خواهد یا یک داستان عجیب و فرا واقعی؛ و هنر اصلی موراکامی در همین است.

گوشه ای از کتاب

توی فرودگاه رفتم انتهای صف پشت سر چار پنج نفره ایستادم تا چمدانم رابه قسمتِ تحویل  بار بدهم. چمدانم را همین که گذاشتم زمین خورد به پای خانومی که جلوتر از من بود. همین که به پایش خورد خانوم برگشت و معلوم نیست دلش از چی پُر بود که خواست دِقّ‎دِلیش را سرِ من خالی کنه و شروع کرد به زدن حرفهای بی ربط. من عذرخواهی کردم و جوابش را ندادم. خانومه انگار خیلی عصبانی بود، چون با این که من داشتم جوابش را نمی‎دادم همین‌جور داشت یک‌ریز بَد می‎گفت. خیال نمی‎کنم کسی تو کلِ دنیا پیدا می‎شد که می‎توانست حدس بزنه دو نفری که اولین آشنایی‎شان این‎طوریه کمتر از یک سال بعد با هم ازدواج می‎کنن، آن هم با چه عشق پرشوری! من دیوونه‎ی زنم بودم و اون هم برام می‎مُرد! یک‎کلام هلاک هم بودیم! زندگی گرم و عاشقانه‎ی خودمان را داشتیم می‎کر‎دیم که طوفانِ بدبختی من بنا کرد به وزیدن و زنم را بُرد. زنم غیبش زد. اصلن معلوم نشد کجا رفت، چرا رفت، چطور رفت، با اراده رفت یا به‌زور. هیچ رد و اثری ازش نماند و نمی‎شد از کسی یا چیزی شکایت کرد. به پلیس جریان را گفتم و آن‌ها پی‌اش را گرفتند، اما راه به جایی نبردند. زنم گم شده بود...

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک