IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
غائب طعمه فرمان
ویرایش
-
مترجم
موسی اسواری
صفحات
324 صفحه
انتشارات
وزن
340 گرم
شابک
تیراژ
-
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب درخت نخل و همسایه ها

قیمت قبل

درخت نخل و همسایه ها

نویسنده غائب طعمه فرمان
مترجم موسی اسواری
انتشارات هرمس
موجود
پالتوئی
1403
قیمت بازار: 660,000
478,000
کتاب درخت نخل و همسایه ها، اثر غائب طعمه فرمان، با ترجمه‌ی موسی اسواری، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
قیمت قبل

کتاب درخت نخل و همسایه ها

درخت نخل و همسایه ها

موجود
پالتوئی
1403
کتاب درخت نخل و همسایه ها، اثر غائب طعمه فرمان، با ترجمه‌ی موسی اسواری، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1403 توسط انتشارات هرمس، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی پالتوئی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
قیمتِ جدید در بازار: 660,000

478,000

درخت نخل و همسایه ها

اثر غائب طعمه فرمان

مشخصات محصول

نویسنده
غائب طعمه فرمان
ویرایش
-
مترجم
موسی اسواری
صفحات
324 صفحه
انتشارات
وزن
340 گرم
شابک
تیراژ
-
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

این رمان، داستان زن نانوایی به نام «سلیمه» را در واپسین سال های جنگ جهانی دوم و دوران پادشاهی «ملک فیصل»؛ آخرین پادشاه عراق به تصویر می کشد. عراق آن روزها که در سایه استعمار انگلیس از یک سو نفت و از سوی دیگر منابع ملی اش را از دست داده بود، دچار قحطی گسترده ای شد. این رمان، سرنوشت مجموعه ای از انسان های شوربخت را ترسیم می کند که در حاشیه تاریخ سر می کنند و حوادث آن در اماکنی روی می دهد که نخستین ویژگی آن ها فقر همه جانبه است. آن ها در یک خانه قدیمی، در کنار هم زندگی می کنند و با یکدیگر همسایه اند. فقر، گرسنگی، بیماری، بی سوادی، جُرم و جنایت و بازار سیاه و حتی روسپی گری، از بلایای این دوره است که نویسنده در اثر خود به خوبی آن ها را ترسیم کرده است.

گوشه ای از کتاب

عید که تمام شد، سلیمه پخت نان را از سر گرفت. وقتی پس از زیاده از دو ماه که به بطالت گذرانده بود نخستین بار در نیمه شب بیدار شد، احساس کرد ترسی غیرارادی به زیر پوستش می خزد. به دیواری که با طویله مشترک بود و مرهون چاروادار در زمستان از آن طرف با سنگ بر آن می کوبید و او بیدار می شد، نگاه کرد. اکنون به نظرش خالی و بی روح می نمود. آن طرف دیوار جز سنگ و کلوخ سرد و دیو و جن نبود. همین نیز احساس ترس را در او تشدید کرد. او اکنون در شب ساکن و تهی از وجود انسان ها تنها بود. برای درست کردن خمیر عجله کرد و وقتی آب کم آورد ترسید به حوض تاریک برود و به خالی کردن آب کتری و پارچ اکتفا کرد. ولی با طلوع سپیده بیدار شد و و قتی آتشِ تنور گُرگُر آشنای خود را سر داد، احساس اطمینانی گرم کرد. کمی بعد صدای سوت شب پا را شنید که پایان شب را اعلام می کرد. بسم الله گفت و پاره ای خمیر برداشت و به تنور چسباند. در اعماقش شادی کودکی برآمد که اسباب بازی گمشده ی خود را پیدا کرده باشد. به صدای کوبیدن خمیر به دیواره ی تنور که گوشش را پر کرده بود و لبریز از خیر و برکت طنین می انداخت و وحشتش را از بین می برد، انس گرفت. احساس کرد خمیر شل است و از دیدن آنکه نرم و رام در کف دستانش پهن می شد، لذت برد. پس از تنور اول حسین بیدار شد. با آنکه سلیمه به او نگفته بود که دوباره نان پخت خواهد کرد، در حالی که چشمانش را می مالید، سررسید. روی زمین نشست و در برابر قرص های نانِ پراکنده بر عبایی سیاه، خمیازه کشید. سلیمه این را محمل کرد و به او گفت: -عزیز، خمیازه نکش، برکتِ نون از بین می ره. -می رم صورتمو بشورم. -برو جونم، یه چرتی بزن! حسین نگاهی آمیخته به غیظ و عتاب به او کرد و او خجل چشم خواباند. وقتی جوان باز آمد، در سر سلیمه فکر دیگری بود: -ببین، حسین جون، من به جای تو نونا رو می شمرم. -بشمار. -آره، این جوری بهتره، نه تو به زحمت می افتی نه من. ولی سرِ ظهر با هم اختلاف پیدا کردند. دو ماه بیکاری به سلیمه چیزهای زیادی آموخته بود، از جمله اینکه بیشتر مواظب پول های خود باشد. -هفتاد قرص. -پنجاه و پنج تا. -عزیز، چه جوری شد پنجاه و پنج تا… هر تنور دوازده قرصه؟ -گفتم پنجاه و پنج تا. -بیا عزیز… پولا رو بده من و منو به حال خودم بذار… برو جونم، برو قهوه خونه. حسین از پیش او رفت. اگر سلیمه جیب های او را می گشت، سه درهم پیدا می کرد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک