IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
دی اچ لارنس
ویرایش
-
مترجم
فرید قدمی
صفحات
93 صفحه
انتشارات
وزن
139 گرم
شابک
تیراژ
300 جلد
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب جوراب ساق بلند سفید

قیمت قبل

و داستان های دیگر

نویسنده دی اچ لارنس
مترجم فرید قدمی
انتشارات هیرمند
موجود
رقعی
1404
قیمت بازار: 150,000
130,000

معرفی محصول

داستان‌های کوتاه انگلیسی - قرن ۲۰م. ساعت نزدیک هفت بود و هنوز نور وارد اتاق خواب سرد نشده بود. ویستون همچنان دراز کشیده بود و همسرش را نگاه می‌کرد. مرد داشت همسرش را نگاه می‌کرد که عجولانه لباس می‌پوشید و دست و پای دلربای کوچکش را می‌جنباند و لباس‌هایش را به اطراف پرت می‌کرد. شلختگی و ولنگاری‌اش مرد را اذیت نمی‌کرد. حاشیه زیر دامنی‌اش را که گرفت و از زمین برداشت، بند پاره تور سفیدش را از هم گسیخت و انداختمش روی میز توالت. بی قیدی سبک بارش جان مرد را سرمست می‌کرد. زن ایستاد مقابل آینه و دستی سرسری به زلف کوتاه و انبوهش کشید. مرد چالاکی و لطافت شانه‌های جوان همسرش را تماشا می‌کرد، آسوده مثل یک همسر و ستایشگرانه.
قیمت قبل

کتاب جوراب ساق بلند سفید

و داستان های دیگر

موجود
رقعی
1404

معرفی محصول

داستان‌های کوتاه انگلیسی - قرن ۲۰م. ساعت نزدیک هفت بود و هنوز نور وارد اتاق خواب سرد نشده بود. ویستون همچنان دراز کشیده بود و همسرش را نگاه می‌کرد. مرد داشت همسرش را نگاه می‌کرد که عجولانه لباس می‌پوشید و دست و پای دلربای کوچکش را می‌جنباند و لباس‌هایش را به اطراف پرت می‌کرد. شلختگی و ولنگاری‌اش مرد را اذیت نمی‌کرد. حاشیه زیر دامنی‌اش را که گرفت و از زمین برداشت، بند پاره تور سفیدش را از هم گسیخت و انداختمش روی میز توالت. بی قیدی سبک بارش جان مرد را سرمست می‌کرد. زن ایستاد مقابل آینه و دستی سرسری به زلف کوتاه و انبوهش کشید. مرد چالاکی و لطافت شانه‌های جوان همسرش را تماشا می‌کرد، آسوده مثل یک همسر و ستایشگرانه.
قیمتِ جدید در بازار: 150,000

130,000

جوراب ساق بلند سفید

اثر دی اچ لارنس

مشخصات محصول

نویسنده
دی اچ لارنس
ویرایش
-
مترجم
فرید قدمی
صفحات
93 صفحه
انتشارات
وزن
139 گرم
شابک
تیراژ
300 جلد
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

ساعت نزدیک هفت بود و هنوز نور وارد اتاق خواب سرد نشده بود. ویستون همچنان دراز کشیده بود و همسرش را نگاه می کرد. مرد داشت همسرش را نگاه می کرد که عجولانه لباس می پوشید و دست و پای دلربای کوچکش را می جنباند و لباس هایش را به اطراف پرت می کرد. شلختگی و ولنگاری اش مرد را اذیت نمی کرد. حاشیه زیر دامنی اش را که گرفت و از زمین برداشت، بند پاره تور سفیدش را از هم گسیخت و انداختمش روی میز توالت. بی قیدی سبک بارش جان مرد را سرمست می کرد. زن ایستاد مقابل آینه و دستی سرسری به زلف کوتاه و انبوهش کشید. مرد چالاکی و لطافت شانه های جوان همسرش را تماشا می کرد، آسوده مثل یک همسر و ستایشگرانه.

گوشه ای از کتاب

زن قبل از آنکه ازدواج کند، در کارخانه ی تورسازیِ سم آدامز دخترکی انباردار بود. سم آدامز، کارفرمایش، مردی مجرد و چهل ساله بود: خوش بنیه، شیک پوش و سرخ رو، با سبیل قهوه ای پُرپشت و موهایی تُنُک. از بقایای ظاهر پُر زرق وبرقش برمی آمد که تاسی مایه ی آزارش است. منشی پسندیده ای داشت و قدری خون ایرلندی در رگ هایش بود. علاقه ی سم آدامز به دخترها، یا که علاقه ی دختران به او، شهره بود و السی، این دختر زبل، زیبا، ریزاندام و بگی نگی بامزه -به نظر بامزه و شوخ می رسید، اگرچه حرف هایش که حکایت می شد، یکسره بی مایه بود- جذابیتِ زیادی برای آدامز داشت. آدامز با کُتی ملوانی، قهوه ای رنگ و مایل به زرد و تا حدودی اسپورت، شلوار چارخانه ای سیاه سفید و زیبا به پا، با کلاهی لبه بزرگ و گل میخکی در گل یقه اش می آمد انبار که السی را تحت تأثیر قرار دهد. السی اما تنها نیمچه تأثیری می پذیرفت؛ چراکه برای سلیقه ی خوبش مرد زیادی اجق وجق می زد. مرد به نحوی غریزی سلیقه ی السی را دریافت و عقلش سر رنگ سرمه ای آمد. آنگاه، مردی خوش اندام و سرخ رو شد، با چکمه های پُرپشت قهوه ای، کت وشلوار سرمه ای شیک، چکمه های آلامُدو و کلاه مردانه؛ دیگری مردی بی نقص بود. السی تحت تأثیرش قرار گرفت. اما در همین اثنا، ویستون در کار دلبری اش بود و دخترک، جلوی آینه ی اتاق خواب، برای خودش ژست‎هایی کوچک و شکوهمند می گرفت، از نوع تا ابد وفادار و راستین. آواز آن روزهایش این بود: وفادار، وفادار تا مرگ.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک