IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
مهرداد صدقی
ویرایش
-
مترجم
مترجم سمیه سزاوار شریعتی - مژده ابراهیم نتاج
صفحات
256 صفحه
انتشارات
وزن
230 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب آخرین نشان مردی نشر سوره مهر

معرفی کتاب آخرین نشان مردی نشر سوره مهر

نویسنده مهرداد صدقی
مترجم مترجم سمیه سزاوار شریعتی - مژده ابراهیم نتاج
انتشارات سوره مهر
موجود
رقعی
1403
375,000
کتاب آخرین نشان مردی، اثر مهرداد صدقی، با ترجمه‌ی مترجم سمیه سزاوار شریعتی - مژده ابراهیم نتاج، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب آخرین نشان مردی نشر سوره مهر

معرفی کتاب آخرین نشان مردی نشر سوره مهر

موجود
رقعی
1403
کتاب آخرین نشان مردی، اثر مهرداد صدقی، با ترجمه‌ی مترجم سمیه سزاوار شریعتی - مژده ابراهیم نتاج، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1403 توسط انتشارات سوره مهر، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

375,000

فهرست

کتاب آخرین نشان مردی اثر مهرداد صدقی. نشر سوره مهر منتشر شده است

مشخصات محصول

نویسنده
مهرداد صدقی
ویرایش
-
مترجم
مترجم سمیه سزاوار شریعتی - مژده ابراهیم نتاج
صفحات
256 صفحه
انتشارات
وزن
230 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

شب مامان می خواهد آشپزی ببیند اما بابا که جو ادامه تحصیل او را گرفته می گوید بزنم شبکه 4 الان اخبار انگلیسی داره. مامان به احترام قبولی بابا در دانشگاه چیزی نمی گوید. بابا بالاخره یک کانالی که اخبار انگلیسی دارد پیدا می کند. کمی نگاه می کند و وقتی متوجه نمی شود کانال را عوض می کند. مامان که می داند بابا از اخبار چیزی سر در نیاورده می گوید حالا اخبار چی می گفت؟ بابا هم می گوید یه چیزایی گفت ولی گفت بین خودمون باشه. مامان به شوخی می گوید خب همینو چجوری گفت؟ بابا هم می گوید یه چای مخصوص بیاری می گم. مامان می رود چای بیاورد و بابا برای تشکر با صدای بلند متنی از روی گوشی اش می خواند عزیزم فکر نکن من در موفقیتم نقش تو رو فراموش می کنم. ببین اینجا نوشته اکثر مردان موفقیت خود را مدیون همسر اولشون هستن و... . خود بابا دیگر ادامه جمله را نمی خواند و انگار تازه متوجه منظور آن جمله شده. مامان در حالی که برایش با مهربانی چای می آورد می گوید «ولی اکثر زن ها چون عدم موفقیتشون رو مدیون همسر اولشون هستن دیگه همون براشون بسه و بی خیال دومی می شن.» بابا برای اینکه دل مامان را به دست بیاورد یک حرکت منشوری با گونه او انجام می دهد و می گوید خداییش هیچی همین چای حاج خانوم عزیز خودم نمی شه. چای بوفه دانشگاه که اصلا نمی چسبه. حالا یک بار برو دانشگاه چای بخور بعد بگو. من کارهای پایان نامه ام را کنار گذاشته ام و دارم کارهای ثبت نام و انتخاب واحد بابا را انجام می دهم. بابا می گوید حامد ببین ورزش چندشنبه هاس؟ برای بابا راجع به واحدهایی که انتخاب کرده بیشتر توضیح می دهم. بابا که انگار خیلی تحت تأثیر اسم واحدها قرار گرفته کمی سرش را می خاراند و می گوید اوه اوه حاج خانوم جان یه چایی مخصوص دیگه بیار که درسا خیلی سنگینه.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک