IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
سارا دسن
ویرایش
-
مترجم
سیامک دشتی
صفحات
580 صفحه
انتشارات
وزن
501 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب و ادامه داستان

معرفی کتاب و ادامه داستان

نویسنده سارا دسن
مترجم سیامک دشتی
انتشارات ایران بان
موجود
رقعی
1400
795,000

معرفی محصول

(داستان های آمریکایی،قرن 21م،برگزیده انجمن کتابخانه های آمریکا،از پرفروش های نیویورک تایمز2019)

کتاب و ادامه داستان

معرفی کتاب و ادامه داستان

موجود
رقعی
1400

معرفی محصول

(داستان های آمریکایی،قرن 21م،برگزیده انجمن کتابخانه های آمریکا،از پرفروش های نیویورک تایمز2019)

795,000

و ادامه داستان

اثر سارا دسن

مشخصات محصول

نویسنده
سارا دسن
ویرایش
-
مترجم
سیامک دشتی
صفحات
580 صفحه
انتشارات
وزن
501 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

مقدمه

از گذشته چیزی به خاطر نمی آوردم به خصوص خاطره های خوش را اما این یکی را یادم نرفته است.

مامان یه قصه برام بگو

این جمله را زمانی به زبان می آوردم که توی تختخوابم بودم و اصلا خوابم نمی آمد.

اما عزیز دلم، من الان خیلی خسته ام.»

مادرم همیشه خسته بود به ویژه شبها پس از اینکه لیوان اول یا دوم شرابش را می نوشید. البته معمولا وقتی من خوابم میبرد او یک بطری را به کلی خالی کرده بود. پدرم پیش از اینکه به تختخواب خودش برود تا بخوابد، لیوان و بطری شراب را از کنار تخت مادرم بر میداشت او اگر پیش ما بود همیشه تلاش می کرد همه جا تروتمیز و همه چیز سر جای خودش باشد اما اگر نبود آثار جرم مادرم یعنی بطری خالی شراب و لیوان او در کنار تختخواب من باقی میماند.

وقتی پدرم بالای سرم نبود من به اصرار برای شنیدن قصه های مادرم ادامه می دادم.

نمی خوام که قصه ی شاه پریان برام بگی یکی از همون قصه های دریاچه رو بگو.»

همیشه وقتی این را میگفتم لبخندی بر لبان مادرم نقش می بست. خب این فرق میکنه از دریاچه تا دلت بخواد برات قصه میگم.

گوشه ای از کتاب

«خب، زندگیه دیگه آدم وقتی سرگرم بزرگ کردن بچه هاست، حواسش به بقیه ی دنیا نیست. اون حیوونی هم سرطان گرفت و خیلی زود تسلیم شد و رفت عوضش آکسفورد که اومده بود اینجا دریاچه رو ببینه به جای شنا توی آب یه دفعه من رو پیدا کرد و باید بگم از این نظر شانس آورد آخه فقط یه مدتی کنار دریاچه بودن به چه دردی میخوره؟!»

مدتی هر چهار نفر ما سکوت کردیم سرانجام این میمی بود که در حالی که نگاه محبت آمیزی به من میکرد سکوت را شکست خب دیگه بریم اول جای تو رو آماده کنیم بعد هم جای بابات رو بهش نشون بدم.»

میمی جلوتر از همه در اتاق را باز کرد و بیرون رفت ما هم به دنبال او وارد لابی هتل شدیم آکسفورد انگار نه انگار که هوای آن اتاق خیلی سرد است همان جا ماند روی یک صندلی لم داد و شروع کرد به خواندن روزنامه ای که با خود آورده بود. پدرم به سمت مینی اسکله ی لب ساحل رفت من حتی درست یادم نمیاد اینجا تغییری کرده یا نه اما به نظرم میاد این اسکله تازه است.» من به سمت ماشین پدرم رفتم تا از صندوق عقب چمدان و باری را که به قصد رفتن به خانه ی بریجت بسته بندی کرده بودم بردارم میمی پاسخ پدرم را داد دو سال پیش توفند ریچارد زد به اینجا و همه چی رو از بین برد چیزی که برای ما باقی گذاشت فقط یه مقدار چوب و سنگ شکسته بود وقتی بعد از توفند اومدم ساحل رو دیدم گریه ام گرفت. اما به نظر میاد چیزی که این دفعه ساختی به همین آسونی ها داغون نشه.»

امیدوارم اما مطمئن نیستم اگه توفند خیلی قوی باشه هیچ کاریش نمیشه کرد. اما بیمه که داشتی.»

پشت جلد

گاهی برای یافتن گمشده ات باید از خانه و کاشانه ای که سالها در آن زندگی کرده ای دل بکنی ...

اما مگر میدانی گمشده ات کیست یا چیست؟ اصلا میخواهی دنبال چه بگردی؟ خودت؟ مادرت؟ گذشته ات؟ آن دریاچه یا کسی که دوستش داشته ای و خودت هم نمی دانستی؟! من که هستم؟ قایقران یا قایق سوار و با این قایق به کجا خواهم رفت؟ به دریاچه ی شمالی یا به شمال دریاچه چه رازی در این دریاچه نهفته است؟ چرا دو سوی این دریاچه این قدر با هم فرق دارند؟ چرا کسی به من درباره ی این همه شگفتی چیزی نگفته بود؟ چرا نمی دانستی گذشته ای چنین رمز آلود و شگفت آور داشته ای؟

چرا خانواده ی ناشناخته ی من هم اسرار آمیز و هم دوست داشتنی است؟

به گذشته پرواز کن ... پاسخ همه ی این پرسش ها را خواهی یافت.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک