IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
هرنان دیاز
ویرایش
-
مترجم
وحید پورجعفری
صفحات
256 صفحه
انتشارات
وزن
306 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب در دوردست

قیمت قبل

در دوردست

نویسنده هرنان دیاز
مترجم وحید پورجعفری
انتشارات سنگ
موجود
رقعی
1400
قیمت بازار: 500,000
280,000

معرفی محصول

(داستان های آمریکایی،قرن 21م،برنده جایزه wiliam saroyan،کتاب برتر سال به انتخاب پابلیشرز ویکلی)
قیمت قبل

کتاب در دوردست

در دوردست

موجود
رقعی
1400

معرفی محصول

(داستان های آمریکایی،قرن 21م،برنده جایزه wiliam saroyan،کتاب برتر سال به انتخاب پابلیشرز ویکلی)
قیمتِ جدید در بازار: 500,000

280,000

در دوردست

اثر هرنان دیاز

مشخصات محصول

نویسنده
هرنان دیاز
ویرایش
-
مترجم
وحید پورجعفری
صفحات
256 صفحه
انتشارات
وزن
306 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

انگار گاوها که سرهای شان فروافتاده و پوزه های شان کف کرده بود به جای کشیدن درشکه ها پوسته ی زمین را با سم های شان شخم می زدند. عبور از دشت های دست نخورده شبیه حرکت میان ماده ای بسیار غلیظ بود. علاوه بر تخته سنگ ها و چاله های نهفته لابه لای علف ها که هر لحظه لاستیک ها و محورها را تهدید می کرد و بیشتر آن ها را می شکست. نرمی خاک و شن هم بود که نه با چرخ ها و نه سم گاوها سفت می شد و کاروان با کمتر از نصف سرعت معمولش جلو می رفت. یکی می گفت حساب کرده روزانه هفت یا حتی پنج مایل بیشتر پیشروی نمی کنند؛ اما جارویس خم به ابرو نمی آورد. می گفت یک مایل پیشروی در این میانبر برابر است با بیست مایل حرکت توی کوره راه آن ولگردهای کله شق. روند بهبود پسرک با وجود ضعف به خاطر خونریزی دلگرم کننده بود. طی چند روزی که به او آرام بخش می خوراندند مدام دچار تبی خفیف می شد که به گمان هاوکن نشانه ای مثبت از تلاش بدن برای غلبه بر بیماری بود. گاهی در خواب طوری دیوانه وار پانسمان هایش را می خاراند انگار یادش نبود دیگر دستی ندارد. هاوکن به بهانه ی بررسی وضعیت او مدام به درشکه شان سر می زد و بخیه ها را که معاینه می کرد دختر به او غذا و لیوانی شیر می داد تا کمی بیشتر بماند. هاوکن ساکت و خجالت زده می خورد یا می نوشید. شجاعت بالا بردن سر را که پیدا می کرد می دید دختر هم با نگاهی که دوست داشت آغشته به تحسین او باشد تماشایش می کند. موهای دختر هر روز رنگی متفاوت داشت. طلایی. مسی. چشم ها هم به متابعت از گیسوها تغییر رنگ می دادند. سبز. خاکستری. کک ومک های چهره اش شبیه صورت های فلکی دیدار به دیدار تکثیر می شدند، ناپیدا می شدند، باز پیدا می شدند و می چرخیدند. هیچ وقت کسی را چنین دقیق تماشا نکرده بود. کنجکاو بود بداند این دگرگونی ها واقعی اند یا تنها نتیجه ی بالا رفتن شناختش. هاوکن بیشتر شب ها را بیدار می ماند و ظاهر فردای دختر را تخیل می کرد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک