پلاگیا، زنی میانسال است که زندگی خود را در فقر گذرانده و از سکوت و خاموشی رنج برده و سرانجام متقاعد شده است که زندگی جز این نمی تواند باشد. شوهرش کارگر دائم الخمری است که سال ها او را کتک زده است. زن پس از مرگ شوهر، با تنها پسرش پاول زندگی می کند. پاول، کارگری جوان و باهوش و علاقمند به کتاب است که بعدها به انقلابیون می پیوندد. بعد از مرگ پدر، پاول کتاب های ممنوعه ای را به خانه می برد و دوستان هم قطارش را که همگی معتقد به اهداف انقلابند، به خانه دعوت می کند. در ابتدا پلاگیا از بحث و جدل آنها هیچ سردرنمی آورد، ولی چیزی نمی گذرد که میل به آزادی را در خود احساس می کند و پی می برد که حق حیاتی هم می تواند داشته باشد. او روز به روز با افکار و آرزوهای پسرش و رفقای او مشارکت بیش تری می کند، وقتی پاول به طور غیابی، محکوم و تبعید می شود، مادرش در فعالیت های مخفی که وی برای نجات مردم می کرد، ادامه می دهد. پلاگیا، کماکان از جانب پلیس تحت تعقیب است و سرانجام در عرصة نبرد و در کنار هم ردیفانش، دشنام می خورد و زیر لگد می افتد و بعد هم قربانی می شود.
کتاب مادر نشر جامی
معرفی کتاب مادر نشر جامی
موجود
معرفی محصول
پلاگیا، زنی میانسال است که زندگی خود را در فقر گذرانده و از سکوت و خاموشی رنج برده و سرانجام متقاعد شده است که زندگی جز این نمی تواند باشد. شوهرش کارگر دائم الخمری است که سال ها او را کتک زده است. زن پس از مرگ شوهر، با تنها پسرش پاول زندگی می کند. پاول، کارگری جوان و باهوش و علاقمند به کتاب است که بعدها به انقلابیون می پیوندد. بعد از مرگ پدر، پاول کتاب های ممنوعه ای را به خانه می برد و دوستان هم قطارش را که همگی معتقد به اهداف انقلابند، به خانه دعوت می کند. در ابتدا پلاگیا از بحث و جدل آنها هیچ سردرنمی آورد، ولی چیزی نمی گذرد که میل به آزادی را در خود احساس می کند و پی می برد که حق حیاتی هم می تواند داشته باشد. او روز به روز با افکار و آرزوهای پسرش و رفقای او مشارکت بیش تری می کند، وقتی پاول به طور غیابی، محکوم و تبعید می شود، مادرش در فعالیت های مخفی که وی برای نجات مردم می کرد، ادامه می دهد. پلاگیا، کماکان از جانب پلیس تحت تعقیب است و سرانجام در عرصة نبرد و در کنار هم ردیفانش، دشنام می خورد و زیر لگد می افتد و بعد هم قربانی می شود.
پلاگیا، زنی میانسال است که زندگی خود را در فقر گذرانده و از سکوت و خاموشی رنج برده و سرانجام متقاعد شده است که زندگی جز این نمی تواند باشد. شوهرش کارگر دائم الخمری است که سال ها او را کتک زده است. زن پس از مرگ شوهر، با تنها پسرش پاول زندگی می کند. پاول، کارگری جوان و باهوش و علاقمند به کتاب است که بعدها به انقلابیون می پیوندد. بعد از مرگ پدر، پاول کتاب های ممنوعه ای را به خانه می برد و دوستان هم قطارش را که همگی معتقد به اهداف انقلابند، به خانه دعوت می کند. در ابتدا پلاگیا از بحث و جدل آنها هیچ سردرنمی آورد، ولی چیزی نمی گذرد که میل به آزادی را در خود احساس می کند و پی می برد که حق حیاتی هم می تواند داشته باشد. او روز به روز با افکار و آرزوهای پسرش و رفقای او مشارکت بیش تری می کند، وقتی پاول به طور غیابی، محکوم و تبعید می شود، مادرش در فعالیت های مخفی که وی برای نجات مردم می کرد، ادامه می دهد. پلاگیا، کماکان از جانب پلیس تحت تعقیب است و سرانجام در عرصة نبرد و در کنار هم ردیفانش، دشنام می خورد و زیر لگد می افتد و بعد هم قربانی می شود.
آلکسی ماکسیموویچ پِشکوف که بیشتر با نام ماکسیم گورکی شناخته میشود زاده ۲۸ مارس ۱۸۶۸ است. او داستاننویس، نمایشنامهنویس و مقاله نویس انقلابی روس و از بنیانگذاران سبک رئالیسم سوسیالیستی بود.
گرچه ماکسیم گورکی را بیشتر به عنوان یک نویسنده در سطح جهانی میشناسند و ستایش میکنند، وی از رهبران جنبش انقلابی روسیه نیز به شمار میآید.
ماکسیم گورکی همانطور که در خاطرات خود آورده است با دو نویسنده معروف روسی زمان خود تولستوی و چخوف در ارتباط بوده است.
به قول هنریخ مان؛ ماکسیم گورکی میدان ادبیات را وسیع کرد؛ راهها و افقهای تازهای به روی ادبیات جهانی گشود؛ و موضوعهای جدید و خوانندگان تازه به ما داد.
او نمایندگان طبقهای را، که پیشتر سخنی از آنان در ادبیات گفته نشده بود، در شمار قهرمانان داستانهای ادبی درآورد.
ماکسیم گورکی پنج بار نامزد دریافت نوبل ادبیات شده است.
گورکی تودههای وسیع زحمتکشان را به دوستان کتاب و ادبیات بدل ساخت؛ و اگر نویسندگان امروز کاملا در قید هیئت حاکمه نیستند، این موفقیت را به نبوغ گورکی مرهوناند.
همچنین استفان زوایک در مورد او میگوید: ماکسیم گورکی! گویی ملت از میان تودهی عظیم و بی نام خود، شما را برگزیده و به سوی ما فرستاده است تا سیمای حقیقی و افکار و تمایلات نهانی او را برای ما شرح دهید.
اگر ما امروز اطلاعات بسیطی دربارهی ملت روس داریم، اگر آن ملت را دوست میداریم و به نیروی روحیش ایمان پیدا کردهایم، همه را مرهون شما هستیم.
آری، ماکسیم گورکی! پیش از همه و بیش از همه، این علم و اطلاع و ایمان را به شما مدیونیم؛ و اکنون که با حس عمیق سپاسگزاری، دست شما را میفشاریم، جسم و خون گرم مردم روسیه را به واسطهی آن احساس میکنیم.
ماکسیم گورکی بیشتر عمرش را در خارج از روسیه در تبعید بود و بعدها به دعوت استالین به شوروی بازگشت و در همان جا در سال ۱۹۳۶ در گذشت.
مادر، یک شب توفانی، استادان زندگی و ولگردها عناوین تعدادی از آثار اوست.
محمد قاضی مترجم بزرگ ایرانی زاده سال ۱۲۹۲ در مهاباد است. قاضی از جمله کسانی است که دانش آموختهی مدرسه دارالفنون است و تحصیلات آکادمیک را در رشته قضایی و در دانشکده حقوق دانشگاه تهران به پایان برده است.
کلود ولگرد نخستین گامهای محمد قاضی در طی فرآیند ترجمه است. او با ترجمههای شیوایش سهم بزرگی هم در پرمخاطب شدن نویسندگان و آثار گوناگون داشته است.
مثلا آناتول فرانتس در ایران نویسندهی مهجوری بود تا اینکه جزیره پنگوئنها با ترجمه او سبب شد تا این نویسنده پر استقبال شود. سپید دندان،نان و شراب، مادام بوواری، نیه توچکا، مادر و شاهکار بزرگ تاریخ ادبیات یعنی دن کیشوت تعدادی از ترجمههای محمد قاضی هستند.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک