IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
یوکیو میشیما
ویرایش
-
مترجم
مریم رضایی
صفحات
168 صفحه
انتشارات
وزن
175 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب دریانوردی که از چشم دریا افتاد

قیمت قبل

دریانوردی که از چشم دریا افتاد

نویسنده یوکیو میشیما
مترجم مریم رضایی
انتشارات سنگ
موجود
رقعی
1404
قیمت بازار: 550,000
450,000
کتاب دریانوردی که از چشم دریا افتاد، اثر یوکیو میشیما، با ترجمه‌ی مریم رضایی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
قیمت قبل

کتاب دریانوردی که از چشم دریا افتاد

دریانوردی که از چشم دریا افتاد

موجود
رقعی
1404
کتاب دریانوردی که از چشم دریا افتاد، اثر یوکیو میشیما، با ترجمه‌ی مریم رضایی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1404 توسط انتشارات سنگ، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
قیمتِ جدید در بازار: 550,000

450,000

دریانوردی که از چشم دریا افتاد

اثر یوکیو میشیما

مشخصات محصول

نویسنده
یوکیو میشیما
ویرایش
-
مترجم
مریم رضایی
صفحات
168 صفحه
انتشارات
وزن
175 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

مادر نوبورو درِ اتاقش را بست و قفل کرد. اگر همه جا آتش بگیرد، او باید چه کند؟ این را به خودش قول داده بود که اول از همه، او را بیرون ببرد. اگر در چوبی در اثر گرما تاب بر دارد یا سوراخ کلید با رنگ مسدود شود چه؟ از پنجره؟ پایین آن سنگفرش بود و به علاوه ارتفاع طبقه دوم این خانه دراز بی قواره، به طرز ناامید کننده ای زیاد بود. آن ها در بالای تپه یادو در یوکوهاما، در خانه ای که پدرش ساخته بود، زندگی می کردند. در طول جنگ، خانه توسط نیروهای اشغالگر مصادره شده و در هر اتاق، یک توالت نصب شد. با این که حبس شدن در اتاق در طول شب، چندان باعث ناراحتی او نمی شد، اما برای یک آدم ۱۳ ساله، حقارت بزرگی به حساب می آمد.

گوشه ای از کتاب

پس از اینکه فوساکو به سر کارش رفت، ریوجی هم برای مدت کوتاهی به راکویو رفت و بعد تاکسی گرفت و دوباره از میان خیابان های خلوت به پارک برگشت، همان جایی که شب قبل با هم بودند. عصر آن روز قرار گذاشته بودند همدیگر را ببینند و هیچ جای دیگری به فکرش نمی رسید که تا آن موقع آن جا بماند. ظهر بود و پارک خالی بود. آب از آب سردکن سرازیر شده بود و سنگفرش پارک را به رنگ سیاه مات درآورده بود. ملخ ها روی درخت سرو با صدای گوشخراشی جیرجیر می کردند. بندر از سمت تپه به طرف دریا امتداد یافته بود و انگار کش آمده بود. اما برای ریوجی تمام آن منظره در وقت ظهر یادآور شب گذشته بود. عصر آن روز را در ذهنش مجسم می کرد، بعد مکث می کرد تا لحظه ای را مزه مزه کند و دوباره و دوباره لحظات شب قبل را از خاطر می گذراند. زحمت خشک کردن عرق های صورتش را به خود نمی داد. همان طور که با حواس پرتی کاغذ سیگاری را که به گوشه ی لبش چسبیده بود می کند، در ذهنش مدام به خودش غر می زد، چطور تونستم این قدر بد حرف بزنم. نمی توانست افکارش را درباره ی افتخار و مرگ، آرزوها و سرخوردگی های انباشته در قلبش و دیگر احساسات تاریکی که در تلاطم اقیانوس گم شده بودند، به زبان بیاورد. هر بار می خواست درباره ی این چیزها حرف بزند، شکست می خورد. اگر زمان هایی وجود داشت که احساس بی ارزش بودن می کرد، زمان هایی هم بودند که اتفاقاتی به شگفتی غروب های خلیج مانیل در درونش شعله می افروختند تا بداند او برگزیده است و از هر آدم دیگری برتر است. اما نمی توانست از این افکار برای زن حرف بزند. سؤالش را به خاطر آورد؛ چرا تا الان ازدواج نکردی؟ و جواب خودش را با آن لبخند تصنعی به خاطر آورد. پیدا کردن زنی که بخواد همسر یه ملوان بشه آسون نیست. اما چیزی که در واقع می خواست بگوید این بود: افسرهای دیگه دو سه تا بچه دارن، مدام نامه هاشون رو می خونن و به نقاشی هاشون که از خونه ها و گل ها و خورشید کشیدن، نگاه می کنن. این مردها فرصت زندگی شون رو دور انداختن. دیگه هیچ امیدی بهشون نیست. من هیچ وقت همچین کاری نکردم، به جای آن، تمام عمرم فرصت داشتم به خودم به عنوان یه مرد واقعی فکر کنم. اگه راهم درست باشه، یه روز می رسه که شیپورها برای من به صدا درمی آن و از دورترین نقطه صدای بلند افتخار مثل نوری که از لابه لای ابرهای تیره بگذرد، به سمت من می آد و صدام می کنه. اون روز که برسه به تنهایی از تختم بیرون می آم و آماده می شم. برای همین هیچ وقت ازدواج نکردم. صبر کردم و صبر کردم تا الان که سنم از سی گذشته.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک