کتاب
عمارت گالانت،
اثر وی.ای.شواب،
با ترجمهی محمد جوادی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب عمارت گالانت
عمارت گالانت
موجود
کتاب
عمارت گالانت،
اثر وی.ای.شواب،
با ترجمهی محمد جوادی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1405
توسط انتشارات تندیس،
به چاپ رسیده است.
این محصول
در قطع و اندازهی رقعی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
اولیویا خیلی خسته است ولی باز هم خوابش نمی برد.
دست وپاهایش که از هوای تازه و کار در باغ خسته هستند در رختخواب فرو رفته اند اما ذهنش درگیر صدها سؤال است. در تخت غلت می زند، اشک ریختن شمع روی میز کنار تخت را تماشا می کند و گذر ساعت ها را با تمام وجود حس می کند. چیزی نمانده است تسلیم شود و ملحفه ها را کنار بزند که صدایی می شنود.
در با صدای آرامی باز می شود.
ولی در را قفل کرده بود.
نفسش را حبس می کند. نجوای آرام قدم های برهنه ای را روی کف پوش چوبی پشت سرش می شنود. سپس پیکری روی سمت دیگر تخت قرار می گیرد و تشک از وزن او فرو می رود. تصمیم می گیرد آهسته برگردد. مطمئن است تنها به خاطر خستگی دچار توهم شده است. مطمئن است اتاق خالی است و…
زنی جوان روی لبه ی تخت می نشیند.
از اولیویا بزرگ تر است ولی نه خیلی. صورتش کمی آفتاب سوخته است و دسته های موی قهوه ای رنگ تا کمرش می رسند. وقتی سرش را برمی گرداند نور شمع روی گونه های برجسته اش شروع می کند به رقصیدن. چانه ی باریکش زاویه ها و خط های تصویر داخل عکس آن روز صبح را ترسیم می کند. خط ها و زاویه هایی که اینجا و آنجا در صورت خود اولیویا هم وجود دارند.
مادرش از پهلو به او نگاه می کند. لبخندی روی صورتش سوسو می زند، لبخندی پر از شیطنت. در این لحظه هنوز جوان است، دختری بیش نیست. اما سپس نور شمع جابه جا می شود، سایه ها سمت دیگری می روند و دوباره تبدیل به زن می شود.
انگشت هایش روی ملحفه ها به حرکت درمی آیند. اولیویا نمی داند دستش را سمت او دراز کند یا عقب بکشد. در آخر هیچ یک را انجام نمی دهد چون نمی تواند تکان بخورد. دست وپاهایش سنگین و بی حرکت هستند. شاید باید بترسد ولی احساس ترس نمی کند. نمی تواند از گریس پرایر چشم بردارد؛ حتی وقتی داخل تخت می آید، حتی وقتی کنار او دراز می کشد، حتی وقتی زاویه ی دست وپاهای دخترش را تقلید می کند، حتی وقتی گردنش را مثل او خم می کند و سرش را به صورت مایل درمی آورد. انگار نوعی بازی است.
پاهای برهنه اش خاکی هستند، درست مثل پاهای اولیویا قبل از اینکه آن ها را بشوید. انگار در باغ می دویده است؛ اما دست های مادرش تمیز و ظریف هستند. اولیویا جریان هوایی را بالای باندهای دور دستش احساس می کند، انگار مادرش دستش را نوازش می کند و نگرانی در صورتش نمایان می شود. دستش سمت گونه های اولیویا سر می خورد.
یک تماس، با صورت او، گرم است و حرکتش مانند نوازش می ماند. نور شمع به فضای باریک بین بدن آن ها نفوذ نمی کند و صورت مادرش تاریک و حالتش غیرقابل تشخیص است. اما وقتی لبخند می زند و سرش را نزدیک می آورد تا حرف بزند، اولیویا درخشش دندان هایش را می بیند.
صدایش لطیف و آشناست. تیز و شیرین نیست، بم و آرام بخش است. خش خش ضعیفی است، مانند سنگ ریزه در گلویش.
مادرش می گوید: اولیویا، اولیویا، اولیویا. انگار دارد ورد می خواند، مانند آخرین کلمه های یک افسون و شاید واقعاً جادوست، چون با همین کلمه ها از خواب بیدار می شود.
ویکتوریا الیزابت شواب، زادهی ۷ ژوئیهی ۱۹۸۷، رماننویس ژانر فانتزی است. این نویسندهی امریکایی سال ۲۰۰۹ در رشتهی هنرهای زیبا از دانشگاه واشینگتن در سنت لوئیس فارغالتحصیل شد. او ابتدا قصد داشت در رشتهی اخترفیزیک تحصیل کند، اما پس از گذراندن دورهی هنر و ادبیات، مسیر زندگیاش تغییر کرد. او اولین رمانش را در سال دوم دانشگاه نوشت که چاپ نشد. قبل از فارغالتحصیلی، شرکت دیزنی امتیاز اولین رمان او را خرید. شواب به خاطر مجموعهی «تبهکاران»، مجموعهی «سایههای جادو» و داستانهای کودک و نوجوان شناخته شده است.
شواب در رمانهای جوان و بزرگسال از تخلص اسمی وی. ای و در رمانهای کودک و نوجوان از نام ویکتوریا استفاده میکند.
این نویسندهی جوان تاکنون موفق شده است که بیش از سی رمان در ژانر فانتزی بنویسد و با خلق شخصیتهایی تأثیرگذار در داستانهایش، خود را بهعنوان یکی از نویسندگان مطرح در این ژانر معرفی کند؛ رمانهایی که بهصورت مجموعه یا مستقل به زبانهای مختلف ترجمه شده و امتیاز ساخت فیلم بسیاری از آنها را شرکتهای بزرگ فیلمسازی خریدهاند.
روزنامهی ایندیپندنت او را جانشین رماننویس مطرح بریتانیایی دایانا وِین جونز میداند، با توانایی حسادتبرانگیز در تغییر سبکها، ژانرها و لحنها که در آثار نیل گیمن نویسندهی رمانهای فانتزی و علمی_تخیلی دیده میشود.
در حال حاضر مطلبی درباره محمد جوادی
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
ویدیوهای محصول
خرید کتاب
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک