IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
جولیان دونالدسون
ویرایش
-
مترجم
الهه علوی
صفحات
304 صفحه
انتشارات
وزن
355 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب عمارت ایدنبروک

یک رمان کلاسیک جذاب و عاشقانه

نویسنده جولیان دونالدسون
مترجم الهه علوی
انتشارات مولانا
موجود
رقعی
1405
17% 590,000
489,700
کتاب عمارت ایدنبروک، اثر جولیان دونالدسون، با ترجمه‌ی الهه علوی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب عمارت ایدنبروک

یک رمان کلاسیک جذاب و عاشقانه

موجود
رقعی
1405
کتاب عمارت ایدنبروک، اثر جولیان دونالدسون، با ترجمه‌ی الهه علوی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1405 توسط انتشارات مولانا، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
17% 590,000

489,700

عمارت ایدنبروک

اثر جولیان دونالدسون

مشخصات محصول

نویسنده
جولیان دونالدسون
ویرایش
-
مترجم
الهه علوی
صفحات
304 صفحه
انتشارات
وزن
355 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

وقتی سرم در آب فرو رفت لرزیدم و با صدایی وحشتناک شروع کردم به سرفه کردن ناگهان متوجه شدم دارم با جریان آب به سرعت از عمارت دور می شوم. اگرچه آب عمیق نبود اما من دست و پا میزدم تا بتوانم پاهایم را روی سنگهای کف رودخانه ثابت نگه دارم ، ولی به خاطر لیزی سنگها و جریان آب نمی توانستم بایستم.
ناگهان درخت بیدی را بالای سرم دیدم که شاخ و برگهای آویخته اش تا نزدیکی های آب کشیده شده بودند. چشمم را به شاخه ای دوختم که به نظر محکم تر از بقیه میرسید. همین که جریان آب مرا تا جایی رساند که میتوانستم دستم را به شاخه برسانم، آن را چسبیدم و دیوانه وار به این سو و آن سو لگد پراندم تا توانستم خودم را به کنار رودخانه بکشانم.
به زحمت از کنار رودخانه بالا رفتم چرخیدم و روی چمنزار ولو شدم تا نفسی تازه کنم.
وقتی ایستادم دیدم تکه های گل شاخه های علف و برگهای خیس لابه لای دامنم گیر کرده اند. دستم را به موهایم کشیدم و دیدم به شکل عجیبی باز و آویزان شده اند. برگی را از لای موهایم در آوردم وای که عجب عذابی بود حالا باید راهی پیدا میکردم تا قبل از شام به ظاهرم برسم و تا آن لحظه هم حتماً کلی وقت از دست داده بودم. باید عجله میکردم تا سر وقت به شام برسم و اگر کسی من را میدید چه؟
موهایم را از روی صورتم کنار زدم و تا جایی که دامن خیس و چکمه های گلی ام اجازه میدادند به طرف پل شروع به راه رفتن کردم چرا؟ واقعاً چرا به گردش آمدم؟ این دقیقاً همان رفتاری بود که مادر بزرگ نمیپسندید به همین دلیل بود که میخواست طرز زندگی کردنم را عوض کنم به علاوه کدام وارث در آب می افتاد؟

پشت جلد

یک داستان عاشقانه که قلب را به تپش میاندازد تا تمام شدن کتاب نتوانستم آن را زمین بگذارم ماری مال همسر براندون مال نویسنده پرفروش نیویورک تایمز
ماریان داونتری حاضر است هر کاری انجام دهد تا از شر زندگی یک نواخت و کسالت آور در بث و همچنین توجهات یک خواستگار بدپیله و ناخواسته رها شود. بنابراین وقتی نامه ای از طرف خواهر دوقلویش دریافت میکند. که او را به عمارت باشکوه یکی از دوستان قدیمی مادرش دعوت کرده است بی معطلی راهی سفری پرماجرا میشود غافل از اینکه قرار است چه عشقی در قلبش شعله ور گردد.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک