کتاب
راز جنگل پیر،
اثر دینو بوتزاتی،
با ترجمهی بهمن فرزانه،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب راز جنگل پیر
راز جنگل پیر
موجود
کتاب
راز جنگل پیر،
اثر دینو بوتزاتی،
با ترجمهی بهمن فرزانه،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1402
توسط انتشارات ثالث،
به چاپ رسیده است.
این محصول
در قطع و اندازهی رقعی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
سرهنگ «سباستیانو پروکو» وارث بخش اعظم مزرعه ای در جنگلی به نام «جنگل پیر»، در بهار 1925 به دهکدة «درة فوندو» آمده و مستقر شده بود. وارث قسمت وسیعی از مزارع نیز برادرزادة 12 سالة او «نبونوتو پروکولو» بود که قیمومیت وی به عهدة سرهنگ بود. سرهنگ با ورود به جنگل پیر متوجه اسرار جنگل شد. روی درختان کهنسال جنگل، اجنه های بی آزاری زندگی می کردند. بادی به نام ماتئو وجود داشت که فرمانبردار سرهنگ می شد. کلاغ زاغی که ورود هر فردی به جنگل را اطلاع می داد. دوستی عمیق و دیرینة یکی از اعضای هیئت جنگلبانی به نام «برناردی» با اجنه ها و سعی و تلاش او در حفظ بقای آنها و دوستی بنونوتوپرو با اهالی جنگل، با ورود سرهنگ به جنگل به عنوان ارباب جنگل و خلق و خوی منحصر به فرد او، تغییرات اساسی در جنگل پدید آمد و موجب تحولات عظیمی در جنگل پیر شد.
گوشه ای از کتاب
فقط صبح روز بعد بود که ماتئو به سراغ سرهنگ رفت. آن روز باران می بارید و سباستیانو پروکولو در اتاق دفترش اوراقی کهنه را بررسی می کرد. پنجره چارتاق باز بود.
با ورود باد، سرهنگ حتی روی خود را هم برنگرداند. چیز سنگینی روز کاغذها گذاشت تا باد آن ها را نبرد. گفت: «تصور می کردم تو یک باد جنگجو هستی، ولی همراه با عطر وارد شده ای، مثل یک زبرجد شاعرانه، خیلی ظریف شده ای.»
ماتئو جواب داد: «در روزهای بارانی این طور می شود. عطرهای جنگلی به من می چسبند و نمی توانم خودم را از دستشان خلاص کنم.»
بعد سکوت کرد. مکثی پیش آمد.
اندکی بعد، سرهنگ گفت:
«واقعاً که من چه شاهکاری زدم که تو را آزاد کردم. تو می گفتی: تمام دشمنان تو را نابود خواهم کرد. بنا بر میل تو هوا را صاف یا طوفانی خواهم کرد. باید خجالت بکشی که آن قدر افاده کرده بودی . تو بادی هستی که قدرت خود را از دست داده است.»
ماتئو با تأسف گفت:
«جناب سرهنگ، از این حرف ها نزنید. درست همان زندانی بودن مرا نابود کرده است. آره، آن اواریستوی ناچیز موفق شد بر من غلبه کند! ضعیف شده ام. شوخی نیست که بیست سال در آنجا محبوس بمانی. اگر کس دیگری به جای من بود حتماً جان داده بود. عجالتاً من به وقت احتیاج دارم. تا دو سه ماه دیگر ماتئو به صورت اول خود برخواهد گشت.»
سباستیانو پروکولو گفت:
«به یاد یکی از آشنایانم می افتم که سرقتی کرده و به نه سال زندان محکوم شده بود. وقتی از زندان بیرون آمد، طبعاً پر از امید بود. به نظر می رسید پر شده است، ولی خودش می گفت شش هفت ماه دیگر به صورت اول برخواهم گشت. آره، او هم عیناً مثل تو حرف می زد، ولی به او می گفتم دوست عزیز، همه اش حرف مفت است. هربار که او را می دیدم می گفت هنوز کمی استراحت لازم دارد، ولی حالش روز به روز بدتر می شد.»
ماتئو گفت: «این مسئله برای بشر صدق می کند. برای ما بیست سال زندانی شدن مسئلۀ بسیار مهمی است. ولی من به هر حال به تو نشان خواهم داد.»
زادۀ سال ۱۹۰۶ در سان پلگرینو در حومۀ بلونو. بوتزاتی پیوستگی جالبی هم با کشورمان دارد و از روی مطرحترین رمان او، بیابان تاتارها، فیلمی ساخته شده است که تصویربرداری آن، در مجموعۀ تاریخی ارگ بم بوده است.
نام بوتزاتی ونیزی با همان اولین رمانش، یعنی بارنابوی کوهستانها، بر سر زبانها افتاد. این کتاب چنان محبوب شد که نام این نویسنده را در میان منتقدان و مخاطبان، به یکسان به اذهان سپرد.
جایزۀ استرگا، که یکی از مطرحترین جوایز ادبی کشور ایتالیاست، در سال ۱۹۵۸، انتظار بوتزاتی را میکشید، که کتاب شصت داستان باعث شد در نهایت، این جایزه در دستان بوتزاتی قرار گیرد.
همچنین ازجمله دیگر رکوردهای دینو بوتراتی، آن است که در سال ۱۹۶۰، نخستین رمان علمی-تخیلی تاریخ ادبیات ایتالیا به قلم او به چاپ رسید.
دینو بوتزاتی نویسندهای است که محبوب فیلمسازان هم بوده. بسیاری از نوشتههای او تاکنون منبع اقتباسی فیلمسازان گوناگون نیز بوده است.
مثلاً والریو زورلینی بیابان تاتارها را، که بهنوعی شاید ستایششدهترین رمان اوست، به فیلم تبدیل کرده است. همچنین ماریو برنتا، براساس رمان بارنابوی کوهستان، فیلم اقتباسی درخشانی ساخته است.
سفر به دوزخ، راز جنگل پیر، راز نویسنده، سلطۀ خرسها بر سیسیل و کولومبره ازجمله دیگر آثار اوست.
بهمن فرزانه نویسنده و مترجم ایرانی در سال ۱۳۱۷ زاده شد او از کودکی به ادبیات علاقه داشت و کتابهای متعددی را مطالعه میکرد. او به هنر هم علاقه داشت و رشتهی معماری را برای تحصیل در دانشگاه انتخاب کرد ولی این رشته را ناتمام رها کرد و به مدرسهی مترجمی سازمان ملل رفت. او پس از این دوران تماموقتش را صرف ترجمهی آثار فاخر بینالملل کرد.
بهمن فرزانه به زبانهای ایتالیایی، انگلیسی، اسپانیایی و فرانسوی تسلط داشت و برای آموختن زبان اسپانیایی دو سال به کشور اسپانیا سفر کرد.
او سالها در ایتالیا (شهرهای فلورانس و رم) زندگی کرد. در بهار ۱۳۹۲ به قصد استراحت به ایران بازگشت و اعلام کرد دیگر قصد رفتن به ایتالیا را ندارد. وی در هفدهم بهمن ۱۳۹۲ در ۷۵ سالگی در تهران درگذشت و پیکرش در قطعه ۲۵۵، ردیف ۳۷، شماره ۱۰ در خاک آرام گرفت.
در ۲۶ سالگی نخستین کتاب را از تنسی ویلیامز ترجمه کرد و پس از آن مدّتی به همکاری با شرکتهای فیلمسازی ایتالیا پرداخت و فیلمنامهای نیز نوشت که به تولید فیلم رسید . او در پی علاقهاش به سینما و تئاتر در یک فیلم ایتالیایی در همان دوران جوانیاش ایفای نقش کرد، در این فیلم نقش سفیر ایران در سازمان ملل را داشت.
او مدتزمان زیادی در ایران نبود و در کشورهای اروپا زندگی کرد؛ همین موضوع سبب اشراف کامل این نویسنده به چند زبان شد. کمتر مترجمی هست که بتواند آثار متعددی را از زبانهای مختلف به فارسی ترجمه کند
وی نویسنده و مترجم بیش از ۵۰ کتاب به فارسی بود. ترجمههای او بسیاری از نویسندگان مطرح جهان را به ایرانیان معرفی کردهاست
او آثار تنسی ویلیامز، گراتزیا کوزیما دلدا، آلبا دسس پدس، لوئیچی پیراندللو، گابریل گارسیا مارکز، آنا کریستی، اینیاتسیو سیلونه، رولد دال، گابریل دانونزیو، واسکو پراتولینی، ایروینگ استون، جین استون و … را به فارسی برگرداندهاست.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک