IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
جلیل امجدی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
1200 صفحه
انتشارات
وزن
1277 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1401
تصویرگر
-
جلد
گالینگور

کتاب دلدادگان آزادی

معرفی کتاب دلدادگان آزادی

نویسنده جلیل امجدی
انتشارات رسانش
موجود
رقعی
1401
450,000
کتاب دلدادگان آزادی (2 جلدی) (زرکوب،رقعی،رسانش نوین)، اثر جلیل امجدی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب دلدادگان آزادی

معرفی کتاب دلدادگان آزادی

موجود
رقعی
1401
کتاب دلدادگان آزادی (2 جلدی) (زرکوب،رقعی،رسانش نوین)، اثر جلیل امجدی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1401 توسط انتشارات رسانش، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

450,000

فهرست

مقدمه


فهرست


بازجویی و شکنجه در زندان دوره پهلوی


فرهنگ نامه زندانیان سیاسی در دوره پهلوی


صابر همیشگی محمود .


صادقی تبار، سیاوش .


صادقی نیارکی، حسین


صالح آبادی، علی .


صباغیان هاشم.


صداقتی ابراهیم.


صدیقی لجه گورانی اسدالله .


صدیقیان علیرضا .


صرامی، احمد.


صفاتی دزفولی ایرج


صفاری خوزانی عباس


صفاریان، علیرضا .


صلواتی، فضل الله .


صلواتی، محمود.


صمصامی فرد جلال


صمیمی بهبهانی کیوان


صنوبری محمد باقر .


صوفی آبادی رضا .


طالبیان محمد


طاهرزاده حسینعلی


طاهری سید جلال الدین


طباطبایی سید محمد .


طباطبایی لطفی سید محمد

مشخصات محصول

نویسنده
جلیل امجدی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
1200 صفحه
انتشارات
وزن
1277 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1401
تصویرگر
-
جلد
گالینگور

گوشه ای از کتاب

فشارها عمدتا روی ارتباطات سازمانی بود که رده بالا و رده پایین کی است. کی را عضوگیری کردی و کی را عضوگیری نکردی که بنده روحم خبر نداشت. هر چه داشتم ارتباطم با دکتر شریعتی بود شریعتی فعالیت و سخنرانی هایش علنی بود. نهایتش اگر بخواهیم مثلا به عنوان جرم تلقی کنیم بعضی از اعلامیه ها و اطلاعیه های مجاهدین و فداییها بود که آن زمان در دانشگاه پخش میشد و به دست من میرسید به دست دیگران میرسید و به هم میرساندند. این تبادلات حداقلی بود که اگر بشود اینها را جرم تلقی کرد بقیه اش خواندن آثار دکتر شریعتی و حضور در حسینیه ارشاد و کلاسها و تکثیر و توزیع آثار دکتر شریعتی بود که از لحاظ قانونی جرم نبوده و فعالیت علنی محسوب میشد.

به فاصله یک یا دو ماه که به طور دقیق یادم نیست مرا به بازجویی میبردند و تهدیدات سنگینی میکردند که تو حرفهایت را نمیزنی و باید به اتاق حسینی بروی ای حسینی بیا این حرفهایش را نمیزند حسینی آمد چشم هایم را بستند و بردند و مرا به آپولو بستند یک تصویر ذهنی از آپولو در خاطرم مانده است. هنوز فرصت نکرده ام بروم و موزه عبرت را ببینم یک نیمکت چوبی بود که پشتش یک تکیه گاه داشت. پاها به وسیله دو تا قلاب از مچ بسته میشد و دستها در دو طرف با دو تا گیره محکم میشد گیره ها مثل این بود که بسته میشد تا لوله ها بریده شود. چیزی مثل سشواری کلاهی روی سر قرار میگرفت که شکل کلاه فضانوردها را داشت. به همین علت شاید اسمش را آپولو میگفتند گیره ها را میپیچیدند و دست زیر فشار بود. کلاه هم که در سر بود هر چه جیغ و داد میکردیم صدا تو سر آدم می پیچید. چیزی مثل چکش هم روی آن میکوبیدند. آپولو پدیده وحشتناکی بود.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک