IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
لئو نیکلایویچ تولستوی
ویرایش
-
مترجم
علی رضا جباری
صفحات
565 صفحه
انتشارات
وزن
624 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شمیز

کتاب تمشک شمیز،رقعی،افکار

تمشک

نویسنده لئو نیکلایویچ تولستوی
مترجم علی رضا جباری
انتشارات افکار
ناموجود
رقعی
1402

معرفی محصول

روزی تزار سه پرسش را مطرح می سازد تا هرکس می تواند، بهترین پاسخ را به آن بدهد. یکی این که کدام فرصت را برای شروع کارها نباید از دست داد؟ دیگری این که کدام افراد را باید برتر شمرد و به آنها توجه کرد؟ و سوم این که کدام کار از بقیه مهم تر است؟ او با شنیدن پاسخ های افراد گوناگون هیچ یک از آنها را نپسندید و برای یافتن پاسخی قانع کننده به سمت راهبی فرزانه رهسپار می شود. تزار با ورود به کلبة راهب او را در حال کندن کرت مشاهده می کند و آنگاه پرسش هایش را مطرح می سازد، اما راهب در این حال تزار را به کندن دعوت می کند. راهب در همان حال با مردی که درحال دویدن به سمت کلبه اش بود مواجه می شود؛ مردی که قصد کشتن تزار را داشت اما به دست محافظان تزار زخمی شده بود. راهب با مشاهدة مرد زخمی اقدام به بستن زخم های او می کند. روز بعد راهب در جواب پرسش های تزار می گوید: اگر دیروز به جای کندن کرت ها مرا تنها گذاشته بودی آن شخص به تو حمله می کرد، پس آن هنگام بهترین زمان برای کندن بود و من مهم ترین کسی بودم که تو می بایست به او توجه می کردی و مهم ترین کارت کمک به من بود. داستان مذکور با عنوان «سه پرسش» اثر «لئو تولستوی» یکی از داستان های کوتاه مجموعة حاضر است. کتاب پس از درج مبحثی با نام «فلسفة تولستوی»، 30 داستان کوتاه از این نویسندة روسی قرن 19 را دربرمی گیرد.

کتاب تمشک شمیز،رقعی،افکار

تمشک

ناموجود
رقعی
1402

معرفی محصول

روزی تزار سه پرسش را مطرح می سازد تا هرکس می تواند، بهترین پاسخ را به آن بدهد. یکی این که کدام فرصت را برای شروع کارها نباید از دست داد؟ دیگری این که کدام افراد را باید برتر شمرد و به آنها توجه کرد؟ و سوم این که کدام کار از بقیه مهم تر است؟ او با شنیدن پاسخ های افراد گوناگون هیچ یک از آنها را نپسندید و برای یافتن پاسخی قانع کننده به سمت راهبی فرزانه رهسپار می شود. تزار با ورود به کلبة راهب او را در حال کندن کرت مشاهده می کند و آنگاه پرسش هایش را مطرح می سازد، اما راهب در این حال تزار را به کندن دعوت می کند. راهب در همان حال با مردی که درحال دویدن به سمت کلبه اش بود مواجه می شود؛ مردی که قصد کشتن تزار را داشت اما به دست محافظان تزار زخمی شده بود. راهب با مشاهدة مرد زخمی اقدام به بستن زخم های او می کند. روز بعد راهب در جواب پرسش های تزار می گوید: اگر دیروز به جای کندن کرت ها مرا تنها گذاشته بودی آن شخص به تو حمله می کرد، پس آن هنگام بهترین زمان برای کندن بود و من مهم ترین کسی بودم که تو می بایست به او توجه می کردی و مهم ترین کارت کمک به من بود. داستان مذکور با عنوان «سه پرسش» اثر «لئو تولستوی» یکی از داستان های کوتاه مجموعة حاضر است. کتاب پس از درج مبحثی با نام «فلسفة تولستوی»، 30 داستان کوتاه از این نویسندة روسی قرن 19 را دربرمی گیرد.

تمشک شمیز،رقعی،افکار

اثر لئو نیکلایویچ تولستوی

مشخصات محصول

نویسنده
لئو نیکلایویچ تولستوی
ویرایش
-
مترجم
علی رضا جباری
صفحات
565 صفحه
انتشارات
وزن
624 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شمیز

چکیده

روزی تزار سه پرسش را مطرح می سازد تا هرکس می تواند، بهترین پاسخ را به آن بدهد. یکی این که کدام فرصت را برای شروع کارها نباید از دست داد؟ دیگری این که کدام افراد را باید برتر شمرد و به آنها توجه کرد؟ و سوم این که کدام کار از بقیه مهم تر است؟ او با شنیدن پاسخ های افراد گوناگون هیچ یک از آنها را نپسندید و برای یافتن پاسخی قانع کننده به سمت راهبی فرزانه رهسپار می شود. تزار با ورود به کلبة راهب او را در حال کندن کرت مشاهده می کند و آنگاه پرسش هایش را مطرح می سازد، اما راهب در این حال تزار را به کندن دعوت می کند. راهب در همان حال با مردی که درحال دویدن به سمت کلبه اش بود مواجه می شود؛ مردی که قصد کشتن تزار را داشت اما به دست محافظان تزار زخمی شده بود. راهب با مشاهدة مرد زخمی اقدام به بستن زخم های او می کند. روز بعد راهب در جواب پرسش های تزار می گوید: اگر دیروز به جای کندن کرت ها مرا تنها گذاشته بودی آن شخص به تو حمله می کرد، پس آن هنگام بهترین زمان برای کندن بود و من مهم ترین کسی بودم که تو می بایست به او توجه می کردی و مهم ترین کارت کمک به من بود. داستان مذکور با عنوان «سه پرسش» اثر «لئو تولستوی» یکی از داستان های کوتاه مجموعة حاضر است. کتاب پس از درج مبحثی با نام «فلسفة تولستوی»، 30 داستان کوتاه از این نویسندة روسی قرن 19 را دربرمی گیرد.

مقدمه

لو نیکلایوویچ ویژگیهای بسیاری دارد که اغلب حسی نزدیک به تنفر را در من بر می انگیزند و چونان باری بر روح ام سنگینی میکنند شخصیت فوق العاده مغرورش پدیده ای شگفت انگیز و کمابیش خارق العاده است و در آن شباهت با با گاتیر سایاگاتور مشاهده میشود که زمین و زن اش را نمی توانست تحمل کند. آری او بزرگ است من کاملاً به این موضوع باورمندم که علاوه بر آنچه به زبان میراند مسائل بسیاری وجود دارند که حتی در یادداشتهایش - درباره ی آنها سکوت میکند و شاید هرگز با کسی درباره شان سخن نگوید. این شباهت وی با باگاتیر سایاگاتور فقط بعضی اوقات در کردار او در گفتار او و نمودهایی از آن در دو دفتر خاطراتی که برای خواندن به من و ... سولرژیتسکی داده بود احساس میشود و به نظرم چونان «انکاری بر همه ی گفته هایش - ژرفترین و کاملترین شکل نهیلیسم - میرسد که از درون نومیدی و تنهایی بی پایان سر برآورده در زمینه ی آن نمو کرده است و هیچ عاملی هرگز نتوانسته است آن را نابود کند و شاید پیش از وی هیچ کس آن را چنین واضح احساس نکرده باشد. اغلب انسانی انعطاف ناپذیر به نظرم می رسید که در اعماق قلب اش نسبت به انسانها بی تفاوت است - و به حدی از آنان ستبرتر و نیرومندتر است که چونان گورزادان قصه های جن و پری به نظرش میآیند و آنچه را که ذهنشان را به خود مشغول میدارد مضحک و حقیر می شمارد؛ از آنان به نقطه ای واقع در بیابانی دوردست پناه میجوید و در آنجا با حداکثر تمرکز در قوای دماغی اش در گوشه ی انزوای خویش به مهمترین مسئله - یعنی مرگ - میاندیشد....

در تمام عمر خویش از مرگ میهراسید و به آن تنفر می ورزید. در سراسر عمر در وحشتی ماننده به ترس از قحطی مدهش آرزاماس به سر میبرد که :

گوشه ای از کتاب

میبینی هوا چقدر تاریک است باز هم مردم میگویند خورشید.... خورشید

دیگر چیست؟

برده گفت: اصلاً نمیدانم خورشید چیست به من چه ربطی دارد. فقط می دانم که روشنایی هست لامپی ساخته ام که به من روشنایی میدهد به طوری که میتوانم تو را خدمت کنم و هر چیزی را که بخواهم در خانه بیابم آن گاه برده چراغ ساخته از پوست نارگیل اش را در دست گرفت و گفت: این است خورشید من لنگی عصا به دست که در آنجا نشسته بود این سخنان را شنید؛ خنده اش گرفت؛ و به کور گفت معلوم است که از بدو تولد کور بوده ای اگر نمیدانی خورشید چیست من میتوانم برایت بگویم خورشید گوی آتشینی است که هر با مداد از دریا بر می آید و هر شامگاه در پشت کوه های جزیره ی ما غروب میکند همه ی ما این را میبینیم و تو هم اگر میتوانستی میدیدی ماهیگیری که آنجا نشسته بود این گفتگوها را شنید و به مرد لنگ گفت: تو هرگز از جزیره ات بیرون نرفته ای اگر لنگ نبودی و به سفر دریا می رفتی متوجه میشدی که خورشید در پشت کوه های جزیره ی ما غروب نمی کند بلکه شامگاهان به دریا فرو میرود همان گونه که بامدادان نیز از دریا بر می آید. آنچه من میگویم درست است زیرا هر روز با چشمان خودم آن را می بینم

هندویی این سخنان را شنید و گفت عجبا که فرزانه ای سخن این چنین به بیهوده میگوید. گویی آتشین چه گونه ممکن است در آب بیفتد و خاموش نشود؟ خورشید به هیچ وجه گویی آتشین نیست. خورشید خدایی است دوا نام این خدا با عماری در آسمان در...

پشت جلد

در تمام عمر خویش از مرگ می هراسید و به آن تنفر می ورزید. در سراسر عمر در وحشتی ماننده به ترس از قحطی مدهش آرزاماس به سر برد که آیا تولستوی نیز باید بمیرد؟ چشمان جهان و جهانیان به او دوخته شده است پیوندهایی زنده و پویا از چین هند و آمریکا با وی برقرار شده است روح اش به همه ی انسانها و به همه ی زمانها تعلق دارد چرا طبیعت نباید در تعمیم قوانین خویش برابرش استثنا قایل شود و در میان همه ی انسانها تنها به او جاودانگی جسم ببخشاید؟ البته وی آن قدر منطقی و هوشمند هست که به معجزه باور نداشته باشد؛ اما از سوی دیگر متمردی کاوشگر است که به سان سربازی ناآزموده مواجهه با دژهای ناشناخته ی ذهن اش را به بیم و ناامیدی می آشوبد.

ماکسیم گورکی

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک