IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
چارلز دیکنز
ویرایش
-
مترجم
لیدا طرزی
صفحات
180 صفحه
انتشارات
وزن
152 گرم
شابک
تیراژ
800 جلد
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب راز ادوین درود نیستان

راز ادوین درود

نویسنده چارلز دیکنز
مترجم لیدا طرزی
انتشارات کتاب نیستان
موجود
رقعی
1402
16% 270,000
226,800
کتاب راز ادوین درود(نیستان)*، اثر چارلز دیکنز، با ترجمه‌ی لیدا طرزی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب راز ادوین درود نیستان

راز ادوین درود

موجود
رقعی
1402
کتاب راز ادوین درود(نیستان)*، اثر چارلز دیکنز، با ترجمه‌ی لیدا طرزی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1402 توسط انتشارات کتاب نیستان، به چاپ رسیده است. این محصول به تیراژ 800 جلد، در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
16% 270,000

226,800

فهرست

فصل اول با مداد


فصل دوم حضرت استادی و گعده ای


فصل سوم مدرسه راهبه ها .


فصل چهارم آقای ساپسی


فصل پنجم آقای دارداز و رفیقش


فصل ششم بشر دوستی در ماینور کنن کورنر ..


فصل هفتم اعتماد هر چه بیشتر


فصل هشتم خنجرهای آخته .


فصل نهم پرندگان در بیشه


فصل دهم هموار کرده راه .....


فصل یازدهم عکسی و حلقه ای


فصل دوازدهم شبی با دارداز.


فصل سیزدهم هر دو در اوج .


فصل چهاردهم این سه چه زمانی دیدار تازه میکنند؟


فصل پانزدهم متهم ..


فصل شانزدهم پاک باخته


فصل هفدهم بشر دوستی حرفه ای و غیر حرفه ای .


فصل هجدهم مقیم کلویسترهام


فصل نوزدهم سایه ای روی ساعت آفتابی

مشخصات محصول

نویسنده
چارلز دیکنز
ویرایش
-
مترجم
لیدا طرزی
صفحات
180 صفحه
انتشارات
وزن
152 گرم
شابک
تیراژ
800 جلد
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

جاسپر دستانش را پایین آورد از سر شانه اش نگاه کرد و به خاطر دفاع جانانه هلنا از او تشکر کرد. بعد بی هدف شروع به نواختن کرد رزا را به کنار پنجره بردند تا هوایی تازه کند، وقتی به سالن برش گرداندند جاسپر دیگر سرجایش نبود. ادوین به رزا گفت، «جک رفته، پیشی، غلط نکنم نخواسته بقیه به چشم یک هیولا نگاهش کنند. رزا لام تا کام حرف نزد. فقط می لرزید گویی بیش از حد خنکش کرده بودند. دوشیزه تویین کلتون که برای تربیت همسران و مادران آینده انگلستان احساس تکلیف می کرد گفت: شاگردان مدرسه اش نباید این بی وقتی شب بیرون مدرسه باشند. بنابراین بانوان شال و کلاه کردند و دو جوان دلاور پیش قدم شدند آنان را تا مدرسه همراهی کنند. در مدرسه بانو تیشر دختران را تحویل گرفت اتاق هلنا داخل اتاق رزا بود وقتی دخترکان تنها شدند هلنا گفت راحت شدیم همه اش میترسیدم این ساعت دیگر از پا بیفتم.»

رزا گفت تعداد ما زیاد نیست و دخترهای مهربانی هستیم، حداقل بقیه هستند.»

هلنا با چشمان مشکی و آتشینش صورت کوچک و دوست داشتنی رزا را جورید و

گفت تو هم هستی با من دوست میشوی؟

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک