IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
چیگوزی اوبیوما
ویرایش
-
مترجم
لیلی فرهادپورباستانی
صفحات
512 صفحه
انتشارات
وزن
569 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب ارکستر اقلیت ها نشر اگر

معرفی کتاب ارکستر اقلیت ها نشر اگر

نویسنده چیگوزی اوبیوما
مترجم لیلی فرهادپورباستانی
انتشارات اگر
موجود
رقعی
1402
600,000
کتاب ارکستر اقلیت ها، اثر چیگوزی اوبیوما، با ترجمه‌ی لیلی فرهادپورباستانی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب ارکستر اقلیت ها نشر اگر

معرفی کتاب ارکستر اقلیت ها نشر اگر

موجود
رقعی
1402
کتاب ارکستر اقلیت ها، اثر چیگوزی اوبیوما، با ترجمه‌ی لیلی فرهادپورباستانی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1402 توسط انتشارات اگر، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

600,000

ارکستر اقلیت ها نشر اگر

اثر چیگوزی اوبیوما

مشخصات محصول

نویسنده
چیگوزی اوبیوما
ویرایش
-
مترجم
لیلی فرهادپورباستانی
صفحات
512 صفحه
انتشارات
وزن
569 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1402
تصویرگر
-
جلد
شومیز

مقدمه

من و اوبیوما و ارکستر اقلیت ها و ماجرای نقد پسا استعماری و مطالعات ترجمه مواجهه با هر کتاب خودش یک داستان است و براساس مبانی مطالعات ترجمه ترجمه ی هر کتاب نیز در واقع بازنویسی و تألیف مجدد آن است بنابراین وقتی قرار است رمانی را ترجمه کنی یعنی باید آن داستان را دوباره خودت بنویسی و در عین حال امانت دار نویسنده ی زبان مبدا هم باشی پس اول باید فضای داستان جغرافیا و تاریخ آن سرزمین را بدانی و درباره ی نویسنده بخوانی و ... همه ی اینها را کنار هم بگذارید و حدس بزنید وقتی با یک رمان پسا استعماری از کشور نیجریه مواجه میشوید که ماجرایش در روزگار اکنون میگذرد و جریان مهاجرت برای رسیدن به دنیای بهتر را برایت شرح می دهد، چقدر می تواند غریب و جذاب باشد. دقیقاً همان قدر که ارکستر اقلیت ها غریب و جذاب هست. نیجریه کشوری است وسیع در غرب آفریقا پر از معادن طبیعی نفت اقوام و فرهنگهای مختلف ایبویی ها قومی قدیمی در جنوب این کشور هستند، دقیقاً در جایی که دو سه قرن پیش انگلیسیها کشتی هایشان را در آن جا لنگر انداختند و تجارت برده را شروع کردند و نویسنده ی این کتاب چیگوزی اوبیوما (متولد (۱۹۸۶)، نسل چهارم یا شاید پنجم این بازماندگان از تجارت برده است. 

گوشه ای از کتاب

میزبانم هم همین را دید و به همین دلیل دختر را با خود به روی مبل بزرگ کشاند و از او خواست بگوید چرا نمی خواهد آشنایانش او را ببینند. با این سؤال دختر سرش را پایین انداخت و رویش را از میزبانم برگرداند. او دید دختر انگار از چیزی ترسیده است. این موضوع را با این که دختر از او روی برگردانده بود حس میکرد. در واقع تمام آن چه میزبانم می توانست ببیند گوشواره های بزرگ او بود که تقریباً تا روی شانه هایش پایین آمده بودند. دو حلقه به بزرگی ای که دو انگشتش از آن رد میشد به راستی ترس یکی از احساساتی است که چهره ی اصلی هر شخص را عریان میسازد. مهم نیست که چقدر صورت هر شخص آراسته باشد چون هر موقع که ترس خود را بروز دهد هر چشم بینایی توانایی تشخیص آن را خواهد داشت. چرا این موضوع ناراحتت کرده، ما می جان؟
قبل از این که میزبانم حرفش را تمام کند دختر جواب داد: «این من رو اصلاً ناراحت نکرده پس چرا ترس برت داشته؟»

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک