IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
دیوید سداریس
ویرایش
-
مترجم
پیمان خاکسار
صفحات
233 صفحه
انتشارات
وزن
219 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
2026
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم

بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم

نویسنده دیوید سداریس
مترجم پیمان خاکسار
انتشارات چشمه
موجود
رقعی
2026
14% 520,000
447,200

معرفی محصول

بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم در سال ۲۰۰۰ منتشر شد. روی کتاب حتا یک نقد منفی نوشته نشد، همه آن را ستودند ، هم منتقدان دوستش داشتند و هم خوانندگان. این کتاب یکی از پرفروش ترین کتاب های سال سال ۲۰۰۰ آمریکا شد. سداریس به خاطر این کتاب جایزه ی ثربر برای طنز امریکایی را برد و مجله ی تایمز او را طنزنویس سال نامید. سداریس پرمخاطب ترین طنزنویس پانزده سال اخیر امریکاست. تمام کتاب هایش با مقیاس های نجومی پرفروش اند. تاکنون در امریکا هشت میلیون نسخه از آثارش به فروش رسیده است. البته پرطرفدارترین و بهترین کتابش همین بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم است. این کتاب به زبان های بسیاری ترجمه شده. سداریس می خنداند. به مفهوم واقعی کلمه. از او نباید انتظاری را داشته باشید که از کافکا و فاکنر و بورخس دارید. اتفاقا در بیشتر طنزهایش-به خصوص در این کتاب- فضاهای روشنفکری و روشنفکران را دست می اندازد و باعث خنده می شود. سداریس در دسامبر سال ۲۰۰۸ از دانشگاه بیرمنگام دکترای افتخاری دریافت کرد. او تا کنون بیش از چهل مقاله در مجله ی نیویورکر چاپ کرده است.

کتاب بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم

بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم

موجود
رقعی
2026

معرفی محصول

بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم در سال ۲۰۰۰ منتشر شد. روی کتاب حتا یک نقد منفی نوشته نشد، همه آن را ستودند ، هم منتقدان دوستش داشتند و هم خوانندگان. این کتاب یکی از پرفروش ترین کتاب های سال سال ۲۰۰۰ آمریکا شد. سداریس به خاطر این کتاب جایزه ی ثربر برای طنز امریکایی را برد و مجله ی تایمز او را طنزنویس سال نامید. سداریس پرمخاطب ترین طنزنویس پانزده سال اخیر امریکاست. تمام کتاب هایش با مقیاس های نجومی پرفروش اند. تاکنون در امریکا هشت میلیون نسخه از آثارش به فروش رسیده است. البته پرطرفدارترین و بهترین کتابش همین بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم است. این کتاب به زبان های بسیاری ترجمه شده. سداریس می خنداند. به مفهوم واقعی کلمه. از او نباید انتظاری را داشته باشید که از کافکا و فاکنر و بورخس دارید. اتفاقا در بیشتر طنزهایش-به خصوص در این کتاب- فضاهای روشنفکری و روشنفکران را دست می اندازد و باعث خنده می شود. سداریس در دسامبر سال ۲۰۰۸ از دانشگاه بیرمنگام دکترای افتخاری دریافت کرد. او تا کنون بیش از چهل مقاله در مجله ی نیویورکر چاپ کرده است.
14% 520,000

447,200

فهرست

کتاب بالاخره يه روزی قشنگ حرف می زنم از دیوید سداریس ترجمه پیمان خاکسار از نشر چشمه منتشر شده است. 

مشخصات محصول

نویسنده
دیوید سداریس
ویرایش
-
مترجم
پیمان خاکسار
صفحات
233 صفحه
انتشارات
وزن
219 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
2026
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

کتاب حاضر، مشتمل بر بیست و شش داستان کوتاه طنز از نویسنده ای آمریکایی است. داستان های مندرج در کتاب، با هدف انتقاد از برخی مسائل اجتماعی موجود در جوامع غربی تدوین شده اند. عناوین برخی از این داستان ها عبارتند از: بتازکارولینا؛ مهندسی ژنتیک؛ جوانان در آسیا؛ جهش بزرگ رو به جلو؛ درخشان مثل الماس؛ بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم؛ شهر نور در تاریکی؛ آدم باهوش و هر چه پوشیده را می خورم. «بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم»، داستان مرد میانسالی است که پس از گذراندن دورة کوتاه آموزش زبان فرانسه، برای زندگی راهی آن کشور می شود. وی ناچار است در فرانسه هم به همراه دیگر مهاجران با ملیت های متفاوت بر سر کلاس درس زبان فرانسه حاضر شود. معلّم آن ها زنی پرخاشگر، بی ادب و به شدّت خشن است که با هر اشتباه دانش آموزان خویش را به باد توهین و انتقاد گرفته و کاملاً اعتماد به نفس را در آن ها از بین برده است. شخصیت اصلی داستان، تمام سعی و تلاش خود را در یادگیری زبان فرانسه به کار می گیرد و روزی درست هنگامی که آموزگار در حال توهین به اوست در کمال شگفتی متوجه می شود که قادر است تمام گفته های معلم را بی کم و کاست درک کند. او این واقعه را به فال نیک گرفته و درمی یابد که روزی هم خواهد توانست فرانسه را به همان روانی فرانسوی زبان ها صحبت کند.

گوشه ای از کتاب

اول ماه که قبض گاز و برق و تلفن می‎آمد من را مجبور می کرد که توی دفتر سررسید بگردم و از آدم هایی که بهش بدهکارند یک لیست تهیه کنم. مثلا به او می گفتم که یک کتابفروشی در لندن هفده دلار بدهی دارد. هیفده دلار! همین الان به شون زنگ بزن و بگو فوری پول رو برام بفرستن. به او می گفتم که تلفن زدن به لندن بیشتر از هفده دلار خرج برمی دارد ولی اصلا برایش مهم نبود، می گفت اصول کار بیشتر برایش اهمیت دارد. قبل از این که چای از گلوشون پایین بره به شون زنگ بزن. گوشی را برمی داشتم و وانمود می کردم که دارم شماره می گیرم. محال بود که دست پر برگردم، حتا اگر طلب شخصی خودم را هم می خواستم امکان نداشت یک انگلیسی به این راحتی ها پول به کسی بدهد. گوشی را کنار گوشم نگه می داشتم و به باغ و خانه های منظم همسایه های والنسیا نگاه می کردم. خدمت کارهای یونیفرم پوش، سرویس چای خوری نقره به دست وارد اتاق ها می شدند. مردان و زنان روی صندلی نشسته بودند و بدون عینک آفتابی به دیوارهای خانه شان زل زده بودند. چیزی که نگرانم می کرد این بود که من به خانه ی والنسیا تعلق داشتم و در بین این همه خانه در نیویورک جایم این جا بود، در کنار کنتس پابرهنه. گفتم لندن جواب نمی ده. فکر کنم امروز توی انگلستان تعطیل رسمی باشه. خب پس به اون کتاب فروشیه تو میشیگان زنگ بزن که به مون دوازده دلار و پنجاه سنت بدهکاره.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک