IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
سیمین جلالی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
688 صفحه
انتشارات
وزن
740 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1393
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب طاهره

طاهره

نویسنده سیمین جلالی
انتشارات نسل نواندیش
موجود
رقعی
1393
649,000
کتاب طاهره، اثر سیمین جلالی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب طاهره

طاهره

موجود
رقعی
1393
کتاب طاهره، اثر سیمین جلالی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1393 توسط انتشارات نسل نواندیش، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

649,000

طاهره

اثر سیمین جلالی

مشخصات محصول

نویسنده
سیمین جلالی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
688 صفحه
انتشارات
وزن
740 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1393
تصویرگر
-
جلد
شومیز

مقدمه

نگاهی به شکم برآمده ی مامان کردم و دلم برایش سوخت همین طور که از جا بلند میشدم با خودم گفتم خوب مگه مجبوره هر روز یکی پس بندازه؟ جارو را از دستش گرفتم و گفتم بده به من شما که با این وضعت ...»

با شنیدن صدای زنگ تلفن دنباله ی حرفم و جارو را واگذاشتم و به سوی تلفن رفتم محتاطانه دستمال گلدوزی شده را از روی آن برداشتم و گوشی را به دست گرفتم فرخنده بود میخواست از اوضاع و احوال مامان با خبر شود. گفتم بفرما همه نگرانند اونوقت شما... مامان در حالی که یک دستش را به علامت خستگی روی کمرش می گذاشت با دست دیگرش گوشی را از من گرفت نگاهی به دستمال انداختم و بعد مشغول جارو کردن اتاق شدم وقتی تمام گوشه و کنار اتاق را جارو کشیدم تلفن مامان هم تمام شده بود نگاهم به دستگاه تلفن افتاد.

مامان دستمال را تمیز و مرتب روی آن انداخته بود. با خودم گفتم مثل یکی از اعضای خونواده مونه همه دوستش داریم آخه تازه به جمع ما اضافه شده و بعد دوباره نگاهم به سمت مامان و شکمش چرخید.

گوشه ای از کتاب

نگاهم به کنار جاده بود که به سرعت از مقابل چشمانم می گذشت. محمد و شاهین در کنارم روی صندلی عقب نشسته بودند و در مورد مسایل مختلف حرف میزدند نگین روی پای فرخنده نشسته بود و کامی روی پای من که در سکوت به بیرون چشم دوخته بود به دستهای کوچک و سفیدش که لبه ی پنجره ی اتومبیل را گرفته بود نگاه کردم درست شکل دست های سعید بود با انگشتانی بلند و کشیده و ناخن هایی خوش ترکیب صورتش حتی حالت چشمان و پیشانی اش نیز درست عکس برگردان سعید بود. تنها لبهای گوشتی و بینی کوتاه و قلمی اش به من رفته بود. صورتش مثل مخمل نرم و لطیف بود چقدر برای داشتن فرزندی دیگر با سعيد بحث کرده بودم ولی او مخالف بود همیشه او بود که سرنوشت مسایل مختلف را در زندگیمان تعیین میکرد تصمیمات را او می گرفت و من مطیعش بودم تنها در مورد سکونت در طبقه ی بالای منزل پدرش بود که با پافشاری من او هم کوتاه آمده و رضایت داده بود.

فرخنده هم با فرامرز بحث میکرد بحث بر سر ویلا و ماری و فرهاد برادر فرامرز بود با نگاهی به عقب و اطمینان از اینکه ابوالفضل پشت سر...
 .      

پشت جلد

طاهره با همه ی عشق و پایبندی که به همسر و خانواده اش دارد بنا به خواسته ی همسرش به جدایی تن میدهد و بعد از این که سعید عید خانه انه را ترک می کند او مدت زمانی را با خاطره و یادبودهای او در همان خانه سر میکند. او در رویاهایش تصور میکند گرچه سعید هرگز علاقه ای به او نداشته شاید به خاطر تنها فرزندشان برگردد. لیکن جریان تند زندگی او را به جهتی می کشاند که پوچ بودن این عشق یک طرفه در ذهنش فاش میشود و بعد ..

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک