کتاب
آوازهای کوچکی برای ماه (نامه نگاری گوستاو فلوبر و ژرژ ساند)،(مطالعات 8)،
اثر گوستاو فلوبر - ژرژ ساند،
با ترجمهی گلاره جمشیدی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب آوازهای کوچکی برای ماه
نامه های گوستاو فلوبر و ژرژساند
موجود
کتاب
آوازهای کوچکی برای ماه (نامه نگاری گوستاو فلوبر و ژرژ ساند)،(مطالعات 8)،
اثر گوستاو فلوبر - ژرژ ساند،
با ترجمهی گلاره جمشیدی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1402
توسط انتشارات افق،
به چاپ رسیده است.
این محصول
در قطع و اندازهی رقعی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
به آقای گوستاو فلوبر، در کراوسه
پاریس، آخر سپتامبر ۱۸۶۸
دوست عزیز،
این نامه برای شنبه ی دیگر، سوم اکتبر است. من هر روز از ساعت شش عصر تا دو صبح در سالن تئاتر هستم. حرف هایی هست مبنی بر اینکه برای بازیگرانی که در جلوی سن نیستند تشک هایی در عقب سن بگذارند. من هم مثل تو به بیداری عادت دارم و خستگی را هیچ احساس نمی کنم. اما اگر منبعی را که همیشه در اختیارم بوده است یعنی فکر کردن به سایر چیزها نمی داشتم، دچار کسالت می شدم.
من خوب عادت کرده ام وقتی بقیه در حال تمرین اند، نمایشی دیگر را بنویسم. چیز بسیار مهیجی در این اتاق های بزرگ تاریک که شخصیت های رازآلود با لباس هایی نامتعارف در آن مشغول حرکت اند و با صدای آهسته صحبت می کنند، وجود دارد. به رؤیا می ماند.
اصلاً نمی دانم اجرا کجا خواهد بود. اگر کسی از شگفتی های هماهنگی و اتفاقات عجیبی که در لحظه ی آخر رخ می دهد خبر نداشت، با این سی و پنج یا چهل بازیگر متکلم که تنها پنج شش نفرشان خوب صحبت می کنند، همه چیز را غیر ممکن می پنداشت. آدم ساعت ها وقت صرف می کند برای ورود و خروج شخصیت ها در جامه های آبی یا سفید که باید یا سرباز باشند یا کشاورز، اما آن ها در حین کار مانورهای غیر قابل فهم اجرا می کنند. باز همان رؤیا. باید دیوانه باشی که این چیزها را تحمل کنی. بازیگران آشفته، خسته و رنگ پریده که خمیازه کشان خود را به جایگاه شان می کشانند و ناگهان مثل دیوانه ها شروع می کنند به ایراد نطق های غرا؟ گرد آمدن پی در پی آدم های بی عقل.
سانسور ما را در صورت رعایت متن به حال خود گذاشته. فردا این آقایان لباس ها و جامه ها را بازرسی می کنند که احتمالاً حسابی می ترساندشان.
دنیای بسیار آرامم در نوهان را رها کرده ام. اگر کادیو با موفقیت روبه رو شود ، شادی کوچکی خواهد بود برای اورور و این تمام آرزوی من است. اگر هم موفق نشود، باید دوباره از نو شروع کنم، همین.
می بینمت. پس در هر صورت، روز خوبی خواهد بود. اگر شب قبل یا همان روز رسیدی، به دیدنم بیا. شام را با هم خواهیم بود.
در حال حاضر مطلبی درباره گوستاو فلوبر
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
نویسندگان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
نویسندگان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از نویسنده، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن نویسنده در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این نویسنده را می شناسید یا حتی اگر
خود،
نویسنده
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
ژرژ ساند که نام واقعیاش آرماندین لوسی اورور دوپن بود در سال ۱۸۰۴ متولد شد و در سال ۱۸۷۶ درگذشت. پدرش، که افسر ارتش امپراتوری بود در سال ۱۸۰۸، بر اثر حادثهای به قتل رسید. مادربزرگ پدری اورور، که بیوهی سوداگر پولی ثروتمندی بود، سرپرستی اورور را به عهده گرفت. بانوی رماننویس آتی تمام دوران کودکیاش را در خانهی مادربزرگ در دهستان نوان گذراند. سالهایی سرشار از تنهایی و رؤیاپروری بود، اما تفریحهای پرشوری هم داشت که در درجهی اول آنها داستانهایی بودند که در شبنشینیهای خانههای روستایی نقل میشدند و بعدها ژرژ ساند بخش عمدهای از کتابهایش را از آنها برمیگرفت. او در سیزده سالگی به دیری در پاریس فرستاده شد: «نخست چند ماه طغیان و بعد بحران نوجوانی که دلبستگی به زندگی راهبهها و تارک دنیاها را به دنبال داشت. اورور در ۱۸۲۰، به خانه بازآورده شد و دو سال بعد با بارون دو دووان ازدواج کرد؛ اما این پیوند دیری نپایید و اورور در ۱۸۳۱، به اتفاق پسر و دخترش، راهی پاریس شد و در پایتخت با رفتار غیرعادی، مثلاً پوشیدن لباس مردانه و استفاده از پیپ یا کشیدن سیگار، خشم افراد همطبقهاش (بورژواها) را برانگیخت و از طرفی هم با ماجراهای احساسیاش، داوریهای سخت و مخالفتآمیز را سبب شد. نخستین ماجرایش با ژول ساندو بود که به اورور کمک کرد نخستین رمانش را بنویسد و گذشته از این نام ساند را، که مشتق از نامخانوادگی خودش بود، بهمثابه نام مستعار برای او برگزید. سپس نوبت به آلفرد دو موسه رسید و دو دلداده عزم سفر به ونیز کردند و در این شهر، ژرژ ساند بیمار و موسه شب و روز خود را صرف پرستاری از او کرد. پس از او موسه بیمار شد. پزشکی به نام پاجهلو که به بالین شاعر فرا خوانده شد، دل از ساند ربود و ماجرای احساسی آن دو، موسه را به ترک همسفر نامهربان واداشت و این حادثه بر روح حساس او چنان ضربهای وارد آورد که موسه هرگز نتوانست از یاد ببرد. هر چند این آزار روحی شدید، پنج شاهکار به دنیای شعر رمانتیک بخشید.
رمانهایی که ژرژ ساند پس از آن به چاپ رساند همه آینهی زندگی پرشور و هوسباز خودش و اعترافهایی غنایی و گاه شعرهایی به نثر بودند که عشق بیاختیار و سودایی را که با پیشداوریها و جامعهی بورژوایی سر ستیز داشت، میستودند؛ زیرا عشق برای او معادل زندگی بود. عشق فقط خوشبختی نیست، حق برتر انسان است؛ حتی نوعی وظیفه و آیینی ملکوتی است. این آیین بسیار رمانتیک بهخوبی بیانگر زندگی جنجالی زنی است که دلش بهسرعت از ساندو به سراغ موسه و بعد به سوی پاجهلو، میشل دو بورژ، پییر لورو و شوپن میرفت. ژرژ ساند زمستان ۱۸۳۷ را با موسیقیدان بزرگ لهستانی گذراند و از آن پس زندگی سر به راهتری در پیش گرفت؛ زیرا ده سال با شوپن به سر برد و در همان هنگام بود که رفتهرفته هیجان را در سیاست جست. او که از سال ۱۸۳۵، از طریق میشل دو بورژ، با دموکراتهایی اهل رؤیا آشنا شده بود، لامنه، را که کسوت کشیشی را کنار گذاشته بود، چون پیامبر و رهبر مذهب انساندوستی جدیدی در نظر میگرفت. از سویی هم تحت تأثیر ژان ژاک روسو و قرارداد اجتماعی او بود. در آثار آن زمانش، جامعه را مسئول تمام بدیهای بشری میدانست و میگفت فقط عشق است که میتواند دیوارههای موجود بین طبقههای مختلف اجتماعی را براندازد و برادری جهانی ایجاد کند.
در حال حاضر مطلبی درباره گلاره جمشیدی
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک