کتاب
کاش کسی جایی منتظرم باشد،
اثر آنا گاوالدا،
با ترجمهی ناهید فروغان،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب کاش کسی جایی منتظرم باشد نشر ماهی
کاش کسی جایی منتظرم باشد
موجود
کتاب
کاش کسی جایی منتظرم باشد،
اثر آنا گاوالدا،
با ترجمهی ناهید فروغان،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1404
توسط انتشارات ماهی،
به چاپ رسیده است.
این محصول
در قطع و اندازهی جیبی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
کتاب حاضر، شامل 12 داستان کوتاه فرانسوی است، همگی هول محور زندگی، عشق و مسائل انسانی و احساسی می چرخد. در داستان «اُپل تاچ» می خوانیم: «دارم توی خیابان «اوژن گونُن» در «مولون» راه می روم. «مولون» را برای زندانش، پنیرش و تصادف های قطارش می شناسید. من ده سال است روزی چهار بار از این خیابان رد می شوم؛ به دانشگاه می روم، از دانشگاه می آیم، غذا می خورم، به دانشگاه می روم، از دانشگاه می آیم. حقوق خواندم و به حرفه ام علاقه ای ندارم. در فروشگاه «پرامُد» هم فروشندگی می کنم. مدیرم «مارلین مارشاندیز» است که دچار ابتذال روحی است، چون با کارمندانش مثل احمق ها رفتار می کند».
زاده سال ۱۹۷۰ در بولوین- بیلان کورت در حومه پاریس. والدینش از شهروندان اصیل پاریسی بودند و هنرمند. آنها در هنر دستی نقاشی روی ابریشم، دستی داشتند و زندگی میگذراندند.
خانواده آنا در سال ۱۹۷۴، به بخش اور-ا-لوار در جنوب شرقی پایتخت، محله قبلی راهبان، کوچ میکند و او دوران کودکیاش را با سه خواهر و برادرش، در این محله و در محیطی بدون دغدغه و فضای هنری میگذراند.
وقتی آنا ۱۴ ساله شد، والدینش از هم جدا شدند و او نزد یکی از خالههایش رفت که مادر ۱۳ کودک بود! جابهجایی محل زندگی، محیط و عادتهای او را کاملاً دگرگون کرد و آنا به عضویت یک انجمن کاتولیکی در سنکلود درآمد. در آنجا طرز تفکر بیقیدوبندش به محک آزمایش سختی گذاشته شد، ولی از این رهگذر، فرا گرفت که از سنین کم، خود را با دیگر واقعیتهای زندگی وفق دهد.
آنا گاوالدا سرانجام با یک دامپزشک ازدواج کرد و از او صاحب دو فرزند به نامهای لوئیز و فلیسیتی شد. در این دوران، گاهی به عنوان آموزگار و گاهی در مرکز اسناد کار کرد و برای گام نهادن در دنیای ادبیات، نخستین کوششهایش را آغاز کرد تا جایی که در ۲۹ سالگی، با مجموعه داستان «دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» به موفقیت بزرگی دست یافت.
گاوالدا پس از جدایی از همسرش، کارش را رها و تمام زندگیاش را وقف ادبیات کرد. موفقیت هرگز مغرورش نکرد و با وجود پیشنهادهای اغواکننده، به ناشر کوچکش، لو دیل تانت، وفادار ماند. خودش میگوید: «شهرت و ثروت مرا اغوا نمیکند، آدمی هرچه کمتر داشته باشد، کمتر از دست میدهد. ثروت و شهرت دامی برای کودنهاست. باید در استقلال کامل نوشت و دلمشغول میزان فروش اثر خود نبود.»
میتوان گفت عشق در آثار آنا گاوالدا همچون زندگی، موضوع اساسی است. عشق میتواند خوشبختیآفرین و اسرارآمیز و البته در عین حال دردآور و صدمه زننده باشد.
در حال حاضر مطلبی درباره ناهید فروغان
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک