IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
سید ابوالقاسم انجوی شیرازی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
360 صفحه
انتشارات
وزن
413 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
گالینگور

کتاب عروسک سنگ صبور

عروسک سنگ صبور

نویسنده سید ابوالقاسم انجوی شیرازی
انتشارات امیرکبیر
موجود
رقعی
1403
13% 620,000
539,400
کتاب عروسک سنگ صبور (زرکوب،رقعی،امیرکبیر)، اثر سید ابوالقاسم انجوی شیرازی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب عروسک سنگ صبور

عروسک سنگ صبور

موجود
رقعی
1403
کتاب عروسک سنگ صبور (زرکوب،رقعی،امیرکبیر)، اثر سید ابوالقاسم انجوی شیرازی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1403 توسط انتشارات امیرکبیر، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
13% 620,000

539,400

عروسک سنگ صبور

اثر سید ابوالقاسم انجوی شیرازی

مشخصات محصول

نویسنده
سید ابوالقاسم انجوی شیرازی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
360 صفحه
انتشارات
وزن
413 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
گالینگور

گوشه ای از کتاب

تو درد بکند زن دایی چشم هایت را باز کن تا بفهمم چرا درد گرفته! جوانک دستمال را باز میکند و زن میبیند راست میگوید چشم هایش سرخ است. آن وقت می گوید رویش را ببند باد نخورد جوانک چشم هایش را می بندد و گوشه اتاق میخوابد. زن هم آتش درست میکند و روغن داغ میکند و چند تا تخم مرغ می شکند و در روغن می اندازد و نیمرو درست میکند و با سفره نان به سراغ مردک فاسق میرود و صدا میزند بیچاره! امروز از گرسنگی هلاک شدی نمیدانم این شوهر خرم این جوان کورشده را از کجا آورده که نمی گذارد ما به هم برسیم، حالا هم الحمد لله کور شده و همین الان هم خواب است بگیر بخور تا دو روز دیگر جوانک را فراری میدهم.
نزدیک ظهر که میشود زن حیله گر به جوان میگوید تو در خانه بخواب تا من سری به دایی جانت بزنم و برگردم برای اینکه از صبح تا حالا دلم برایش تنگ شده است. زن که از خانه خارج میشود و در حیاط را میبندد جوانک هم دستمال را از چشم خود باز میکند و مقداری آتش درست میکند و کاسه مسی می آورد و روی آن می گذارد و یک چنگال پر از روغن در آن کاسه می ریزد همین که روغن جوش میآید و میخواهد بسوزد کاسه را با یک کهنه میگیرد و می رود روی تاپو و صدایش را شبیه صدای زندایی میکند و می گوید: «بیچاره امروز از گرسنگی و تشنگی مردی خدا شوهرم را به خانه نیاورد با این مونسی که آورده در خانه و پیش من گذاشته دهنت را باز کن تا با دست خودم کمی شربت خنک توی حلقت بریزم و لبانت را ببوسم من که امروز از دوری تو دیوانه شدم یارو که خیلی تشنه است دهان باز میکند و جوانک فوری روغن جوشیده را در حلق او میریزد ریختن روغن همان و باز ماندن دهان فاسق و سوختن حلق و شکم او همان و جانش بیرون میرود.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک