جستجوهای اخیر
جستجوهای پرطرفدار
795,000
مقدمه مترجم
مقدمه
پیشگفتار .
قصه سقوط گوندولین
نخستین متن
تورلین و تبعیدیان گوندولین
داستان روایت شده در طرح واره ای برای اساطیر
داستان روایت شده در کوئنتا نولدورینوا
روایت نهایی
سیر تحول داستان
فرجام .
فرجام طرح واره ای برای اساطیر
فرجام كوئنتا ..ولدورينوا
فهرست اسامی
یادداشت ها
پیوست.
شجره نامه ها
. .
پس زن او را به تالارهایشان کشاند و به او گفت که چگونه دلش از جانب پسرشان آثار ندل بیمناک است و از پلیدی بزرگ قریب الوقوعی پیش آگاهی می دهد و منشأ تمام اینان ملکو خواهد بود تور قصد دلداری او را داشت اما چنین نکرد و زن از او در باب حفاری نهانی پرسید و تور پاسخ داد که چگونه یک فرسنگ در دشت پیش رفته اند و با شنیدن آن دل ایدریل تا حدی آرام گرفت. اما هنوز توصیه کرد که به حفاری ادامه دهند و زین پس شتاب بر پنهان کاری رجحان دارد چرا که اکنون زمانش بسیار نزدیک است.» و زن پندی دیگر به او داد که چندی از دلیرترین و وفادارترین از میان اربابان و جنگاوران گوند و تلیم را با دقت برگزیند و آنها را از راه پنهان و چم و خم آن آگاه کند. گفت که اینان را به نگاهبانانی استوار بدل کنی و این نشان را برای پوشیدن به آنها دهی که تا به خانگیان تو بدل شوند و این را تحت عنوان حق و مقام یک فرمانروای عالی رتبه خویشاوند پادشاه انجام دهی زن گفت به علاوه خودم مساعدت پدرم را . جلب خواهم کرد. او همچنین در خفا در میان مردم زمزمه میکرد که اگر شهر به آخرین پایداری برسد یا تورگون کشته شود بایستی که گرد تور و پسر او سامان گیرند. و آنها با خنده بدان پاسخ مثبت میدادند با این حال میگفتند که گوندولین تا زمانی که تانیکوئتیل یا کوه های والینور پابرجا باشد، پایدار خواهد ماند.
لیکن ایدریل با وجود عشق و احترامی که نسبت به تورگون داشت - شاهی بلند مرتبه و نجیب و فرهمند بود - نه آشکارا با او سخن گفت نه به تور که قصد آن را داشت اجازه چنین کاری داد چرا که با دیدن اعتماد وی به مگلین و پافشاری کورکورانه او بر باور خویش به نیروی نفوذ ناپدیر شهر و اینکه ملکو دیگر در جست وجوی آن نیست گمان هیچ امیدی از جانب او نداشت حال به سبب سخنان دغل بازانه مگلین این باور در گمان تورگون بیش از پیش ریشه دوانده بود تزویر آن نوم بسیار بود چه او در تاریکی بسیار مشغول بود و مردم گفته اند او لایق نشان کورموش سیاهی است که خود را به آن آراسته و به سبب نابخردی برخی از معدن چیان و بیشتر از همه دهان لقی برخی از خویشان که تور از روی غفلت با آنها سخن گفته بود مگلین از آن کار پنهانی آگاهی یافت و در برابر آن طرحی از خویش درانداخت. زمستان شدت گرفت و این هوا برای آن نواحی بسیار سرد بود
درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک