IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
استیون میلهاوزر
ویرایش
-
مترجم
مهنام نجفی
صفحات
262 صفحه
انتشارات
وزن
311 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب خنده های خطرناک

معرفی کتاب خنده های خطرناک

نویسنده استیون میلهاوزر
مترجم مهنام نجفی
انتشارات نشر نی
موجود
رقعی
1403
380,000

معرفی محصول

(داستانهای کوتاه آمریکایی،قرن 20م);ولف را اولین بار در سال سوم دیدم، در ماه مارس. این قصه او نیست ولی به گمانم باید از او شروع کنم. با بی قیدی حساب شده و رئیس مآب روی نیمکتی لم داده بودم و رونوشت قدیمی عنابی رنگی از شهردار کاستربریج پیش رویم گشوده بود. تنها چیز کتاب که توجهم را جلب می کرد نخ های کوچکی بود که از شکافتگی پایین پارچه روی جلد بیرون زده بود. در همین حین متوجه کسی شدم که هم ردیف من، دو نیمکت آن طرف تر، نشسته بود، انگار لحظه ای پیش آن جا سبز شده باشد. کت وشلوار خاکستری روشنش نظرم را جلب کرد -در مدرسه ما هیچ کس کت وشلوار نمی پوشید- همین طور کتاب شومیزی که از جیب سمت چپ کتش بیرون زده بود و آن را پایین می کشید. کمی دلم برایش سوخت، مثل تازه واردی بود که اشتباهی لباس پوشیده. همزمان که کت وشلوارش به نظرم مسخره می آمد، کنجکاو بودم درباره‎ کتابش بدانم. به نظر می رسید پشت دست چپش را می پاید. برای لحظه ای دیدم که به ردیف پنجره های بلند کنار اتاق نگاه می کند...

کتاب خنده های خطرناک

معرفی کتاب خنده های خطرناک

موجود
رقعی
1403

معرفی محصول

(داستانهای کوتاه آمریکایی،قرن 20م);ولف را اولین بار در سال سوم دیدم، در ماه مارس. این قصه او نیست ولی به گمانم باید از او شروع کنم. با بی قیدی حساب شده و رئیس مآب روی نیمکتی لم داده بودم و رونوشت قدیمی عنابی رنگی از شهردار کاستربریج پیش رویم گشوده بود. تنها چیز کتاب که توجهم را جلب می کرد نخ های کوچکی بود که از شکافتگی پایین پارچه روی جلد بیرون زده بود. در همین حین متوجه کسی شدم که هم ردیف من، دو نیمکت آن طرف تر، نشسته بود، انگار لحظه ای پیش آن جا سبز شده باشد. کت وشلوار خاکستری روشنش نظرم را جلب کرد -در مدرسه ما هیچ کس کت وشلوار نمی پوشید- همین طور کتاب شومیزی که از جیب سمت چپ کتش بیرون زده بود و آن را پایین می کشید. کمی دلم برایش سوخت، مثل تازه واردی بود که اشتباهی لباس پوشیده. همزمان که کت وشلوارش به نظرم مسخره می آمد، کنجکاو بودم درباره‎ کتابش بدانم. به نظر می رسید پشت دست چپش را می پاید. برای لحظه ای دیدم که به ردیف پنجره های بلند کنار اتاق نگاه می کند...

380,000

خنده های خطرناک

اثر استیون میلهاوزر

مشخصات محصول

نویسنده
استیون میلهاوزر
ویرایش
-
مترجم
مهنام نجفی
صفحات
262 صفحه
انتشارات
وزن
311 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

خنده های خطرناک شامل سیزده داستان است که در چهار بخش مجزا سامان یافته. آنچه در سبک وسیاق این داستان ها بارز است، خیالِ متصل به واقعیت و همچنین کمدی آمیخته به تراژدی، ترس، و فلسفه ورزی است. در داستان های میلهاوزر چیزها از خودبودن تن می زنند، به چیزی دیگر، چیزی بی نام، تبدیل می شوند و ناگهان غریب به نظر می رسند. و این شروع ماجراست، ماجرای هیجان انگیز و پرخطر کشف معمای چیزها، جست وجو در قلمروهای ناشناخته، احساسات نیازموده، امکانات تازه، و مفاهیم نو. با شروع ماجرا باید از راه بُرید و به بیراهه زد. در بیراهه های این ماجراجویی البته موقعیت های مضحک و ابلهانه هم کم نیست. سرک کشیدن به پشت و پسل ها و شیرجه زدن در اعماق خیلی با طمأنینه و وقار سازگار نیست و در گذر از بزنگاه ها از سبکسری و دیوانگی گریزی نیست.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک