جستجوهای اخیر
جستجوهای پرطرفدار
495,720
که ادب بیاموزد
و شیرها
چه بی ادب بودند.
برف میبارید
و من به مدرسه میرفتم
چکمه هایم
بوی ترکه میدادند
و معلم
یاد میداد
با مرکب چین
بنویسیم
زنده باد یونان
من با ارسطو شبانه درس میخواندم
دود، قبل از آتش ۲۲۵
و صبح ها
در بادیه
شیر داغ سفسطه میخوردم
زیر پنجره ماسیده در ماه مینشستم
مشق خورشید میکردم
بالاخره
چشم پزشک مدرسه
با احترام به من نهیب زد.
از خواب پریدم
درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک