IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
غاده السمان
ویرایش
-
مترجم
نرگس قندیل زاده
صفحات
180 صفحه
انتشارات
وزن
188 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب دانوب خاکستری

قیمت قبل

دانوب خاکستری

نویسنده غاده السمان
مترجم نرگس قندیل زاده
انتشارات ماهی
موجود
رقعی
1404
قیمت بازار: 400,000
307,000
کتاب دانوب خاکستری، اثر غاده السمان، با ترجمه‌ی نرگس قندیل زاده، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
قیمت قبل

کتاب دانوب خاکستری

دانوب خاکستری

موجود
رقعی
1404
کتاب دانوب خاکستری، اثر غاده السمان، با ترجمه‌ی نرگس قندیل زاده، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1404 توسط انتشارات ماهی، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
قیمتِ جدید در بازار: 400,000

307,000

فهرست

کتاب دانوب خاکستری اثر غاده السمان، ترجمه نرگس قندیل زاده. نشر ماهی منتشر شده است
کتاب دانوب خاکستری مجموعه شش داستان از غاده السمان، شاعر و نویسنده مشهور عرب است. نویسنده در این داستان ها از زخم جنگ شش روزه میان اسرائیل و کشورهای مصر و سوریه و اردن و تاثیر آن بر زندگی زنان و مردان نوشته است. 
این کتاب را با ترجمه نرگس قندیل زاده بخوانید و در دنیای داستان های شعرگونه این نویسنده توانای عرب غرق شوید. 
درباره کتاب دانوب خاکستری
در ماه ژوئن سال 1967، بین اعراب (کشورهای مصر، اردن و سوریه) و اسرائیل جنگی اتفاق افتاد که شش روز طول کشید . این جنگ با پیروزی اسرائیل به اتمام رسید. اما جراحتی عمیق بر جان جهان عرب گذاشت این جراحت نیز مثل اثر هر رخداد عظیم دیگری در ادبیات، تاثیر خود را بر ادبیات جهان عرب گذاشت و در میان داستان ها و شعرهای نویسندگان و شاعران نمود پیدا کرد. غاده السمان نیز مانند هر فرد تاثیرپذیر دیگری، به خوبی توانسته است جای این زخم را در داستان هایش نشان دهد. 
این کتاب شامل 6 داستان از غاده السمان است. اولین داستان این کتاب همنام کتاب، دانوب خاکستری است و داستان های دیگر آن، حریق آن تابستان، ساعت دوزمانه و کلاغ، لکه ای نور بر صحنه، لیلا و گرگ و ای دمشق نام دارند.
سه داستان اول کتاب از کتاب کوچ لنگرگاه قدیمی که در سال 1973 منتشر شده بود، انتخاب شدند. منتقدان این کتاب را بهترین و مهم ترین اثر نویسنده می دانند. 
سه داستان دوم از کتاب شام غریبان انتخاب شده است که در نتیجه سفر او به اروپا و تجربیات این سفر نوشته شده است. در این داستان ها از زنان و مردان می خوانیم. از دلمشغولی های آنان هویتشان و تعلق خاطرشان به وطن. شکست در جنگ شش روزه سال 1967. زنانگی که سرکوب شده است و مرزهای واهی که میان خیال و واقعیت وجود دارد...


مشخصات محصول

نویسنده
غاده السمان
ویرایش
-
مترجم
نرگس قندیل زاده
صفحات
180 صفحه
انتشارات
وزن
188 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

اين کتاب داراي شش داستان کوتاه است که با عناوين «دانوب خاکستري»، «حريق آن تابستان»، «ساعت دوزمانه و کلاغ»، «لکه اي نور بر صحنه»، «ليلا و گرگ» و «اي دمشق» نگاشته شده اند. راويان اين شش داستان، پنج زن و يک مرد، گاه از يک کشور عربي مشخص و گاهي فقط از «کشوري عربي» آمده اند تا از دل مشغولي هايشان بگويند: هويت، تعلق، وطن، شکست ۱۹۶۷، زنانگي پرانرژي و معصوم و سرکوب شده، مرز واهي واقعيت و خيال، تفاوت دنياها.

گوشه ای از کتاب

تنهایی وحشتناکی که در خانه ی کوچکم داشتم به ترس از تاریکی بدل شد. مشتاق شنیدن صدای یک دوست بودم، ولی از دوستانم می گریختم و خود را با رازها و غم هایم گرد می آوردم. دو سال در بیروت زندگی کردم. در این مدت ده ها دوست پیدا کردم و وحشتم بیشتر شد. تا شب طولانی وحشت را پشت سر بگذاریم، چه روزها که دفتر تلفنم را اسم به اسم زیر و رو می کردم، به دنبال انسانی واقعی که ندانسته از کنارش عبور کرده بودم یا کسی که لازم بود دوباره نگاهی به او بیندازم… ولی کسی را نمی یافتم. وقتی اشتیاق شنیدن صدایی انسانی بر وجودم حاکم می شد، شماره ی ساعت گویا را می گرفتم و به صدای ضبط شده گوش می دادم و برایش حرف ها می زدم. او هم اعلام زمان دقیق با ذکر ثانیه را ادامه می داد، بی آنکه لحظه ای آرام گیرد و با من بر هرچه بود بگرید. خداحافظی با همه چیز… کاش بازی تمام می شد و من به لانه ی اصلی ام در رحم مرگ باز می گشتم. با لذت خود را در تابوت رها کردم و به چُرت لذیذی فرو رفتم. آخر، تابوت محکم بسته بود و حتی خطی از نور هم به درون نمی تراوید… شاید هم داشتم به خاطر تمام شدن اکسیژن به اغما می رفتم. البته که نه. مردگان احتیاجی به تجملاتی مثل اکسیژن و نان ندارند. من مرده ام. این چقدر خوب و آرام بخش است. همه ی گذشته دارد از حواسم فروکش می کند؛ مثل موجی که عقب می نشیند و بر شن ها صدفی خالی برجا می نهد که حتی از صدا هم تهی است. صدای همبازی هایم در نمایش مرگ، یعنی باهی و ابورعد، را می شنوم. گویا آن ها هم به اندازه ی من دارند مرگ را تجربه می کنند. صدای باهی را چنان می شنوم که گویی از دل زمین می آید: «از خاک به خاک، از خاکستر به خاکستر. پس بی هیچ رنجی آرام گیر…» ابورعد با همان صمیمیت همیشگی می گوید: «سفرت از گورستان بزرگمان مبارک باد. آن قدر دوستت داریم که هدیه ای گرانبهاتر از مرگ برایت نیافتیم.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک