IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
اسماعیل زرعی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
146 صفحه
انتشارات
وزن
149 گرم
شابک
تیراژ
550 جلد
قطع
سال
1397
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب جهنم به انتخاب خودم

جهنم به انتخاب خودم

نویسنده اسماعیل زرعی
انتشارات مروارید
موجود
رقعی
1397
120,000
کتاب جهنم به انتخاب خودم (مجموعه داستان ایرانی)، اثر اسماعیل زرعی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب جهنم به انتخاب خودم

جهنم به انتخاب خودم

موجود
رقعی
1397
کتاب جهنم به انتخاب خودم (مجموعه داستان ایرانی)، اثر اسماعیل زرعی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1397 توسط انتشارات مروارید، به چاپ رسیده است. این محصول به تیراژ 550 جلد، در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

120,000

جهنم به انتخاب خودم

اثر اسماعیل زرعی

مشخصات محصول

نویسنده
اسماعیل زرعی
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
146 صفحه
انتشارات
وزن
149 گرم
شابک
تیراژ
550 جلد
قطع
سال
1397
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

کتاب حاضر، مجموعه اي از داستان هاي کوتاه است که با زباني ساده و روان نگاشته شده اند. «انگشت شمار»، «شعله»، «ساک دستي»، «گرگ ها و گوزن ها»، «ثبت نام»، «به دل آيينه ها بشتابيم»، «خاموشي»، «ايستگاه»، «غروب آخرين روز پاييز»، «جنگ افزارهاي معيوب»، «و آن هنگام که لب به سخن»، «چاهي به ژرفاي همه نيستي»، «کوچه» عنوان هاي برخي از داستان هاي اين کتاب هستند. نويسنده در داستان هايش بر زخم هاي جامعه انگشت مي گذارد و به گونه اي ارائه شان مي دهد که خواننده ناگزير به درنگ، تعمق و انديشيدن شود.

گوشه ای از کتاب

طاس بازجو تاب میخورد نگاهی انداخت و بعد زل زد به چشم هاش لب که باز کرد کمی هم تحقیر و تمسخر با کلماتش بیرون ریخت شاید درکش برای شما سخت باشد چون داستان نویس نیستید که؛ اما آنهایی که اهل فن هستند میدانند گاهی برخی اشخاص خودشان به تنهایی هیچ ارزشی ندارند فقط برای این که نقش شخصیت اصلی را پررنگتر کنند آفریده میشوند بازجو بعد از سؤالهای متعدد مرتبط یا بی ربط دیگری که منجر به پر شدن چند صفحه کاغذ آچهار شد ناچار رفت داخل رمان و با خیلی از اشخاص حرف زد. عده ای از بودن او در جمع خودشان متعجب شدند.

برخی پوزخند زدند چند نفری عصبانی و اخم آلود زیر نظر گرفتندش و یکی دو نفر هم بفهمی نفهمی هول کردند؛ اما در مجموع همان چیزی را فهمید که آقای داستان نویس خودش خواسته بود به او بفهماند؛ یعنی این که «الف جیم ک جز سلام و علیکی اتفاقی با هیچ یک از اشخاص داستان گپ و گفتی نداشته و کسی هم اصلاً داخل آدم حسابش نمی کرده است که تمایلی به گفت و گو و مراوده با او داشته باشد.

موقعی که آقای بازجو دست از پا درازتر دفتر دستکش را جمع می کرد که از فضای رمان بیرون بیاید منیژه خانم دختر شیک و پیک یکی از همسایه های طبقه ی بالای آپارتمان ندانسته سرنخ ماجرا را دستش داد. او که موقع حرف زدن نصفی از کلمات را میجوید و مرتب با چرخاندن سر و دست و کمر و اشارات چشم و ابرو قر و قمیش می آمد و بوی عطر و ادوکلنش اطرافیان را گیج میکرد گفت سرکار جان چرا نمی روید تو خیابان آن جا که این یارو بساط پهن میکرده پرس وجو کنید؟ دختر خانم درست زده بود وسط خال بازجو از این که دخترکی راهکارهای پلیسی را به او یادآوری کند حسابی کفری شد. توی دلش

پشت جلد

 یادش آمد گاه گاهی به گوزن ماده گفته بود نمیدانم چرا هیچ وقت احساس آرامش کامل نمی کنم

پرسیده بود: چرا؟

جواب داده بود فکر میکنم همیشه یکی در کمین ماست یکی که میخواهد این آسایش و آرامش را به هم بزند غفلت که بکنیم یا تو را میخورد با مرا گوزن ماده گفته بود نرها همه شان همین طورند همه شان خیال میکنند دیگران کار و زندگی شان را رها کرده و فقط در کمین اینها نشسته اند و آرام شاخهایش را به شاخ او ساییده و ادامه داده بود در صورتی که این طور نیست. همه خوبند کسی کاری به کار دیگری ندارد و آخرین بار در حالی که پشت کرده سه چهار قدم از او دور شده بود، با حالتی بین قهر و آشتی طنازانه گفته بود چه خیال ها می کنی تو هم و حالا میدید همه اش خیال نبوده واقعیت در برابرش بود. واقعیتی که از همان لحظه ی غفلت مایه گرفت اگر همان وقت عاشقانه چشم به شکم سفید جفتش ندوخته بود. شاید سایه ی سیاه گرگ را پشت تنه ی خشکیده ی درخت ها می دید.
اگر نمی گذاشت او آن چند قدم را دور بشود شاید گرگ جرأت خارج شدن از مخفی گاه اش را نداشت و یا اگر جفتش فقط به فکر پیدا کردن برگ سبزی نبود. شاید این اتفاق اصلا نمی افتاد اما حادثه اتفاق افتاده بود گرگ از کمینگاه اش جسته سر به دنبال ماده گذاشته و او را به هر سمت رانده و بعد به زمینش زده بود...

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک