IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
داوود امیریان
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
368 صفحه
انتشارات
وزن
216 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1401
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب جام جهانی در جوادیه از رمان نوجوان قطع جیبی

جام جهانی در جوادیه

نویسنده داوود امیریان
انتشارات قدیانی
موجود
جیبی
1401
450,000
کتاب جام جهانی در جوادیه (رمان نوجوان)، اثر داوود امیریان، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب جام جهانی در جوادیه از رمان نوجوان قطع جیبی

جام جهانی در جوادیه

موجود
جیبی
1401
کتاب جام جهانی در جوادیه (رمان نوجوان)، اثر داوود امیریان، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1401 توسط انتشارات قدیانی، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی جیبی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

450,000

جام جهانی در جوادیه از رمان نوجوان قطع جیبی

اثر داوود امیریان

مشخصات محصول

نویسنده
داوود امیریان
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
368 صفحه
انتشارات
وزن
216 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1401
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

کتاب حاضر، رماني براي نوجوانان است که با زباني ساده نوشته شده است. در اين داستان الكس هيوارد، فرزند سفير کانادا در تهران است. يکي از بچه هاي محله جواديه به نام سياوش که زبان انگليسي اش خوب است، به او زبان فارسي ياد مي دهد. الکس ماجراي يک دوره مسابقات فوتبال در جواديه را از زبان سياوش مي شنود و يک تيم از بچه هاي کانادايي را براي شرکت در اين مسابقات معرفي مي کند. اما کار به همين جا ختم نمي شود. تيم هايي از کشورهاي ديگر هم از راه مي رسند؛ اسپانيا، ايتاليا، ژاپن، چين، سوئيس، آرژانتين، برزيل.

گوشه ای از کتاب

«سیاوش به سفارت کانادا رسید. قلبش تند می‌زد. چند نفس عمیق کشید و با دست موهایش را مرتب کرد. به لباسش نگاه کرد ببیند مرتب است یا نه. بعد کیفش را به دست دیگر داد. کف دست‌هایش عرق کرده بود. سعی کرد حالتش عادی باشد. با قدم‌های شمرده به‌طرف درِ سفارت رفت.

ـ کجا آقاپسر؟

سیاوش به‌طرف صدا برگشت. یک سرباز از داخل اتاقک فلزی کوچکی کنار در بزرگ سفارت نگاهش کرد. سیاوش با قدم‌های مطمئن به‌طرف سرباز رفت. سرباز که از هُرم گرما و نور شدید آفتاب اول تابستان به اتاقک فلزی پناه برده بود، بیرون آمد. سیاوش به سرباز رسید.

ـ سلام. من با پسر سفیر کانادا قرار ملاقات دارم!

سرباز چین به پیشانی انداخت و با تعجب گفت: «با پسر سفیر کانادا؟»

ـ بله.

ـ مطمئنی حالت خوبه؟

ـ به لطف شما!

ـ مزه نپران.

سیاوش ناراحت شد.

ـ قراره معلم خصوصی پسر سفیر بشوم. همین ساعت هم با ایشون قرار دارم.

سرباز وقتی دید سیاوش خیلی مطمئن و قرص حرف می‌زند و پا پس نمی‌کشد، پسِ گردنش را خاراند و بعد گفت: «اسمت چیه؟»

ـ سیاوش یحیوی.

ـ کمی صبر کن.

سیاوش به سایه‌ی دیوار پناه برد. از برخورد سرباز ناراحت شده بود. از گوشه‌ی چشم دید که سرباز دارد تلفنی با کسی صحبت می‌کند. چند لحظه بعد سرباز سر تکان داد و گوشی تلفن را گذاشت و از اتاقک آمد بیرون.

ـ ببخشید آقای یحیوی.

لحن سرباز کاملاً عوض شده بود. سیاوش به‌طرف در رفت.

ـ آقای یحیوی!

سیاوش سرش را برگرداند. سرباز جلو آمد و با لحنی دلجویانه گفت: «از من که ناراحت نشدی؟»

ـ نه.

ـ می‌دانم ناراحت شدی. اما فکرش را بکن، روزی چند تا آدم بیکار می‌آیند و الکی ما را سر کار می‌گذارند. خلاصه حلال کن. قصد توهین نداشتم.

سیاوش لبخند زد. با سرباز دست داد و گفت: «مخلصم سرکار.»

سرباز خندید. در سفارت به‌طور خودکار باز شد. یک بنز مشکی متالیک و آخرین سیستم از سفارت بیرون آمد. مردی کت‌وشلوارپوش و آراسته از بنز پیاده شد. به‌طرف سیاوش آمد، دستش را دراز کرد و گفت: «سلام. من اصغر کاظمی، کارمند سفارت هستم. بفرمایید سوار بشوید تا به منزل آقای سفیر برویم.»

لحظه‌ای بعد بنز به‌سوی منطقه‌ی بالای شهر سرعت گرفت.

سیاوش از شیشه‌ی بنز به خیابان نگاه می‌کرد. او عقب و آقای کاظمی جلو نشسته بود. کمی دلشوره داشت. سرانجام پس از دقایقی، ماشین در برابر یک خانه‌ی ویلایی بزرگ توقف کرد. در پارکینگ باز شد و سیاوش سوار بر بنز داخل حیاطی بزرگ و سرسبز شد. تمام محوطه‌ی حیاط پر از درخت و گل بود. با توقف ماشین، آقای کاظمی لبخندزنان برگشت و گفت: «رسیدیم آقای یحیوی!»

در به طور اتوماتیک باز شد. سیاوش پیاده شد و با راهنمایی آقای کاظمی مسافتی کوتاه را طی کرد و پشت ساختمان دو طبقه‌ِ وسط حیاط، به یک استخر پر از آب رسید. درخت‌ها و گل‌ها و محوطه‌ی چمن‌کاری‌شده جلوه‌ی خاصی به اطراف استخر داده بود. انعکاس نور خورشید بر آب استخر، روی دیوار ساختمان می‌رقصید.»

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک