IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
اشلی هوپ پرز
ویرایش
-
مترجم
پریسا رشیدی
صفحات
352 صفحه
انتشارات
وزن
366 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب از اعماق تاریکی

از اعماق تاریکی

نویسنده اشلی هوپ پرز
مترجم پریسا رشیدی
انتشارات ابوعطا - دختر آفتاب
موجود
رقعی
1404
17% 700,000
581,000
کتاب از اعماق تاریکی، اثر اشلی هوپ پرز، با ترجمه‌ی پریسا رشیدی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب از اعماق تاریکی

از اعماق تاریکی

موجود
رقعی
1404
کتاب از اعماق تاریکی، اثر اشلی هوپ پرز، با ترجمه‌ی پریسا رشیدی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1404 توسط انتشارات ابوعطا - دختر آفتاب، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
17% 700,000

581,000

فهرست

مقدمه؛ تگزاس، نیو لاندن ۱۸ مارچ


۱۹۳۷


پنجشنبه، ۱۸ مارچ ۱۹۳۷ ، ساعت ۱۵:۱۶


بعد از ظهر


سپتامبر ۱۹۳۶


اکتبر ۱۹۳۶


نوامبر ۱۹۳۶


دسامبر ۱۹۳۶


ژانویه ۱۹۳۷


فوریه ۱۹۳۷


مارس ۱۹۳۷


پنجشنبه، ۱۸ مارچ ۱۹۳۷، ساعت ۲۵: ۱۵ دقیقه بعد از ظهر


بخش پایانی


یادداشت نویسنده

مشخصات محصول

نویسنده
اشلی هوپ پرز
ویرایش
-
مترجم
پریسا رشیدی
صفحات
352 صفحه
انتشارات
وزن
366 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

«از اعماق تاريكي»، داستانی است درباره تبعیض نژادی، عشق، خانواده و اجباری که مردم را به نابودی می کشاند. تمامی وقایع این داستان برگرفته از اتفاقات واقعی ایالت تگزاس در طول دهه ۱۹۳۰ م و نیز انفجار مدرسه «نيولاندن» در سال ۱۹۳۷ که باعث ویرانی بخش بزرگی از جامعه تگزاس شد، می باشد. «وش»، کار کردن در دفتر مدیر را دوست دارد چون به مدرسه نزدیک است و از طرفی آقای مدیر حقوق منصفانه ای به او می دهد. او لحظه شماری می کرد تا آقای مدیر دستمزد او را بدهد و بعد به مدرسه عشقش برود و او را ببیند. ناگهان صدای غرش مهیبی گوش او را خراشید. به سرعت خود را به مدرسه می رساند که دیوارها و سقفش فرو ریخته است. وش با ترس به سمت دیوار خراب شدهٔ یک کلاس می رود و چیزی را نباید ببیند، می بیند و... .

گوشه ای از کتاب

نجره ی بالای سینک تازه رنگ شده و بسته بود. او سه مگسی را که قبلاً کشته بود و روی ظرفشویی گذاشته بود، داخل سینک ظرفشویی انداخت شیر آب را باز کرد تا آب آنها را ببرد. بعد سراغ یخچال رفت و درش را باز کرد تا هوای خنک به صورتش بخورد برایش مهم نبود که سرمای یخچال هدر می رود؛ آن هم مثل چیزهای دیگر با گاز مجانی کار می کرد. درون یخچال سه عدد تخم مرغ یک تکه کالباس یک تکه پنیر نارنجی روغنی و یک ظرف شیر که هر سه روز یک بار برایشان می آوردند، وجود داشت. بعد به انبار رفت یک قوطی کمپوت ،گلابی یک قوطی مربای هویج و دو تا سیب زمینی کوچک برداشت و یک طرف .گذاشت. یک قوطی بیکینگ پودر، یک جعبه نمک، سنگینترین کیسه ی آرد و یک قوطی چربی خوک را هم در وسط قفسه چید. در سمت راست هم یک کیسه لوبیا قرمز گذاشت که نصف آن استفاده شده بود. حدودا غذای سه روزشان در قفسه ها وجود داشت. شاید هم چهار روز البته اگر یکی دو وعده را حذف میکرد. فکر کرد بهتر است حواسش را با لباس شستن پرت کند، اما فعلا حس و حالش را نداشت. به سمت پذیرایی رفت دید که در اتاق هنری نیمه باز است

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک