کتاب
نانون،
اثر ژرژ ساند،
با ترجمهی قاسم صنعوی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب نانون نشر دوستان
نانون
موجود
کتاب
نانون،
اثر ژرژ ساند،
با ترجمهی قاسم صنعوی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1403
توسط انتشارات دوستان،
به چاپ رسیده است.
این محصول
در قطع و اندازهی رقعی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
اما امیلین از روزی که لباس روحانیان را از تن کنده بود، هرگز لباس روستاییان را ترک نکرده بود.
تلاشم بر این بود که لباس ها، تا جایی که امکان داشت، مدت بیشتری دوام بیاورند. ماریوت و من مراقب بودیم با چیزهایی که داشتیم لباس ها را وصله کنیم. خیلی پیش آمده بود که آستین های کت خاکستری آقای سرپرست در محل آرنج ها کبود شود و چون امیلین و پی یر هنوز هم قد می کشیدند لباس های آن دو را بلندتر می کردم. بدون شکار که دیگر به کسی تعلق نداشت و همه به نابودی اش می کشاندند، آشپزخانه مان خیلی فقیر می شد. طی این بی نوایی که بیش از یک سال طول کشید، خلق وخوی همه بر اثر تغییر عادت های شان عوض شد. هرچند از نظر پرداخت مالیات ها بارمان خیلی سبک شده بود، ولی باری که به دوش ثروتمندها گذاشته شده بود درنهایت به ما تحمیل می شد. دیگر کسی دل به کار نمی داد و بیم از اتفاقی که ممکن بود روی دهد سبب می شد که مردم حتی از زمین هایی که آن همه به آن ها طمع ورزیده بودند و مالک شان شده بودند غافل بمانند. آن وقت به شکار قاچاق دست می زدند، از زمین های توقیف شده میوه می چیدند. آشکارا از راه غارت زندگی می کردند، وحشی، خوفناک و در صورت نیاز شرور می شدند. حداقل کاش روستاییان می توانستند با هم تفاهم داشته باشند و مثل دوران اول انقلاب، متقابلاً به هم کمک کنند؛ ولی بدبختی، انسان را خودخواه و پر از سوءظن می کند. سر یک شلغم نزاع می کردند برای دو شلغم کتک کاری می شد. آه! چقدر از جشن فدراسیون دور بودیم!
قدیمی ها درست گفته بودند که آن وضع به قدری خوب است که امکان ندارد دوام بیاورد!
ژرژ ساند که نام واقعیاش آرماندین لوسی اورور دوپن بود در سال ۱۸۰۴ متولد شد و در سال ۱۸۷۶ درگذشت. پدرش، که افسر ارتش امپراتوری بود در سال ۱۸۰۸، بر اثر حادثهای به قتل رسید. مادربزرگ پدری اورور، که بیوهی سوداگر پولی ثروتمندی بود، سرپرستی اورور را به عهده گرفت. بانوی رماننویس آتی تمام دوران کودکیاش را در خانهی مادربزرگ در دهستان نوان گذراند. سالهایی سرشار از تنهایی و رؤیاپروری بود، اما تفریحهای پرشوری هم داشت که در درجهی اول آنها داستانهایی بودند که در شبنشینیهای خانههای روستایی نقل میشدند و بعدها ژرژ ساند بخش عمدهای از کتابهایش را از آنها برمیگرفت. او در سیزده سالگی به دیری در پاریس فرستاده شد: «نخست چند ماه طغیان و بعد بحران نوجوانی که دلبستگی به زندگی راهبهها و تارک دنیاها را به دنبال داشت. اورور در ۱۸۲۰، به خانه بازآورده شد و دو سال بعد با بارون دو دووان ازدواج کرد؛ اما این پیوند دیری نپایید و اورور در ۱۸۳۱، به اتفاق پسر و دخترش، راهی پاریس شد و در پایتخت با رفتار غیرعادی، مثلاً پوشیدن لباس مردانه و استفاده از پیپ یا کشیدن سیگار، خشم افراد همطبقهاش (بورژواها) را برانگیخت و از طرفی هم با ماجراهای احساسیاش، داوریهای سخت و مخالفتآمیز را سبب شد. نخستین ماجرایش با ژول ساندو بود که به اورور کمک کرد نخستین رمانش را بنویسد و گذشته از این نام ساند را، که مشتق از نامخانوادگی خودش بود، بهمثابه نام مستعار برای او برگزید. سپس نوبت به آلفرد دو موسه رسید و دو دلداده عزم سفر به ونیز کردند و در این شهر، ژرژ ساند بیمار و موسه شب و روز خود را صرف پرستاری از او کرد. پس از او موسه بیمار شد. پزشکی به نام پاجهلو که به بالین شاعر فرا خوانده شد، دل از ساند ربود و ماجرای احساسی آن دو، موسه را به ترک همسفر نامهربان واداشت و این حادثه بر روح حساس او چنان ضربهای وارد آورد که موسه هرگز نتوانست از یاد ببرد. هر چند این آزار روحی شدید، پنج شاهکار به دنیای شعر رمانتیک بخشید.
رمانهایی که ژرژ ساند پس از آن به چاپ رساند همه آینهی زندگی پرشور و هوسباز خودش و اعترافهایی غنایی و گاه شعرهایی به نثر بودند که عشق بیاختیار و سودایی را که با پیشداوریها و جامعهی بورژوایی سر ستیز داشت، میستودند؛ زیرا عشق برای او معادل زندگی بود. عشق فقط خوشبختی نیست، حق برتر انسان است؛ حتی نوعی وظیفه و آیینی ملکوتی است. این آیین بسیار رمانتیک بهخوبی بیانگر زندگی جنجالی زنی است که دلش بهسرعت از ساندو به سراغ موسه و بعد به سوی پاجهلو، میشل دو بورژ، پییر لورو و شوپن میرفت. ژرژ ساند زمستان ۱۸۳۷ را با موسیقیدان بزرگ لهستانی گذراند و از آن پس زندگی سر به راهتری در پیش گرفت؛ زیرا ده سال با شوپن به سر برد و در همان هنگام بود که رفتهرفته هیجان را در سیاست جست. او که از سال ۱۸۳۵، از طریق میشل دو بورژ، با دموکراتهایی اهل رؤیا آشنا شده بود، لامنه، را که کسوت کشیشی را کنار گذاشته بود، چون پیامبر و رهبر مذهب انساندوستی جدیدی در نظر میگرفت. از سویی هم تحت تأثیر ژان ژاک روسو و قرارداد اجتماعی او بود. در آثار آن زمانش، جامعه را مسئول تمام بدیهای بشری میدانست و میگفت فقط عشق است که میتواند دیوارههای موجود بین طبقههای مختلف اجتماعی را براندازد و برادری جهانی ایجاد کند.
زاده چهارمین روز از ماه آخر پاییز در سال ۱۳۱۶ در مشهد. صنعوی تحصیلات آکادمیک خود را در مقطع کارشناسی در رشته زبان و ادبیات فرانسه در دانشگاه فردوسی مشهد به پایان برد و سپس یک مدرک کارشناسی دیگر، در رشته حقوق از دانشگاه تهران اخذ کرد.
علی رغم تحصیل در رشته حقوق در تهران، بیشتر فعالیتهای شغلی قاسم صنعوی در زمینههای فرهنگی به وقوع پیوسته است. صنعوی پس از رسیدن به مرحله بازنشستگی، تقریبا تمام وقت خود را در مشهد متوجه فعالیت ترجمه از زبان فرانسه کرده است.
صنعوی میگوید: من وقتی ترجمهی کتابی را به پایان بردم، تمام مراحل فنی تا چاپ و عرضه را به خود ناشر میسپارم چرا که ناشر با شناختی که از بازار دارد، میداند که چه کند تا کار بهتر عرضه شود و بفروشد و اگر من دخالت کنم و حالا به هر دلیلی کتاب شکست بخورد، بعد میگوید تقصیر تو بود!
جنس دوم، درخت زیبای من، ارتش سایهها، مرگ یک کندودار، دستهای آلوده و تدفین مادربزرگ عناوین تعدادی از ترجمههای قاسم صنعوی است.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک