IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
مولانا جلال الدین محمد بلخی(مولوی)
ویرایش
-
مترجم
بهمن شکوهی
صفحات
576 صفحه
انتشارات
وزن
700 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
گالینگور

کتاب رومی جلال الدین محمد

رومی (جلال الدین محمد)

نویسنده مولانا جلال الدین محمد بلخی(مولوی)
مترجم بهمن شکوهی
انتشارات نگاه
موجود
رقعی
1405
17% 1,175,000
975,250
کتاب رومی (جلال الدین محمد)،(روزگار و زندگی یکی از شگفت آورترین عارفان جهان)، اثر مولانا جلال الدین محمد بلخی(مولوی)، با ترجمه‌ی بهمن شکوهی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب رومی جلال الدین محمد

رومی (جلال الدین محمد)

موجود
رقعی
1405
کتاب رومی (جلال الدین محمد)،(روزگار و زندگی یکی از شگفت آورترین عارفان جهان)، اثر مولانا جلال الدین محمد بلخی(مولوی)، با ترجمه‌ی بهمن شکوهی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1405 توسط انتشارات نگاه، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
17% 1,175,000

975,250

رومی جلال الدین محمد

اثر مولانا جلال الدین محمد بلخی(مولوی)

مشخصات محصول

نویسنده
مولانا جلال الدین محمد بلخی(مولوی)
ویرایش
-
مترجم
بهمن شکوهی
صفحات
576 صفحه
انتشارات
وزن
700 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1405
تصویرگر
-
جلد
گالینگور

چکیده

کتاب حاضر، روايتي حيرت انگيز، قصه اي از بلخ تا قونيه، سلوک عاشقانه و زندگي پرماجراي مولانا در بستري از واقعيت و افسانه. روزگار و زندگي يکي از شگفت آورترين عارفان جهان و عشق شورانگيز وي با گوهر خاتون، اوج زندگي عاشقانه و از دست رفتن دلدار، ديدار شگفتش با شمس تبريزي و تحول روحي او که بس شايعه در اطرافش ساخت و بالاخره جوشش شعر از بن جانش يا رديف شدن مسلسل وار کلمات چون الماس هاي تراش خورده در کنار هم، تصويري در بستر تاريخ از روزگار تيره حمله مغولان.

گوشه ای از کتاب

بخش اوّل:
کودک شگفت انگیز بلخ

قرن سیزدهم عصر شوربختی که مردم از روزگار دور از رسیدن آن هراس داشتند تازه فرا رسیده بود. شیطان که خمیره اش از آتش بود، به زمین آمده بود تا در منجلاب زندگی انسان ها بگردد و شواهدی بیابد تا ثابت کند انسان در ذات خود پست و خونریز و بی شرف است، هم زمان با شیطان روحی اثیری که از زمان هبوط در ابدیتی بدون مرگ بر زمین پرسه می زد در پی موجودی از جنس خود می گشت تا تنهایی هولناکش را پر کند، برخلاف نقش دشمنانه روح اثیری و شیطان، هر دو بازیگر یک نمایش بودند که در آن یکی انسان را به سوی پلیدی و تباهی رهنمون می شد و دیگری به نور و سلامت و زیبایی دلالت می کرد. زمین هیچگاههیچ گاه از این دو رقیب خالی نمی شد، روح اثیری همه جا بود و شیطان هم خستگی ناپذیر به دل فریبی خود مشغول بود.
قرن سیزدهم قرن بازیگری شیطان آزرده بود، تا ثابت کند خدا در آفرینش انسان اشتباه کرده و از او جز فساد و تباهی بر نمی آید. شیطان تمام توانش را در این راه به کار بسته بود امّا کسی نمی دانست کجا و چه زمانی سرنوشت روی زشت خود را به انسان ها نشان می دهد، نه حکیمی می دانست و نه پیشگویی خبر داشت. گویی سرنوشت با زمین وعده کرده بود تا آن را از آتش و خون و جنگ و تباهی پر کند. عصر تاریک یخبندان های چهارم در سرزمین های شمالی آغاز می شد، جنگل ها را به کوهی از یخ بدل می کرد و مردمان نگون بخت را به جنوب می راند، در جنوب موج دیگری از جنگ های صلیبی بین شاهزادگان کشورهای اروپایی برمی خاست تا با فتح دوبارۀ اورشلیم آن را برای ظهور مجدد مسیح تزیین کنند. در شرق و آسیای میانه، چنگیز خان با نبوغ اعجاب آور خود قبایل صحرانشین مغولستان را متحّد کرده، لقب خان بزرگ گرفته بود و می رفت تا بزرگ ترین امپراتوری جنگ و خون را در روی زمین بگستراند.
قلمروی از سلطه که بعد از چنگیز هرگز نمونه دیگر آن در کره خاکی تکرار نمی شد. چنگیز خان که دست در گنجینه های چین کرده بود تمایل به غرب و ایران نداشت، او از تصرف چین چنان ثروتی نصیبش شده بود که تصمیم گرفت با هندو ایران وارد تجارت شود.
چنگیز خان که از چین و جاده ابریشم آن تجارت را آموخته و تصمیم گرفته بود بدون آنکه هند و پارس را تصرف کند با تجارت، خزائن آنها را به کف آورد و هنوز تصرف چین تمام نشده بود که نامه ای به علاءالدین محمد خوارزمشاه پادشاه ایران نوشت و او را به مناسبات تجاری فراخواند.
در شمال غرب آسیای میانه، حکومت ایرانی خوارزمشاهیان برخاسته از عشایر ترکمن باج به خلیفه عباسی عرب در بغداد نمی داد. قلمرو خوارزمشاهیان از قلب کوه های صعب العبور چین در شرق گرفته تا آخرین شهرشان در مراغه امتداد داشت. خوارزمشاهیان در شمال دریای طبرستان را تحت کنترل داشتند و در جنوب تا شیراز و بوشهر زیر گوش خلیفۀ عرب گزمه و قشون جابه جا می کردند. آن روز علاءالدین محمد که تازه از شکار به قصر بازگشته بود با دقت مراقب بود تا عقاب های درنده ای را که چنگیزخان به هدیه برای او فرستاده بود و او از آنها برای شکار گرگ و روباه استفاده می کرد آرام کند.
سلطان علاءالدین با دقت و ظرافت نقاب های چرمی عقاب ها را بر چشمانشان کشید و در برابر هر یک گوشت گرگ شکار شده ای انداخت تا طعم گوشت گرگ در ذهن عقاب های درنده ثبت شود.
علاءالدین با وجودی که چندی پیش از سفیر خود کمال الدین رازی در چین خبرهای دلهره آوری از حمله تاتارها به چین دریافت کرده بود با بیم و تردید نامه چنگیز خان را که با لخته ای خون مهر و موم شده بود گشود، مهر خود را که توسط سفیرش ثبت شده بود شناخت و دریافت پایتخت شرقی چین به دست چنگیز خان افتاده است.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک