IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
جلال آل احمد
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
1296 صفحه
انتشارات
وزن
1854 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب مجموعه آثار جلال آل احمد نشر جامه دران

مجموعه آثار جلال آل احمد

نویسنده جلال آل احمد
انتشارات جامه دران
موجود
رقعی
1404
17% 2,400,000
1,992,000
کتاب مجموعه آثار جلال آل احمد (10جلدی،باقاب)، اثر جلال آل احمد، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب مجموعه آثار جلال آل احمد نشر جامه دران

مجموعه آثار جلال آل احمد

موجود
رقعی
1404
کتاب مجموعه آثار جلال آل احمد (10جلدی،باقاب)، اثر جلال آل احمد، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1404 توسط انتشارات جامه دران، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
17% 2,400,000

1,992,000

افزودن به سبد خرید
2,400,000 17% 1,992,000

فهرست

فهرست


دید و بازدید عید


گنج


زیارت


افطاری بی موقع


گلدان چینی


تابوت


شمع قدى


تجهيز ملت


پستچی


معرکه


ای لامس سبا


دو مرده

مشخصات محصول

نویسنده
جلال آل احمد
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
1296 صفحه
انتشارات
وزن
1854 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

 اما هر چه باشد حدس هایی زدم شاید او نیز وقتی کودکانی داشته که مرده اند یا نمیدانم طور دیگر شده اند و یا شاید فکر میکرد که او نیز وقتی دختری بوده و به جای این مشکهای پلاسیده و آویزان، پستانهای سفت و برآمده ای داشته و یا شاید به شوهر خود می اندیشید که او را طلاق داده بود و

یا خیلی چیزهای دیگر که من نمی توانستم دریابم. ولی بعد در میان چشم های خسته ی او که از لای پلک های خسته تری به بیرون می نگریست همه چیز را دریافتم دریافتم که در ته چشم های بی رمقش دریایی از غم و اندوه از حسرت و درد از آرزوها و امیدهای تباه شده موج می زد که هردم ممکن بود به صورت اشک از پلکهای او سرازیر شود. صورت با سنگینی سر خود را برگرداند ته سیگار خود را به دور انداخت. خود را به طرف شیشه ی اتوبوس کرد و آن را با هر دو دست خود پوشاند. کسی ملتفت این قضایا نبود و تنها من بودم که در بحر این دیگری غوطه ور بودم. حتی برق یک قطره اشک را که از زیر دستهای او روی سینه اش افتاد، از میان آینه ی جلوی راننده دیدم مثل این بود که شانه هایش نیز تکان می خورد. اتوبوس به راه افتاد. از توپخانه گذشتیم او پولش را داد و پنج ریال هم پول خرد از شاگرد شوفر گرفت و سرتخت» پیاده شد و رفت.

بلیت فروش که پول او را خرد کرده بود و گویا هنوز در فکر او بود از شوفر پرسید: یارو کی بود؟ و او بی این که سر خود را برگرداند و در حالی که فرمان ماشین را برای فرار از دست انداز کف خیابان به طرف دیگری می گرداند

جواب داد:

به چتو نشناختیش؟ پروین شلی خانم رییس زری بودش دیگه

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک