کتاب
بنویس:جنایت (نفرین خانواده دین)،
اثر دشیل همت،
با ترجمهی حمیدرضا زاهدی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب بنویس جنایت
بنویس جنایت
موجود
کتاب
بنویس:جنایت (نفرین خانواده دین)،
اثر دشیل همت،
با ترجمهی حمیدرضا زاهدی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1402
توسط انتشارات ثالث،
به چاپ رسیده است.
این محصول
در قطع و اندازهی رقعی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
کتاب حاضر، داستاني پليسي- جنايي است که در آن نويسنده او خواننده را به تماشاي رويدادي سرشار از جزئيات مي نشاند و با تشريح جزئيات صحنه ها به درک هرچه بيشتر ماجرا و فرجام آن کمک مي کند.
گوشه ای از کتاب
مدیسون اندروز مردی لاغر و شصت ساله بود و سبیل و مو و ابروهای زبر سفیدی داشت که صورت استخوانی او را بزرگ تر جلوه می داد. لباس های کهنه به تن داشت و تنباکو می جوید و معلوم بود بیست سالی درگیر پرونده های طلاق بوده است.
گفت: «من به جرئت می گویم که کالینسون جوان فقط یاوه سرایی کرده است. فکر کرده با بچه طرف است، که این ها را می گوید.»
گفتم: «من او را ندیده ام. چند ساعتی بیشتر نیست که به شهر برگشته ام. فقط آن قدری که به دفتر بروم و بعد به اینجا بیایم.»
گفت: «خب. او نامزد گابریل است. اما من قیمش هستم و ترجیح می دهم مشورت دکتر رایز را داشته باشم. پزشک متخصص اوست. او گفت که اقامتی کوتاه در معبد مؤثرتر از بستری کردنش در بخش بهداشت روانی خواهد بود. من نمی توانستم توصیه اش را نادیده بگیرم. هالدورن ها احتمالاً شارلاتان هستند. اما جوزف هالدرون یگانه کسی است که گابریل می خواهد با او صحبت کند و به نظر می رسد بعد از مرگ والدینش، در معبد او، در آرامش به سر می برد. دکتر رایز گفت که برخورد با تمایلش برای رفتن به معبد او را به بیماری سخت تری گرفتار می کند. آیا می توانم نظرات او را نادیده بگیرم فقط به این خاطر که کالینسون جوان دوستشان ندارد؟»
گفتم: «نه.»
در دفاع از خودش گفت: «هیچ عقیده ای در این باره ندارم. احتمالاً این مانند همه ی حقه بازی های دیگر است. اما ما نگران آیین دینیشان نیستیم، می خواهیم درمانگریشان را ببینیم. مغز گابریل است که برای ما اهمیت دارد. حتی اگر شخصیت او جوری نباشد که در مورد چنین چیزی در قبال ایمنی گابریل سخن بگوییم. من هنوز وسوسه می شوم که بگذارم او برود. بهبود او مهم ترین مسئله ای است که باید بیش تر نگرانش باشیم و هیچ چیزی نباید مانعش بشود.»
او زادهی ۲۷ می ۱۸۹۴ در مریلند امریکا و نویسندهی رمانهای کارآگاهی و داستانهای کوتاه پلیسی است. همت همچنین فیلمنامهنویس و فعال سیاسی بود. از جمله شخصیتهای ماندگاری که دشیل همت خلق کرد، میتوان به سم اسپید (شاهین مالت)، نیک و نورا چارلز (مرد لاغر) و شخصیت کمیک استریپِ آژانس مخفی X-9 اشاره کرد.
همت بهطور عمومیتیافتهای به عنوان یکی از بهترین نویسندگان معمایی تمامی دورانها شناخته میشود. در آگهی درگذشتش در نیویورک تایمز، او را با این عبارت توصیف کردند: «مدیر مدرسهی رمانهای کارآگاهی_معمایی.» نشریهی تایم، رمان منتشرشده از او به سال ۱۹۲۹، یعنی خرمن سرخ، را در لیست صد رمان برتر زبان انگلیسی در بین سالهای ۱۹۲۳ تا ۲۰۰۵ قرار داد. در سال ۱۹۹۰، انجمن نویسندگان جنایی سه رمان او را در لیست صد رمان برتر جنایی تمام دورانها قرار داد. رمانها و داستانهای او همچنین تأثیر قابل توجهی بر ژانر فیلمهای پلیسی و به ویژه فیلمنوآر گذاشت و بارها براساس آنها فیلمنامههای درخشانی در جهانِ سینما اقتباس شد.
همت در نزدیکی گریتمیلز در مزرعهی هاپول اند ایم در روستای سن ماری در مریلند به دنیا آمد. پدرش ریچارد توماس همت و و مادرش آنه بوند دشیل نام داشتند. تبار مادرش به یکی از خانوادههای قدیمی مریلند میرسید که در گویش فرانسه به این خانواده دشیل میگفتند. هَمِت یک خواهر بزرگتر به نام آرونیا و برادری کوچکتر به نام ریچارد داشت که همگان سَم صدایش میکردند.
دشیل همت به عنوان یک مسیحی کاتولیک غسل تعمید یافت و در فیلادلفیا و بالتیمور بزرگ شد. در ۱۳ سالگی مدرسه را رها کرد و پیش از کار در آژانس کارآگاهی ملی پینکرتون چندین شغل داشت. او از سال ۱۹۱۵ تا فوریه ۱۹۲۲ به عنوان کارمند پینکرتون مشغول به کار بود.
همت در سال ۱۹۱۸ در ارتش ایالات متحده ثبت نام کرد و در بخش آمبولانسها مشغول به خدمت شد. در این دوران بود که به آنفلوآنزای اسپانیایی و سپس به سِل مبتلا شد. در دوران بیماری حین خدمت در ارتش، بیشتر اوقات در بیمارستان کاشمن در تاکوما واقع در واشینگتن بستری بود، در آنجا بود که با پرستاری به نام جوزفین دولان آشنا شد. این آشنایی در نهایت سبب ازدواج این دو در ۷ جولای ۱۹۲۱ در سنفرانسیسکو شد.
این زوج صاحب دو دختر شدند. مری جین (متولد ۱۹۲۱) و جوزفین (۱۹۲۶). مدت کوتاهی پس از تولد دومین فرزندشان، پرستاران خدمات بهداشتی به دولان اطلاع دادند که به دلیل تشدید بیماری سِل هَمِت، او و فرزندان نباید بهطور تماموقت با او زندگی کنند. دولان خانهای در سانفرانسیسکو اجاره کرد، جایی که همت آخر هفتهها در آنجا به دیدن همسر و فرزندانش میآمد. این ازدواج بعدها به جدایی انجامید، هر چند دشیل همت با درآمدی که از نوشتن خود به دست آورد، به حمایت مالی از همسر و دختران خود ادامه داد.
در حال حاضر مطلبی درباره حمیدرضا زاهدی
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک