IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
جلال خالقی مطلق
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
501 صفحه
انتشارات
وزن
868 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
زرکوب

کتاب گل رنج های کهن

معرفی کتاب گل رنج های کهن

نویسنده جلال خالقی مطلق
انتشارات سخن
موجود
وزیری
1403
750,000

معرفی محصول

(نقد و تفسیر شاهنامه ابوالقاسم فردوسی،416-329 ؟ق،مقاله های فارسی،قرن14،کوشش:علی دهباشی)

کتاب گل رنج های کهن

معرفی کتاب گل رنج های کهن

موجود
وزیری
1403

معرفی محصول

(نقد و تفسیر شاهنامه ابوالقاسم فردوسی،416-329 ؟ق،مقاله های فارسی،قرن14،کوشش:علی دهباشی)

750,000

گل رنج های کهن

اثر جلال خالقی مطلق

مشخصات محصول

نویسنده
جلال خالقی مطلق
ویرایش
-
مترجم
-
صفحات
501 صفحه
انتشارات
وزن
868 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
زرکوب

گوشه ای از کتاب

رفت و در کنار چشمه جامه خویش را از تن درآورد و لخت درون چشمه شد و به شست و شو پرداخت در میان آب تنی ناگهان حس کرد که کسی از پشت گل ها او را نظاره میکند. در زمان بند از گیسوان گشود و خود را در گیسوی خویش پیچید. در آن حال از خیال دختر گذشت که آن شخص رستم است. چه در قلب خود می دانست که آن چشم ها از آن رستم بود دختر به سوی رستم رفت، سلام کرد و از او پرسید: به دنبال رخش میگردی؟ رستم از او پرسید: «از کجا می دانی؟» و دختر به او گفت: «من می دانم که تو رستمی دختر شاه چین جوان و زیبا بود و به خاطر رستم دست رد به سینه همه خواستارهای خود زده بود دختر به رستم گفت که اگر تو مرا بپذیری، من رخشت را یافته و برایت می آورم. [۳۵] رستم همچنان که به دختر مینگریست مهر او در دلش نشست و به او گفت: من تو را به زنی خواهم گرفت و از این کار بسیار خوشحالم دختر به رستم گفت: «بیا و مهمان پدر من باش و سپس رستم را نزد پدر خود برد و شاه چین به رستم سلام کرد و به زبان پهلوانی به او گفت: «خوش آمدید! من از اینکه کسی چون رستم مهمان من است بی اندازه سرافرازم». رستم از پادشاه چین اسب خود را جویا شد چون می دانست شاه چین رخش را از سیستانیان که دزدیده بودند خریده است ولی شاه چین انکار کرد و گفت که اسب تو پیش ما نیست. رستم خشمگین شد و گفت: من مطمئن هستم که اسب من پیش شماست و اگر او را پس ندهید شما و سوارانتان را خواهم کشت. شاه چین از رستم سه روز زمان میخواهد و زبان میدهد در این زمان اسب او را بیابد. پس از پایان سه روز رستم پیش شاه چین می رود و دختر او را خواستگاری میکند و جشن باشکوهی میگیرند. بعد رستم از عروس پرسید: اسب من کجاست؟ زن پاسخ داد: «باکی نداشته باش اسب تو در پیش من است.

ویدیوهای محصول

خرید کتاب

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک