IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
اریک امانوئل اشمیت
ویرایش
-
مترجم
شهلا حائری
صفحات
112 صفحه
انتشارات
وزن
126 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
-

کتاب مهمانسرای دو دنیا

معرفی کتاب مهمانسرای دو دنیا

نویسنده اریک امانوئل اشمیت
مترجم شهلا حائری
انتشارات قطره
موجود
رقعی
1404
12% 190,000
167,200

معرفی محصول

اریک امانوئل اشمیت در آثارش به مرگ و نسبت زندگی با آن به اشکال مختلف پرداخته است. چیستی و چگونگی مرگ، به‌عنوان حقیقتی گریزناپذیر در زندگی همه‌ی انسان‌ها یکی از آن پرسش‌های فلسفی و مهمی است که رنگ کهنگی به خود نگرفته و کنجکاوی‌ها نسبت به آن کاسته نمی‌شود. به همین خاطر از جذاب‌ترین موضوعاتی است که از دیرباز مورد توجه اندیشمندان، هنرمندان و حتی مردم عادی بوده است. در نمایشنامه‌ی «مهمان‌سرای دو دنیا»، چنان‌که از عنوانش نیز می‌توان حدس زد اشمیت حد فاصل میان مرگ و زندگی را دست‌مایه‌ی خلق نمایشنامه‌ای جذاب قرار داده است. اما «مهمان‌سرای دو دنیا» چگونه جایی‌ست؟ این مهمان‌خانه درست در مرز میان مرگ و زندگی بنا شده است! اقامتگاهی برای آن‌ها که نه زنده‌اند و نه مرده. بنابراین باید صبور باشند تا تکلیف‌شان مشخص شود؛ آیا خواهند مرد؟ یا اینکه به زندگی بازخواهند گشت؟ اشمیت برای ترسیم چنین موقعیتی، فضایی وهم‌آمیز را برگزیده است، میان رویا و واقعیت. این نمایشنامه حکایت آدم‌هایی‌ست که به کما رفته‌اند. آن‌ها در زمان و مکانی نامشخص وارد یک مهمان‌سرا شده‌اند، چگونگی واردشدن به این مهمان‌خانه برای‌شان روشن نیست زمانی را که می‌توانند از آنجا خارج شوند نیز نمی‌دانند. در آنجا باید به انتظار سرنوشتی که برای‌شان مقدر می‌شود در انتظار بمانند. شاید به زمین برگردند و یا بمیرند. شخصیت اصلی نمایش مردی است به نام ژولین، سردبیر یک روزنامه‌ی ورزشی که از سر نومیدی به الکل پناه برده است تا مرهمی بر ناکامی های خود بگذارد. همین مسئله کار دست او داده به‌دلیل رانندگی در مستی و تصادف با درخت، گذرش به میهمان‌خانه افتاده است. او خود را در مهمان‌سرا می‌یابد بی‌آنکه بداند چگونه اتاقی به نام او ثبت شده است و در همین حین با شخصیت‌های دیگری آشنا می‌شود که پیش از او به مهمان‌سرا آمده‌اند و آنجا منتظرند. صحبت‌های میان شخصیت‌ها و بده و بستان نظراتشان نه‌تنها بر خودشان تاثیر می‌گذارد بلکه بستری برای ایجاد سوال و اندیشه‌ی مخاطب نیز می‌شود.

کتاب مهمانسرای دو دنیا

معرفی کتاب مهمانسرای دو دنیا

موجود
رقعی
1404

معرفی محصول

اریک امانوئل اشمیت در آثارش به مرگ و نسبت زندگی با آن به اشکال مختلف پرداخته است. چیستی و چگونگی مرگ، به‌عنوان حقیقتی گریزناپذیر در زندگی همه‌ی انسان‌ها یکی از آن پرسش‌های فلسفی و مهمی است که رنگ کهنگی به خود نگرفته و کنجکاوی‌ها نسبت به آن کاسته نمی‌شود. به همین خاطر از جذاب‌ترین موضوعاتی است که از دیرباز مورد توجه اندیشمندان، هنرمندان و حتی مردم عادی بوده است. در نمایشنامه‌ی «مهمان‌سرای دو دنیا»، چنان‌که از عنوانش نیز می‌توان حدس زد اشمیت حد فاصل میان مرگ و زندگی را دست‌مایه‌ی خلق نمایشنامه‌ای جذاب قرار داده است. اما «مهمان‌سرای دو دنیا» چگونه جایی‌ست؟ این مهمان‌خانه درست در مرز میان مرگ و زندگی بنا شده است! اقامتگاهی برای آن‌ها که نه زنده‌اند و نه مرده. بنابراین باید صبور باشند تا تکلیف‌شان مشخص شود؛ آیا خواهند مرد؟ یا اینکه به زندگی بازخواهند گشت؟ اشمیت برای ترسیم چنین موقعیتی، فضایی وهم‌آمیز را برگزیده است، میان رویا و واقعیت. این نمایشنامه حکایت آدم‌هایی‌ست که به کما رفته‌اند. آن‌ها در زمان و مکانی نامشخص وارد یک مهمان‌سرا شده‌اند، چگونگی واردشدن به این مهمان‌خانه برای‌شان روشن نیست زمانی را که می‌توانند از آنجا خارج شوند نیز نمی‌دانند. در آنجا باید به انتظار سرنوشتی که برای‌شان مقدر می‌شود در انتظار بمانند. شاید به زمین برگردند و یا بمیرند. شخصیت اصلی نمایش مردی است به نام ژولین، سردبیر یک روزنامه‌ی ورزشی که از سر نومیدی به الکل پناه برده است تا مرهمی بر ناکامی های خود بگذارد. همین مسئله کار دست او داده به‌دلیل رانندگی در مستی و تصادف با درخت، گذرش به میهمان‌خانه افتاده است. او خود را در مهمان‌سرا می‌یابد بی‌آنکه بداند چگونه اتاقی به نام او ثبت شده است و در همین حین با شخصیت‌های دیگری آشنا می‌شود که پیش از او به مهمان‌سرا آمده‌اند و آنجا منتظرند. صحبت‌های میان شخصیت‌ها و بده و بستان نظراتشان نه‌تنها بر خودشان تاثیر می‌گذارد بلکه بستری برای ایجاد سوال و اندیشه‌ی مخاطب نیز می‌شود.
12% 190,000

167,200

فهرست

هیچ یک نمی دانند چگونه گذرشان به مهمانسرای دو دنیا افتاد و چه زمانی از آن خارج خواهند شد و سرانجام به کجا خواهند رفت. شخصیت ها در این مکان رازآمیز گرد هم آمده اند تا درباره ی زندگی خود تأمل کنند و به دغدغه های همیشگی بشر بیندیشند. نمایش نامه ی «مهمانسرای دو دنیا» حکایتی پر رمز و راز، شگفت انگیز و غافلگیرکننده است که در فضایی میان رؤیا و واقعیت، مرگ و زندگی، کمدی و تراژدی اتفاق می افتد.

مشخصات محصول

نویسنده
اریک امانوئل اشمیت
ویرایش
-
مترجم
شهلا حائری
صفحات
112 صفحه
انتشارات
وزن
126 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
-

چکیده

"ژولین پورتال"، مردی است که بر اثر اتفاقی ناگهانی به مهمانسرای دو دنیا پا می گذارد. او در بدو ورود با افرادی چون "راجرز غیب آموز"، "لورا"، و "دکترس" آشنا می شود. آن ها هیچ یک نمی دانند که چگونه گذارشان به این مهمان سرا افتاده و چه زمانی از آن خارج خواهند شد و سرانجام به کجا خواهند رفت. آن ها در این مکان رازآمیز گردآمده اند تا درباره ی مسائل احساسی زندگی از جمله چگونگی به وجود آمدن انسان و مرگ او تامل کنند و به دغدغه های همیشگی بشر بیندیشند. سرانجام نیز لورا که در روزهای آخر زندگی به سر می برد با پیوند قلب غیب آموز، از مرگ نجات می یابد و در این حال ژولین با مشاهده ی این معجزه به وجود خالق هستی بخش ایمان می آورد.

گوشه ای از کتاب

لورا: یه بار مرد جوونی بهم اظهار عشق کرد. بهم تلفن می کرد، به دیدنم می اومد، برام گل می فرستاد، بهم می گفت که مهم ترین زن زندگیشم. نزدیک بود حرفاش رو باور کنم. تا این که یکی از دوست هام جریان رو برام تعریف کرد: خواهر دو قلوی این پسر چند سال قبل از مریضی مرده بود، و این پسر نمی توانست با این غم وداع کنه و می خواست این طوری جبران کنه . می فهمید؟ از ورای من یه کسِ دیگه مورد نظرش بود. من وجود نداشتم مثل شیشه ی شفاف بودم. (مکث) دیگه نخواستم ببینمش. (مکث) بدتر این که از این بابت خیلی ناراحت شد. ژولین: و حالا؟ لورا: با یه دختر خانم عادی ازدواج کرده، منتظر یه بچه هستن و تو خوشبختی غرقن. عشقش برای من فقط قسمتی از عزاداریش بود. (مکث) از ترحم متنفرم! ترحم نمی خوام! فکر می کنین زیادی خودخواهم؟ زنگ به صدا درمی آید. تابلو چشمک می زند. لورا و ژولین از حیرت تکان می خورند. دکتر س و دو دستیارش شتابان از راه می رسند. دکتر س وضعیت را می سنجد، سپس به طرف ژولین برمی گردد. دکتر س: ژولین نوبت شماست. ژولین از ترس خشکش زده است. رنگ به چهره ندارد. وحشتی حیوانی منجمدش کرده است. ژولین: من؟ دکتر س: بله.به طرف آسانسور برید. ژولین از جا تکان نمی خورد. دو دستیار دورش را می گیرند و او را به طرف آسانسور می برند. دکتر س دستش را بر روی شانه ی ژولین می گذارد تا آرامش کند. اما ژولین قادر نیست این زنگ گوشخراش و این انتظار عبث را تحمل کند. می لرزد. ژولین: (با خودش) می میرم. مطمئنم که می میرم. ناگهان خود را از دستان دکتر س بیرون می کشد و به عنوان تنها گریزگاه به طرف لورا برمی گردد. ژولین: می ترسم. لورا: بی خود. من، هیچ وقت نمی ترسم. ژولین: لورا من می ترسم! با من حرف بزنین! لورا: چی می خواین بهتون بگم؟ ژولین: (ملتهب) از خودتون بگین. زود باشین، از خودتون! زود باشین فقط یه دقیقه وقت دارم. کجا زندگی می کنین؟ لورا (با عجله پاسخ می دهد): توی یه خونه ی بزرگ کنار دریا، با پنجره هایی به وسعت افق. ژولین: ساحل هم داره؟ لورا: آره، طولانی، سفید و آبی. عاشق اینم که من رو روی ساحل گردش ببرن. ژولین: و بعد؟ دیگه چه کار دوست دارین بکنین؟ لورا: دوست دارم تو رویا فرو برم. موسیقی گوش کنم. و وقتی موسیقی گوش می کنم، صدای سکوت اطرافم را بشنوم. ژولین: و بعد؟ لورا: بعدشم دوست دارم کتاب بخونم، دیوانه وار، تا تمام زندگی هایی رو که من نتونستم بشناسم تجربه کنم. ژولین: دیگه چی؟ لورا: بعد هم به نظرم می آد…که دلم می خواست عاشق باشم. ژولین: (مضطرب) آخ من هم همین طور. (ناگهان در حالی که به لورا می نگرد با حرارت و صداقت می گوید) شما چقدر زیبایین!

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک