کتاب
روز اول قبر،
اثر صادق چوبک،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب روز اول قبر نشر جاویدان
معرفی کتاب روز اول قبر نشر جاویدان
موجود
کتاب
روز اول قبر،
اثر صادق چوبک،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1402
توسط انتشارات بدرقه جاویدان،جاویدان،
به چاپ رسیده است.
این محصول
در قطع و اندازهی رقعی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
کتاب حاضر مجموعه داستان های کوتاه فارسی است که با زبانی ساده و روان نگاشته شده اند. «گورکن ها»، «چشم شیشه ای»، «دسته گل»، «یک چیز خاکستری»، «پاچه خیزک»، «روز اول قبر»، «همراه»، «عروسک فروشی»، «یک شب بی خوابی»، «هف خط» عنوان های برخی از داستان های این کتاب هستند. در داستان «دسته گل» می خوانیم: «نامه سربسته را با همان خطی که می شناخت و یک دانه تمبر پست شهری روش خورده بود، جلوش روی میز گذاشته بود و جرئت نمی کرد به آن دست بزند. تقصیر خودش بود که تا به اتاق کارش وارد شد، دوید».
گوشه ای از کتاب
بازارچه ی دهکده آب و جارو شده بود و هوای خنکی زیر چنار تناوری که بالای سر آب انبار چتر زده بود، موج می زد. شتک های گل آبِ نمناک روی قلوه سنگ های میدان کوچک زیر چنار نشسته بود. دکان های کوتوله قوزی دور میدان چیده شده بود.
گُله به گُله کنار جوی تنبل و ناخوش دور میدان، برزگران، کارگران نشسته بودند و نان پیچه هاشان جلوشان باز بود و ناهار می خوردند و قهوه چی برو برو کارش بود و نسیم ولرم خرداد خواب را تو رگ ها می دواند.
ناگهان مش حیدر بقال از تو دکان خود فریادی کشید و با تله موش نکره ای که با دو دست، دور از خودش گرفته بود از تو دکانش بیرون پرید و آن را گذاشت جلوی دکان. از شادی رو پاش بند نمی شد و دست هایش به هم می مالید و دور ور تله ورجه ورجه می کرد.
از نعره مش حیدر جنب و جوشی در مردم افتاد و دکاندارها کار و بارشان را ول کردند و به سوی تله موش هجوم آوردند. مش حیدر نیشش باز بود و شادی تو چهره اش موج می خورد. نانوا و نعل بند و پالان دوز و مسگر و عطار و علاف با آستین های بالازده و یقه های چاک و چشمان ور دریده از دیدن تله، مست شادی بودند.
ببین آخرش گیر افتاد. شکمش آخر جونشو به باد داد. خدا پدر سلطونلی رو بیامرزه که گفت گردو بو داده بذار تو تلش. یه بار جسی ملخه، دوبار جسی ملخه، آخر به چنگی ملخه. اما به بینا قد یه گربس. نیس؟
زاده ۱۴ تیر ۱۲۹۵، با نام مستعار محمدصادق چوبین، نویسنده، مترجم، نمایشنامهنویس و از پیشروان داستاننویسی در ایران است. او به همراه صادق هدایت و بزرگ علوی جزء نویسندگان معاصر و از پیشگامان شکستن ادبیات سنتی است.
انجوی شیرازی او را یکی از نویسندگان مقتدر ادب فارسی معاصر میدانست و مسعود فرزاد در مورد او میگفت: «صادق چوبک نویسندهای است که باعث افتخار کشور ماست و آثارش، هم خواندنی و هم قابل ترجمه به زبانهای مهم است. هر چند سالهای بعد از انقلاب، اثری از چوبک در وطنش منتشر نشد، اما نام وی به عنوان یکی از پیشروان داستاننویسی ایران، در اذهان زنده ماند.»
در داستانهای او زندگی وازدگان جامعهی واپسمانده، از زاویههای تازه توصیف میشود، بهطوریکه میتوان گفت تا قبل از او، جزء هدایت در کتاب علویه خانم) هیچ نویسندهی دیگری با چنین اشتیاقی به زندگی ولگردان، تریاکیها، بیچارگان، مردهشویها و… نپرداخته بود.
صادق چوبک برخلاف نویسندگانی چون محمد حجازی و علی دشتی، نظم حاکم را، هماهنگی به سامان و هنجار نشان نمیدهد؛ بلکه میکوشد در هم ریختگی و آشفتگی آن را یادآور شود؛ اما وضعیت بهتری را پیشنهاد نمیکند و حتی تلاش برای گسیختن از وضع موجود را هم بیهوده میداند.
چوبک زبان خاص خود را دارد. گرچه در اوایل، این زبان همسایگیهایی با زبان صادق هدایت داشت ولی بعدها چوبک این همسایگی را پشت سر گذاشت و به سوی زبانی دقیقتر از زبان هدایت قدم برداشت.
چوبک از مجموع تصاویر مختلف زبان، بیشتر از تشبیه و پس از آن، از استعاره استفاده میکند. محتوای زبان چوبک، شفافیت خود را نخست از طریق این تصاویر به دست میآورد و در درجهی دوم، از طریق اشارات عامیانه و در مرحلهی سوم از اشعار و قصههای عامیانه، که بیشتر متعلق به بوشهر و شیراز هستند، به دست میآورد. غنای این زبان، متعلق به این سه ریشهی انسانی است.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک