جستجوهای اخیر
جستجوهای پرطرفدار
208,249
فریاد های وحشت زده ی آزومی، دَش را سر جایش میخکوب کرد. او چندین متر عقب تر داشت به یکی از آینه ها مشت می زد و انگار سعی داشت آن را خرد کند و به چیزی که پشت آن قرار دارد برسد.
دَش دوید کنارش و او را از آینه کنار کشید. با کمال تعجب دید که او دست در گردنش انداخت و صورتش را روی شانه ی او گذاشت و های های و به طوری که بدنش از شدت هق هق بالا و پایین می رفت شروع به گریه کرد.
بالای خیمه رعد و برق شدیدی ایجاد شد و چنان باران سیل آسایی یه طور ناگهانی شروع شد که صدای کوبیده شدن آن به بام خیمه تقریبا صدای آزومی را می گفت: «خواهرم… خواهرم…» در خود گم می کرد.
خانه ی سایه ها همیشه برنده است. پابی، دش، آزومی و دیلان ممکن است توانسته باشند به بیرون از خانه ی سایه ها را پیدا کنند، اما زمین های گرداگرد خانه، خودشان کابوسی جدید هستند. کسی که قبلا فکر می کردند دوست شان است، حالا در پی شکار آنهاست و اکنون که آنها موجود سایه ای را بیدار کرده اند، دیگر هیچ جا برای شان امن نیست.
اگر بخواهند جان به در ببرند، باید یک بار و برای همیشه سر در آورند که خانه از آنها چه می خواهد و اینکه چه چیزی یا چه کسی را باید جا بگذارند تا بتوانند فرار کنند… یا اینکه خطر ماندن ابدی در آنجا را به جان بخرند.
درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک