روزی در ذیل عنوان حدیث «سلیمان با سیمرغ» در محضر سلیمان سخن از قضا و قدر میرفت که سیمرغ منکر آن میشود و میگوید من قادرم قضای الهی را بگردانم. سلیمان هم میگوید دختر و پسری از دو پادشاه در مشرق و مغرب زمین به وجود آمدهاند و حکم قضاست که این دو با هم ازدواج کنند و تو سیمرغ اگر میتوانی این قدر را برگردان. سیمرغ پرواز میکند تا بدانجا میرسد که همه از هیبت او میگریزند، دختر در گهواره قرار میگیرد، سیمرغ درآمده و او را برداشته و به هوا میبرد؛ چراکه پای سیمرغ چون دست و پای آدمیان است. آن دختر را از هفت دریا میگذراند و بر فراز درختی میبرد که بر سر کوه بسیار بلندی قرار دارد. سیمرغ روزها نزد سلیمان میآید و شبها به پرورش او قیام میکند، اما پسر پادشاه مغرب چون به سن رشد میرسد در صدد برمیآید که سرچشمه نیل را بیابد، پس مشقتها میکشد تا به زیر همین درخت میرسد که از زیر آن نیل جاری بوده و با دختر آشنا میشود و... . نویسنده در این کتاب با الهام از داستان «سلیمان و سیمرغ» به روایت عشق «هیمه»، «هما»، «حوری» و «همایون» شخصیتهای اصلی داستان میپردازد.
کتاب قصه عشق هیمه هما حوری و همایون
معرفی کتاب قصه عشق هیمه هما حوری و همایون
موجود
معرفی محصول
روزی در ذیل عنوان حدیث «سلیمان با سیمرغ» در محضر سلیمان سخن از قضا و قدر میرفت که سیمرغ منکر آن میشود و میگوید من قادرم قضای الهی را بگردانم. سلیمان هم میگوید دختر و پسری از دو پادشاه در مشرق و مغرب زمین به وجود آمدهاند و حکم قضاست که این دو با هم ازدواج کنند و تو سیمرغ اگر میتوانی این قدر را برگردان. سیمرغ پرواز میکند تا بدانجا میرسد که همه از هیبت او میگریزند، دختر در گهواره قرار میگیرد، سیمرغ درآمده و او را برداشته و به هوا میبرد؛ چراکه پای سیمرغ چون دست و پای آدمیان است. آن دختر را از هفت دریا میگذراند و بر فراز درختی میبرد که بر سر کوه بسیار بلندی قرار دارد. سیمرغ روزها نزد سلیمان میآید و شبها به پرورش او قیام میکند، اما پسر پادشاه مغرب چون به سن رشد میرسد در صدد برمیآید که سرچشمه نیل را بیابد، پس مشقتها میکشد تا به زیر همین درخت میرسد که از زیر آن نیل جاری بوده و با دختر آشنا میشود و... . نویسنده در این کتاب با الهام از داستان «سلیمان و سیمرغ» به روایت عشق «هیمه»، «هما»، «حوری» و «همایون» شخصیتهای اصلی داستان میپردازد.
روزی در ذیل عنوان حدیث «سلیمان با سیمرغ» در محضر سلیمان سخن از قضا و قدر می رفت که سیمرغ منکر آن می شود و می گوید من قادرم قضای الهی را بگردانم. سلیمان هم می گوید دختر و پسری از دو پادشاه در مشرق و مغرب زمین به وجود آمده اند و حکم قضاست که این دو با هم ازدواج کنند و تو سیمرغ اگر می توانی این قدر را برگردان. سیمرغ پرواز می کند تا بدان جا می رسد که همه از هیبت او می گریزند، دختر در گهواره قرار می گیرد، سیمرغ درآمده و او را برداشته و به هوا می برد؛ چراکه پای سیمرغ چون دست و پای آدمیان است. آن دختر را از هفت دریا می گذراند و بر فراز درختی می برد که بر سر کوه بسیار بلندی قرار دارد. سیمرغ روزها نزد سلیمان می آید و شب ها به پرورش او قیام می کند، اما پسر پادشاه مغرب چون به سن رشد می رسد در صدد برمی آید که سرچشمه نیل را بیابد، پس مشقت ها می کشد تا به زیر همین درخت می رسد که از زیر آن نیل جاری بوده و با دختر آشنا می شود و... . نویسنده در این کتاب با الهام از داستان «سلیمان و سیمرغ» به روایت عشق «هیمه»، «هما»، «حوری» و «همایون» شخصیت های اصلی داستان می پردازد.
در حال حاضر مطلبی درباره مصطفی طبیب زاده
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
نویسندگان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
نویسندگان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از نویسنده، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن نویسنده در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این نویسنده را می شناسید یا حتی اگر
خود،
نویسنده
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک