کتاب
دریاچه متروک (دنیای دیگران)،
اثر ریچل کین،
با ترجمهی حسین مسعودی آشتیانی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
کتاب دریاچه متروک
دنیای دیگران
موجود
کتاب
دریاچه متروک (دنیای دیگران)،
اثر ریچل کین،
با ترجمهی حسین مسعودی آشتیانی،
در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول
در سال 1398
توسط انتشارات کتاب کوچه،
به چاپ رسیده است.
این محصول
در قطع و اندازهی رقعی،
در سایت ایده بوک قرار دارد.
داستان این رمان در ژانر وحشت با کشف یک جنایت آغاز می شود. زنی خانه دار که یک روز عادی را در زندگی سپری می کند برای بازگرداندن فرزندانش از مدرسه به خارج از خانه می رود و پس از بازگشت متوجه می شود که پلیس در خانه وی یک جنازه مثله شده کشف کرده است. او در حیرت تمام باید درباره آنچه در پیرامونش در حال اتفاق است پاسخگو باشد، به ویژه درباره جنایتی که گویا در خانه او بدون اینکه بداند در حال اتفاق افتادن بوده است... .
گوشه ای از کتاب
آبسالوم مکالمه را تمام می کند. به گزارش اینترنتی خیره می شوم و برای مدتی، از جای خود جنب نمی خورم. خیلی دوست دارم کمی برای آن زن بیچاره و بی نام و نشانی که جسدش در دریاچه پیدا شده است، احساس دلسوزی کنم، ولی ماجرای قتل او برای ما تبدیل به دردسر شده است. پیدا شدن جسد او معضلی است که پای لنی را به پرونده ای جنایی گشوده است.
ماندن در اینجا، تصمیمی احساسی و اشتباه است. اصلاً غیرممکن است که به فرار کردن فکر نکرد. فرار تبدیل به مرام همیشگی من شده است. در تصمیم خود برای ماندن در نورتن، پابرجا هستم، ولی این مطالب نوشته شده در این گزارش و شباهت های آن با جنایت های ملوین، پریشان حالی عجیبی برایم ساخته است، تشویشی درونی که قبلاً هم آن را تجربه کرده ام.
نمی خواهم دوباره فرزندانم با حس فرار مضطرب شوند، ولی باید برای اقدام فوری در زمانی که همه چیز به هم می ریزد، نقشه ای داشت. من باید شرایط زندگی پایداری را برای بچه های خود ایجاد کنم، ولی سلامت و امنیت آن ها در اولویت است.
پس از خواندن این گزارش، دیگر آن احساس امنیت قبلی را ندارم، ولی این حس جدید نمی گوید که فرار کنم.
ولی فریاد می زند که باید آمادگی همه چیز را داشته باشم.
ون هایی را که در منطقه برای فروش آگهی کرده اند در گوگل جست وجو می کنم. موردی عالی پیدا می شود: ونی با کابینی بزرگ که در چند مایلی نورتن آماده ی فروش یا تعویض است. بسته بندی وسایل خانه را هم پیش بینی می کنم. چند جعبه ی پلاستیکی تاشو و نسبتاً بزرگ در انبار داریم، اما باید از فروشگاه وال مارت چند تای دیگر هم بخرم. نمی توان جعبه های خیلی بزرگ خرید، چون در دوربین های نظارتی، خیلی راحت جلب توجه می کند. نورتن فروشگاه های زیادی ندارد، پس باید برای خرید به ناکسویل بروم.
به ساعت نگاه می کنم. وقتی برای فکر کردن نمانده است. عینک آفتابی و یک کلاه حصیری بزرگ و بدون مارک برمی دارم. سعی می کنم لباس هایی بپوشم که زیاد جلب توجه نکند. این راحت ترین کاری است که می شود برای ناشناس ماندن انجام نداد.
در حال حاضر مطلبی درباره ریچل کین
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
نویسندگان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
نویسندگان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از نویسنده، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن نویسنده در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این نویسنده را می شناسید یا حتی اگر
خود،
نویسنده
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
در حال حاضر مطلبی درباره حسین مسعودی آشتیانی
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک