IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
آزیا سرنچ تودوروویچ
ویرایش
-
مترجم
احمد پرویزی
صفحات
75 صفحه
انتشارات
وزن
70 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب ازدواج های مرده

ازدواج های مرده

نویسنده آزیا سرنچ تودوروویچ
مترجم احمد پرویزی
انتشارات نشر نی
موجود
جیبی
1403
14% 280,000
240,800

معرفی محصول

«ازدواج های مرده» نمایشنامه ای است از آزیا سرنچ تودوروویچ و از مجموعه ی «دور تا دور دنیا» که نشر نی منتشر کرده است. تابستان سال ۱۹۹۸ جام جهانی فوتبال در فرانسه. سالن های تئاتر خالی می شدند و نمایش ها به ناکامی خود در برابر محبوب ترین ورزش جهانی پی می بردند. برخی کارگردانان و تهیه کنندگان ناامید به دنبال نمایشنامه هایی بودند که درباره ی فوتبال حرف می زدند، با این خیال که شاید دوباره تماشاگران را به تالارهای تاریک برگردانند. در این میان، بهترین و موفق ترین همایش را تئاتر ملی حومه ی پاریس، تئاتر ژرار فیلیپ، در شهر سن دونی برگزار کرد. ۳۲ نمایشنامه از ۳۲ کشوری که در جام جهانی شرکت می کردند برای اولین بار ترجمه شدند و در همان تئاتر، همزمان با مسابقه ها نمایشنامه خوانی شدند. از ایران هم نمایشنامه ی معمای مهیار معمار، اثر رضا قاسمی، ترجمه و اجرا شد. نمایشنامه ی «ازدواج های مرده» نماینده ی کشور کرواسی در این جشنواره بود. آزیا سرنچ تودوروویچ در سال ۱۹۶۷ در زاگرب به دنیا آمد. او پس از تحصیلات عالی در مدرسه ی هنرهای دراماتیک زاگرب، چندین نمایشنامه نوشت و بسیاری از آن ها را در کرواسی، انگلستان یا آلمان روی صحنه برد یا به صورت رادیویی اجرا کرد. او در سال ۱۹۹۷ جایزه ی شبکه بی بی سی را برای بهترین نمایشنامه ی رادیویی از آن خود کرد. «ازدواج های مرده» سال ۱۹۹۰ در کرواسی و ۱۹۹۴ در فرانسه اجرا شد. «ازدواج های مرده» سفری است میان واقعیت و تخیل، دنیای مرده ها و زنده ها و پیوند آنان. آزیا رؤیا و کابوس، مرگ و زندگی، عشق و وحشت، اسرار و واقعیت را در این نمایشنامه در هم آمیخته و از آن متنی شاعرانه ساخته است.

کتاب ازدواج های مرده

ازدواج های مرده

موجود
جیبی
1403

معرفی محصول

«ازدواج های مرده» نمایشنامه ای است از آزیا سرنچ تودوروویچ و از مجموعه ی «دور تا دور دنیا» که نشر نی منتشر کرده است. تابستان سال ۱۹۹۸ جام جهانی فوتبال در فرانسه. سالن های تئاتر خالی می شدند و نمایش ها به ناکامی خود در برابر محبوب ترین ورزش جهانی پی می بردند. برخی کارگردانان و تهیه کنندگان ناامید به دنبال نمایشنامه هایی بودند که درباره ی فوتبال حرف می زدند، با این خیال که شاید دوباره تماشاگران را به تالارهای تاریک برگردانند. در این میان، بهترین و موفق ترین همایش را تئاتر ملی حومه ی پاریس، تئاتر ژرار فیلیپ، در شهر سن دونی برگزار کرد. ۳۲ نمایشنامه از ۳۲ کشوری که در جام جهانی شرکت می کردند برای اولین بار ترجمه شدند و در همان تئاتر، همزمان با مسابقه ها نمایشنامه خوانی شدند. از ایران هم نمایشنامه ی معمای مهیار معمار، اثر رضا قاسمی، ترجمه و اجرا شد. نمایشنامه ی «ازدواج های مرده» نماینده ی کشور کرواسی در این جشنواره بود. آزیا سرنچ تودوروویچ در سال ۱۹۶۷ در زاگرب به دنیا آمد. او پس از تحصیلات عالی در مدرسه ی هنرهای دراماتیک زاگرب، چندین نمایشنامه نوشت و بسیاری از آن ها را در کرواسی، انگلستان یا آلمان روی صحنه برد یا به صورت رادیویی اجرا کرد. او در سال ۱۹۹۷ جایزه ی شبکه بی بی سی را برای بهترین نمایشنامه ی رادیویی از آن خود کرد. «ازدواج های مرده» سال ۱۹۹۰ در کرواسی و ۱۹۹۴ در فرانسه اجرا شد. «ازدواج های مرده» سفری است میان واقعیت و تخیل، دنیای مرده ها و زنده ها و پیوند آنان. آزیا رؤیا و کابوس، مرگ و زندگی، عشق و وحشت، اسرار و واقعیت را در این نمایشنامه در هم آمیخته و از آن متنی شاعرانه ساخته است.
14% 280,000

240,800

فهرست

کتاب ازدواج های مرده 19 اثر آریا سرنج تودروویچ مترجم احمد پرهیزی منتشر شده است 
مادر: قانون به کلی نگهداری جسد تو خونه رو ممنوع کرده. قانون می خواد که همه چیز سر جای خودش باشه. زنده ها تو شهر، مرده ها تو قبرستون! وقت ملاقات با مُرده ها هم مشخص شده و کاملاً دقیقه.پدر:  شما می تونین یه معشوقه داشته باشین، ولی تا می میره می شه جزو اموال شهر.

مشخصات محصول

نویسنده
آزیا سرنچ تودوروویچ
ویرایش
-
مترجم
احمد پرویزی
صفحات
75 صفحه
انتشارات
وزن
70 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1403
تصویرگر
-
جلد
شومیز

گوشه ای از کتاب

یک شب غمبار یک شنبه اتاقی بزرگ. سمت چپ یک میز، سمت راست یک گنجه ی بزرگ، عقب یک در. پدر: چی کار می کنی؟راحتش بذار. دختر (از گنجه دور می شود) من بیدارش نکردم. پدر: خودت که می دونی بارونای پاییزی حوصله ی مادرت رو سر می بره. بذار بخوابه. تازه دوستت هم اومده. دختر: اون دوست من نیست. پدر: زود باش! منتظرته. دختر (آه می کشد) زندگی همه چیزش زوری یه دختر لباس مشکی اش را در می آورد. زیر آن لباس سفیدش پیدا می شود. پدر با سر تأیید می کند و موهای او را مرتب می کند. دختر آرام کشوی سمت راست گنجه را باز می کند و لباس مشکی اش را در آن می گذارد. پدر در را باز می کند تا داماد وارد شود. داماد مردی جوان و خوش چهره است که لباس آبی جشن پوشیده است. پدر: بفرمایید تو! خیس نشدید؟ داماد: مهم نیست. سردم نیست. (به دختر نگاهی می کند و به سمت او می رود.) امشب بی نظیر شدین. پدر: بفرمایید بنشینید! داماد: نه، نه ازتون ممنونم، نمی تونم برای شام بمونم. پدر: حرفشم نزنید! باید بمونید. اگه ننشینیم و چیزی نخوریم که حوصله مون سر می ره. پدر می نشیند. داماد می نشیند. دختر نزدیک گنجه می ماند. از پشت دیوار صدای باران می آید. داماد (سرفه می کند.) ما برای ازدواج باید توافق کنیم. من برای این اومدم. (پدر به داماد نگاه می کند) (داماد سرخ می شود.) من خیلی معذبم که بدموقع اومدم. پدر: بدموقع، بدموقع. چرا بدموقع؟ داماد: به خاطر مادر عزیز که تازه مردن.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک