جستجوهای اخیر
جستجوهای پرطرفدار
750,000
گرشاسب برخاسته بود! بر دو پای کوهمانند خود ایستاده بود، با گرزی که چشمان سرخ هر چهارسویش میدرخشید و بازوانی لرزان از حسرت و نفرتی که سالها در جان خود انباشته بود و گیسوانی که به همان زودی خیس از عرق خشم بودند. باورکردنی نبود که او دیگربار روانش را در تن خویش با خود داشت و گرزش، آن گرز نیاکان دیرین خاندان سام و نریمان را، در میان پنجههایش میفشرد!
درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک