"مورسو"ی جوان که می پندارد خوشبختی یعنی داشتن پول و ثروت بسیار، با تصمیمی از قبل برنامه ریزی شده، پیرمرد فلجی با نام "زاگرو" را کشته و تمامی پول های وی را می رباید. او پس از این عمل از محل کار خویش استعفا داده، راه سفر به آلمان را در پیش می گیرد. او که اکنون احساس ثروتمندی و خوشبختی بسیار زیادی می کند، هرچند روز را در مکانی ساکن شده و پس از مدتی دوباره به الجزیره بازمی گردد و مدت زیادی را با چند تن از دوستان خویش، در ویلایی می گذراند. پس از آن چون تصمیم گرفته به تنهایی روزگار بگذراند، در روستایی ساحلی، ساکن شده و روزگار را با آرامش سپری می کند. مورسو پس از مدتی، به یک بیماری سخت دچار شده و چندصباحی را به دست و پنجه نرم کردن با آن می گذراند و سرانجام در حالی به مرگ لبخند می زند که احساس خوشبختی تمام وجودش را فرا گرفته است.
کتاب مرگ خوش اثر آلبرکامو نشر نگاه
معرفی کتاب مرگ خوش اثر آلبرکامو نشر نگاه
موجود
معرفی محصول
"مورسو"ی جوان که می پندارد خوشبختی یعنی داشتن پول و ثروت بسیار، با تصمیمی از قبل برنامه ریزی شده، پیرمرد فلجی با نام "زاگرو" را کشته و تمامی پول های وی را می رباید. او پس از این عمل از محل کار خویش استعفا داده، راه سفر به آلمان را در پیش می گیرد. او که اکنون احساس ثروتمندی و خوشبختی بسیار زیادی می کند، هرچند روز را در مکانی ساکن شده و پس از مدتی دوباره به الجزیره بازمی گردد و مدت زیادی را با چند تن از دوستان خویش، در ویلایی می گذراند. پس از آن چون تصمیم گرفته به تنهایی روزگار بگذراند، در روستایی ساحلی، ساکن شده و روزگار را با آرامش سپری می کند. مورسو پس از مدتی، به یک بیماری سخت دچار شده و چندصباحی را به دست و پنجه نرم کردن با آن می گذراند و سرانجام در حالی به مرگ لبخند می زند که احساس خوشبختی تمام وجودش را فرا گرفته است.
"مورسو"ی جوان که می پندارد خوشبختی یعنی داشتن پول و ثروت بسیار، با تصمیمی از قبل برنامه ریزی شده، پیرمرد فلجی با نام "زاگرو" را کشته و تمامی پول های وی را می رباید. او پس از این عمل از محل کار خویش استعفا داده، راه سفر به آلمان را در پیش می گیرد. او که اکنون احساس ثروتمندی و خوشبختی بسیار زیادی می کند، هرچند روز را در مکانی ساکن شده و پس از مدتی دوباره به الجزیره بازمی گردد و مدت زیادی را با چند تن از دوستان خویش، در ویلایی می گذراند. پس از آن چون تصمیم گرفته به تنهایی روزگار بگذراند، در روستایی ساحلی، ساکن شده و روزگار را با آرامش سپری می کند. مورسو پس از مدتی، به یک بیماری سخت دچار شده و چندصباحی را به دست و پنجه نرم کردن با آن می گذراند و سرانجام در حالی به مرگ لبخند می زند که احساس خوشبختی تمام وجودش را فرا گرفته است.
گوشه ای از کتاب
دلسوزی اش فقط برای خودش می ماند. او می توانست راه و روش راحت پول در آوردن را پیدا کند اما دو دستی به این آپارتمان و بوی فقرش چسبیده بود. دست کم در اینجا می توانست با چیزی در ارتباط باشد که زمانی خودش بود و در زندگی ای باشد که می کوشید تا عمدی خویشتن را نابود کند. این تحمل صبورانه به او قوت می داد تا به لحظات یأس و دلتنگی اش بقا بخشد. او کارت خاکستری پوسیده اش را که مادرش با خودکار آبی رویش نوشته بود بر در جا گذاشته بود. همچنین تختخواب کهنه ی برنجی پدر بزرگش را که پارچه ساتن داشت، و عکس او را با آن ریش تنک و کوتاه و چشمهای بی حالش نگه داشته بود. روی طاقچه قاب عکس زن و شوهر چوپان ساعتی خراب و چراغ نفتی بدون فتیله ای وجود داشت. اثاثیه ای ملال آور صندلیهای درب و داغان کمدی با آینه ای رنگ و رو رفته و میز آرایش گوشه شکسته، برایش وجود خارجی نداشتند: عادت، همه چیز را کدر کرده بود. او مانند شبح در آپارتمانی گام بر می داشت که به تلاش و کوشش وادارش نمی کرد. در آن یکی اتاق عادت تازه ای پیدا میکرد و به تلاشی جدید دست می یازید. می خواست از ارزش چیزی بکاهد که به دنیا عرضه میداشت میخواست تا زمانی بخوابد که همه چیز صرف میشد به همین منظور اتاق قدیمی بیشتر به دلش چنگ می زد. یکی از پنجره ها به خیابان باز میشد و آن دیگری به حیاطی که پر از رختهای شسته بود و بدتر این که تعدادی درخت نارنج وسط دیوارهای بلند به چشم میخوردند گاهی اوقات در شبهای تابستان اتاق را تاریک میکرد بعد پنجره را باز میکرد و به تماشای حیاط و درختان تیره می.نشست رایحه ی شکوفه های نارنج از دل تاریکی برمی خاست و با شیرینی و قدرت خود او را که دستمال گردن نازکی به گردن می انداخت در بر میگرفت
در حال حاضر مطلبی درباره آلبر کامو
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
نویسندگان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
نویسندگان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از نویسنده، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن نویسنده در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این نویسنده را می شناسید یا حتی اگر
خود،
نویسنده
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
در حال حاضر مطلبی درباره احسان لامع
در دسترس نمیباشد. همکاران ما در بخش
محتوا،
به
مرور،
مترجمان را بررسی و مطلبی از آنها را در این بخش قرار خواهند داد. با توجه
به
تعداد
بسیار
زیاد
مترجمان این سایت، درج اطلاعات تکمیلی، نقد و بررسی تمامی آنها، کاری
زمانبر
خواهد
بود؛
لذا
در
صورتی که کاربران سایت برای مطلبی از مترجم، از طریق صفحه
ارتباط با ما
درخواست دهند، تهیه و درج محتوای برای آن مترجم در اولویت
قرار
خواهد
گرفت.ضمنا
اگر شما کاربر ارجمندِ سایت ایدهبوک، این مترجم را می شناسید یا حتی اگر
خود،
مترجم
هستید
و
تمایل دارید با مطلبی جذاب و مفید، سایرین را به مطالعهی کتاب ترغیب و
دعوت
کنید،
می
توانید
محتوای مورد نظرتان را از صفحه ارتباط با ما
ارسال
نمایید.
ویدیوهای محصول
خرید کتاب
دیدگاه کاربران
دیدگاه شما
پرسش خود را بپرسید
درباره این محصول سوال دارید؟ پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک