IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
لئو نیکلایویچ تولستوی
ویرایش
-
مترجم
همایون صنعتی زاده
صفحات
176 صفحه
انتشارات
وزن
257 گرم
شابک
تیراژ
1100 جلد
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب حاجی مراد نشر کتاب پنجره

قیمت قبل

حاجی مراد

نویسنده لئو نیکلایویچ تولستوی
مترجم همایون صنعتی زاده
انتشارات کتاب پنجره
موجود
رقعی
1404
قیمت بازار: 370,000
310,000
کتاب حاجی مراد، اثر لئو نیکلایویچ تولستوی، با ترجمه‌ی همایون صنعتی زاده، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
قیمت قبل

کتاب حاجی مراد نشر کتاب پنجره

حاجی مراد

موجود
رقعی
1404
کتاب حاجی مراد، اثر لئو نیکلایویچ تولستوی، با ترجمه‌ی همایون صنعتی زاده، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1404 توسط انتشارات کتاب پنجره، به چاپ رسیده است. این محصول به تیراژ 1,100 جلد، در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
قیمتِ جدید در بازار: 370,000

310,000

حاجی مراد نشر کتاب پنجره

اثر لئو نیکلایویچ تولستوی

مشخصات محصول

نویسنده
لئو نیکلایویچ تولستوی
ویرایش
-
مترجم
همایون صنعتی زاده
صفحات
176 صفحه
انتشارات
وزن
257 گرم
شابک
تیراژ
1100 جلد
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

کتاب حاضر، اثر «لئوتولستوی» (1828ـ1910م) و ماجرای شهادت «حاجی مراد» نایب «شمیل» پیشوای چچن ها است. شرح دلاوری های حاجی مراد در جنگ با روسرهای متجاوز در سال (1851) زبانزد همه است. او مردی عدالت پیشه و مبارزی حماسه آفرین است. به دلیل سرپیچی از دستور، شمیل دستور دستگیری وی را می دهد، حاجی مراد به همراه تنها مرید خود «الدار» در فکر جنگ با روس ها است، شمیل خانوادة او را به قتلگاه بکشاند و این در حالی است که حاجی مراد با نقشه ای به روس ها پیوسته است، تا در فرصتی از آن ها انتقام بگیرد. پیوندی که نهایتاً به شهادت به یاد ماندی وی می انجامد.

پیشگفتار

داستان حاجی مراد پس از مرگ تولستوی در سال ۱۹۱۲ منتشر شده چون تولستوی نمیخواست در زمان حیات او انتشار یابد. موضوع داستان با عقاید و ایمان تولستوی مغایرت دارد تولستوی مسالمت گذشت و عطوفت را حلال مشکلات جوامع آدمی میدانست باورش این بود که خشونت و خونریزی در هر شرایطی که باشد گرهی را نخواهد گشود. با خونریزی و کشتن به هر نام و عنوان - مجازات قصاص شهادت حفظ نظم و قانون یا انتقام - مخالف بود داستان حاجی مراد درباره زیبایی عظمت جذبه و ابهت شهادت است میتوان گفت تولستوی که نگارنده ای به شدت یکتاپرست بود بر حسب اتفاق گذارش به بتخانه ای می افتد و در آنجا با صنمی روبرو میشود که استادی و مهارت بی نظیرش در صورتگری نمی گذارد که او از زیبایی صورت صنم در گذرد داستان را نوشت - صورت را آفرید؛ اما اجازه نداد آن را نشر کنند - یا در نمایشگاه آثار او عرضه کنند. این ترجمه علی رغم کوشش مترجم به هیچ وجه نتوانسته است استادی حیرت انگیز صورتگر را منعکس نماید مترجم با زبان اصلی کتاب زبان خوش الحان روسی آشنایی ندارد و ترجمه انگلیسی آن را به فارسی برگردانده است نه تنها زبان انگلیسی زبان مادری مترجم نیست بلکه حتی در زبان فارسی نیز مترجمی حرفه ای نیست از آب زلال چشمه ای گل ساخته اند؛ کارگری که گلکاری را بلد نیست آن را فشرده است و کفی آب گل آلود فراهم آورده است.

گوشه ای از کتاب

می کرد گفت: «آقایان مرا ببخشید ماریا، جای من تو بازی کن شاهزاده خانم پرسید: موافقید؟» و با شتاب از جا برخاست و با

تبسمی حاکی از رضایت سر جای شوهر نشست.

آجودان گفت: «من همیشه با همه چیز موافقم خوشحال بود که شاهزاده خانم که اصلاً بازی بلد نبود طرف مقابل او شده است. پولتورا تسکی دستهایش را گشود و خندید. شاهزاده شاد و خندان برگشت گفت: پیشنهاد میکنم شامپانی بنوشیم!»

پولتوراتسکی :گفت من همیشه با نوشیدن شامپانی موافقم.

آجودان گفت: خیلی هم خوشوقت خواهیم شد.

واسیلی شامپانی بیاور.»

ماریا واسیلیونا پرسید کی بود؟ چکار داشت؟

شاهزاده شانه هایش را بالا انداخت و گفت: همه چیز را که نمی شود گفت.

شاهزاده خانم پاسخ داد: همه چیز را نمیشود گفت؟ بعداً خواهیم دید که میشود یا نمیشود

شامپانی را آوردند. همه نوشیدند حساب برد و باخت ها را روشن کردند. هنگام خداحافظی شاهزاده از پولتوراتسکی پرسید: «گردان شما فردا مأمور جنگل است؟

«بله، چطور؟»

شاهزاده با تبسم گفت: «فردا خواهیم دید.

پولتوراتسکی جواب داد: خیلی خوشحال خواهم شد. از فکر اینکه تا چند لحظه دیگر دست ماريا واسیلیونا را خواهد فشرد در پوست نمی گنجید.

پشت جلد

اتو تولستوی (۱۹۱۰-۱۸۲۸) در دهکده ای نزدیک شهر تولا در روسیه تزاری چشم به جهان گشود. در کودکی پدر و مادرش را از دست داد. تحصیلات دانشگاهی را نیمه تمام رها کرد و مدتی به ارتش پیوست حاصل عمر او مجموعه ای از بهترین آثار ادبیات روس است : جنگ و صلح، آنا کارنینا، بابا سرگئی، رستاخیز مرگ ایوان ایلیچ و هنر چیست؟ واپسین اثر بزرگ تولستوی حاجی مراد است که برگرفته از خاطرات و تجربیات واقعی او در دوران اقامتش در قفقاز است.

شادروان همایون صنعتی زاده از صمیم دل حاجی مراد را ترجمه کرده است. شاید ۸۲ سال زندگی پرفراز و نشیب تولستوی و سرگذشت غریب و پرشور حاجی مراد بی شباهت به ۸۴ سال عمر پربار مترجم نباشد.

حاجی مراد آواز مادرش را باز خواند

خنجر آب دیده ات سینه ام را شکافت

اما من پسرگم جگر گوشه ام را بر سینه ام فشردم

و او را در خون گرمم شستشو دادم

زخم ام التیام یافت بی هیچ مرهمی و پسرم را نیز

همچون من - دیگر هراسی از مرگ نخواهد بود

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک