IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
طالب بغدادی
ویرایش
-
مترجم
احمد جابری
صفحات
116 صفحه
انتشارات
وزن
121 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب حکایت من و صدام

حکایت من و صدام

نویسنده طالب بغدادی
مترجم احمد جابری
انتشارات علم
موجود
رقعی
1400
13% 250,000
217,500

معرفی محصول

کتابی است به قلم طالب بغدادی، درباره ی یکی از دیکتاتورهای مخوف خاورمیانه، صدام حسین، دیکتاتور مخلوع عراق. حکایت این کتاب روایتگر رویدادهای سال هایی خفقان زا و سرشار از رعب و هراسی است که حزب بعث و در رأس آن، صدام حسین، برای بسط قدرت و حاکمیت مطلق خود، بر تمام ارکان و نهادهای دولت چیره و مسلط شده بود. حکایتی است نمایانگر برخورد وحشیانه و فاشیستی حزب بعث با نهادهای آموزشی و آکادمیک و دکتر طالب بغدادی، قربانی آن، راوی اش بوده است. داستان این حکایت که بعدها در رسانه ها و مطبوعات وقت، با عنوان «هرکس تولید نکند نباید بخورد» شناخته شد، داستانی کاملاً علمی و دانشگاهی بود که از کار و فعالیت دانشگاهی و علمی فراتر نمی رفت؛ اما دستگاه نظام حاکم این مسأله را در چهارچوب مسائل امنیتی و سیاسی قرار داد و بغدادی را به بهانه زیر سؤال بردن شعارهای حکومتی و تشویش اذهان عمومی، قربانی این موضوع کرد تا پاکسازی و اخراج تعداد بسیاری از اساتید و دانشمندان متخصص را از دانشگاه بغداد توجیه کند و این دانشگاه را به مقری برای عناصر حزبی غیر متخصص، تبدیل کند که فعالیتشان در بعثی سازی خلاصه می شد. روایت این کتاب، پرده از واقعیت هایی بسیار تلخ برمی دارد که چه بسا نمونه ای کوچک و مشتی از خروار جنایت ها و سرکوب های وحشیانه و فاشیستی نظام بعث بوده است؛ چرا که تاریخ معاصر عراق گویای این نوع رفتارهای مستبدانه نیز است.

کتاب حکایت من و صدام

حکایت من و صدام

موجود
رقعی
1400

معرفی محصول

کتابی است به قلم طالب بغدادی، درباره ی یکی از دیکتاتورهای مخوف خاورمیانه، صدام حسین، دیکتاتور مخلوع عراق. حکایت این کتاب روایتگر رویدادهای سال هایی خفقان زا و سرشار از رعب و هراسی است که حزب بعث و در رأس آن، صدام حسین، برای بسط قدرت و حاکمیت مطلق خود، بر تمام ارکان و نهادهای دولت چیره و مسلط شده بود. حکایتی است نمایانگر برخورد وحشیانه و فاشیستی حزب بعث با نهادهای آموزشی و آکادمیک و دکتر طالب بغدادی، قربانی آن، راوی اش بوده است. داستان این حکایت که بعدها در رسانه ها و مطبوعات وقت، با عنوان «هرکس تولید نکند نباید بخورد» شناخته شد، داستانی کاملاً علمی و دانشگاهی بود که از کار و فعالیت دانشگاهی و علمی فراتر نمی رفت؛ اما دستگاه نظام حاکم این مسأله را در چهارچوب مسائل امنیتی و سیاسی قرار داد و بغدادی را به بهانه زیر سؤال بردن شعارهای حکومتی و تشویش اذهان عمومی، قربانی این موضوع کرد تا پاکسازی و اخراج تعداد بسیاری از اساتید و دانشمندان متخصص را از دانشگاه بغداد توجیه کند و این دانشگاه را به مقری برای عناصر حزبی غیر متخصص، تبدیل کند که فعالیتشان در بعثی سازی خلاصه می شد. روایت این کتاب، پرده از واقعیت هایی بسیار تلخ برمی دارد که چه بسا نمونه ای کوچک و مشتی از خروار جنایت ها و سرکوب های وحشیانه و فاشیستی نظام بعث بوده است؛ چرا که تاریخ معاصر عراق گویای این نوع رفتارهای مستبدانه نیز است.
13% 250,000

217,500

حکایت من و صدام

اثر طالب بغدادی

مشخصات محصول

نویسنده
طالب بغدادی
ویرایش
-
مترجم
احمد جابری
صفحات
116 صفحه
انتشارات
وزن
121 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1400
تصویرگر
-
جلد
شومیز

مقدمه

منطقه خاورمیانه از دیرباز شاهد تغییر و تحولات شگرف و سرنوشت ساز و تأثیر گذار در جوانب متعددی از جمله سیاسی، اجتماعی، اقتصادی فرهنگی و.... بوده است و کشور عراق نیز به عنوان سرزمینی کهن با تمدنی چند هزار ساله و کشوری که در قلب خاورمیانه با موقعیت ژئوپلیتیک و استراتژیک حساس و منحصر به فرد قرار گرفته از این قاعده مستثنا نیست. از این رو این کشور میدانگاه رویدادها و اتفاقات بسیاری به ویژه در دوره معاصر و به خصوص از زمان وقوع توافق نامه سایکس - پیکو در سال ۱۹۱۶م و در اثر آن فروپاشی و تقسیم امپراطوری پیرو فرتوت عثمانی به سرزمینهایی کوچک تر بوده و همچنان نیز هست. پس از جنگ جهانی اول و شکست امپراطوری عثمانی و قرار گرفتن این بخش از امپراطوری عثمانی - سرزمین عراق - به قیمومیت متفقین همچون سایر متصرفات آنها در سال ۱۹۲۰م کشور عراق تشکیل شد. یک سال بعد از تشکیل کشور عراق فیصل اول با حمایت بریتانیا و با رأی گیری عمومی به پادشاهی عراق انتخاب شد. در سال ۱۹۳۲م قیمومیت انگلستان به پایان رسید و این کشور رسما به استقلال دست یافت

گوشه ای از کتاب

صدام حسین وارد شد و پشت تریبون کوچک ایستاد، کت و شلواری به رنگ آبی تیره (نیلی) که با خط های قرمز خیلی کم رنگ راه راه شده بود به تن داشت. چهره ای کبود رنگ و متمایل به سیاه روشن داشت، چشمانش کاملاً باز و برافروخته بود گویی جرقه ی آتش از آن ها به بیرون پرتاب می شد. به سالن نگاه کرد، چشم هایش را بر همه چیز و همه کس که در سالن بود چرخاند تا اینکه در آخر روبه روی من قرار گرفت، چشمانش را با حالتی از خشم باز کرد و در صورتم فریاد کشید: «تو دکتر طالب بغدادی هستی؟» گفتم: «بله.» دوباره فریاد زد: «بنشین.» نشستم، او هم نشست، بقیه ی حاضران هم نشستند، سپس رو به سوی من کرد و با همان لحن فریاد زد: «بلند شو!» بعد از اینکه بلند شدم، دوباره فریاد زد: «نام ثلاثی و نام خانوادگی ات را بگو.» بعد از آنکه گفتم پرسید: «آیا تو یک شخص سیاسی هستی؟» جواب دادم: «نه.» گفت: «دروغ می گویی.» دوباره پرسید: «کمونیست هستی؟» گفتم: «نه.» گفت: «دروغ می گویی.» بعد از آن دوباره پرسید: «مارکسیست هستی؟» پیش از آنکه به سؤالش پاسخ دهم، کلمات همسرم را به یاد آوردم که در گوش هایم طنین می انداخت: «فقط شرافتت!» در همان لحظه، موضعی اتخاذ کردم که شرافتم را حفظ کند و تصمیم گرفتم مرگ با عزت و کرامت را انتخاب کنم و برای دانشجویانم الگویی شایسته ی اقتدا باشم. جواب دادم: «بدون شک مارکسیسم مفهومی گسترده دارد و کاش می توانستم تمام جوانب آن را دریابم تا جواب شما را بله بدهم.»

پشت جلد

حکایت این کتاب روایتگر رویدادهای سالهایی خفقان را و سرشار از رعب و هراس است که حزب بعث و در رأس آن صدام حسین در این مرحله جهت بسط قدرت و حاکمیت مطلق خود بر تمام ارکان و نهادهای دولت چیره و متسلط شده بود حکایتی است که نمایانگر برخورد وحشیانه و فاشیستی حزب بعث با نهادهای آموزشی و اکادمیک که قربانی آن دکتر طالب بغدادی راوی آن بوده است. قضیه این حکایت که بعدها در رسانه ها و مطبوعات وقت تحت عنوان هر کس تولید نکند نباید بخورد شناخته شد، یک قضیه کاملا علمی و دانشگاهی بود که به هیچ عنوان از کار و فعالیت دانشگاهی و علمی فراتر نمی رفت اما دستگاه نظام حاکم این مسأله را در چهارچوب مسائل امنیتی و سیاسی قرار داد و بغدادی را به بهانه زیر سؤال بردن شعارهای حکومتی و تشویش اذهان عمومی قربانی این موضوع کرد تا پاکسازی و اخراج تعداد بسیاری از اساتید و دانشمندان متخصص را از دانشگاه بغداد توجیه کند و این دانشگاه را به مقری برای عناصر حزبی غیر متخصص که فعالیتشان در بعثی سازی خلاصه میشد تبدیل کند.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک