IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
سباستین فیتسک
ویرایش
-
مترجم
مهوش خرمی پور
صفحات
446 صفحه
انتشارات
وزن
501 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب قاتل بی چهره

قاتل بی چهره

نویسنده سباستین فیتسک
مترجم مهوش خرمی پور
انتشارات تندیس
موجود
رقعی
1404
590,000
کتاب قاتل بی چهره، اثر سباستین فیتسک، با ترجمه‌ی مهوش خرمی پور، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب قاتل بی چهره

قاتل بی چهره

موجود
رقعی
1404
کتاب قاتل بی چهره، اثر سباستین فیتسک، با ترجمه‌ی مهوش خرمی پور، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1404 توسط انتشارات تندیس، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

590,000

قاتل بی چهره

اثر سباستین فیتسک

مشخصات محصول

نویسنده
سباستین فیتسک
ویرایش
-
مترجم
مهوش خرمی پور
صفحات
446 صفحه
انتشارات
وزن
501 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1404
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

ماکس، یک نویسنده ناموفق، اما یک شهروند قانون مدار است. او درست برعکس برادرش کاسمو در بخش انفرادی زندان بیماران روانی حبس است، هرگز در عمرش هیچ جرمی مرتکب نشده بود؛ اما طی چند روز آینده، مرتکب یکی از وحشتناک ترین جرائم خواهد شد. فقط، خود او هنوز این موضوع را نمی داند... اما برعکس خودش کسانی که قصد دارند تا دیر نشده او را بکشند، از این موضوع باخبرند.

گوشه ای از کتاب

سیزده جسد، یازده زن مورد تجاوز قرار گرفته، هفت جسد مثله شده، تعداد زیادی افراد ربوده شده و دو خواهر که طوری به میله ی شوفاژ بسته شده بودند که اگر آن ها را به موقع پیدا نمی کردند، در اثر گرسنگی، مرگ فجیعی در انتظارشان بود. من تا اینجا در مجموع از کارم بسیار راضی بودم، درواقع اگر امروز ساعت ۱۵ : ۳۲ سر راهم از دیدن یک قربانی بی دفاع در شبکه ی فاضلاب دچار آشفتگی نمی شدم، یک جنایت دیگر را به جنایت های آن زن اضافه کرده بودم. در ابتدا صدای زنگ تلفن را نادیده گرفتم؛ من معمولاً سر کار که هستم، گوشی ام را خاموش می کنم؛ اما امروز دوشنبه است و دوشنبه ها نوبت من است که دختر ده ساله مان را از مدرسه به خانه ببرم، حتی اگر هم همسرم روی زمین باشد؛ زیرا او خلبان مسیرهای دور است و خیلی کم پیش می آید که در خانه باشد. هرچند که من شماره ی روی نمایشگر را نمی شناختم، اما ساعت و زمان تماس تقریباً درست بود. در این ساعت می بایست تمرین شنای بولا تمام شده باشد و احتمالاً او با گوشی یکی از دوستانش به من زنگ میزد. بنابراین تصمیم گرفتم که نگذارم تلفن روی پیغام گیر برود و این خطر را به جان خریدم که به محض برداشتن گوشی به مرکز تلفن شرکت های مختلف تبلیغاتی وصل شوم که با چرب زبانی و بدون در نظر گرفتن اینکه از ماه ها پیش حساب بانکی من خالی و موجودی آن زیر صفر است، قصد مجاب کردنم برای بستن قرارداد بیمه ی تکمیلی، دندانپزشکی یا اشتراک کانال های تلویزیونی داشته باشند. به این ترتیب، از سر کلافگی بشکنی زدم و فصل هیجان انگیز کتابم را که در حال نوشتن بودم، در میان جمله ذخیره کردم و گوشی در حال زنگ زدن را از روی میز کارم برداشتم. کوتاه کنم، دلیل توقفم در ترافیک ابتدای خیابان درخواست پنج یورو از دخترم بود. یولا سرش را تکان داد و گفت: «من به تو پول نمیدم.» بعد هم از پنجره ی سمت خودش به مسیر تراموا که در موازات ما به اتوبان شهری امتداد پیدا می کرد، خیره شد. وسط ماه آگوست بود و خورشید در نهایت گرما می تابید. من احساس می کردم که در دیگ زودپز نشسته ام نه در فولکس واگن قدیمی که به آن لاک پشت می گفتم. قراری را که ما با هم گذاشته بودیم به او یادآوری کردم. قرار ما از این قرار بود: هر بار که او در مدرسه کاری می کرد که پدر و مادرش را بخواهند، پنج یورو جریمه می شد. من فکر کردم قرار ما فقط برای مدرسه بود نه برای وقت آزادم. «فراموش نکن که آقای اشتاینر فقط مربی شنای تو نیست بلکه معلم ورزشت هم هست.» او طوری نگاهم می کرد که گویی من او را مجبور کرده بودم که موهای تیره ی فرفری اش را کوتاه کند، یعنی تنها چیزی که در کل ظاهرش به آن افتخار می کرده غیر از آن او از بقیه اعضای بدنش مثل بینی بدفرم، لب های باریک، گردن بلند، پای نافرمش از این جهت که به نظر خودش ناخن انگشت های کوچک پایش خیلی کوچک بود و لک کبدی خیلی کم رنگ روی گونه اش ناراضی بود، به خصوص لک روی گونه اش آن قدر اذیتش می کرد که در این اواخر آن را با چسب زخم می پوشاند. یولا غرولند می کرد و ناله داشت که این عادلانه نیست. «چیزی که عادلانه نیست، کاریه که تو با سوفیا کردی.»

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک