IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
لئو نیکلایویچ تولستوی
ویرایش
-
مترجم
فرزانه شفیعی
صفحات
88 صفحه
انتشارات
وزن
100 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1399
تصویرگر
-
جلد
شومیز

کتاب تاوان و قصه های دیگر

ارزش خرید بالا

تاوان و قصه های دیگر

نویسنده لئو نیکلایویچ تولستوی
مترجم فرزانه شفیعی
انتشارات عنوان
موجود
رقعی
1399
31% 123,000
84,870
کتاب تاوان و قصه های دیگر (نقره فام/ادبیات جهان 2)، اثر لئو نیکلایویچ تولستوی، با ترجمه‌ی فرزانه شفیعی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.
ارزش خرید بالا

کتاب تاوان و قصه های دیگر

تاوان و قصه های دیگر

موجود
رقعی
1399
کتاب تاوان و قصه های دیگر (نقره فام/ادبیات جهان 2)، اثر لئو نیکلایویچ تولستوی، با ترجمه‌ی فرزانه شفیعی، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1399 توسط انتشارات عنوان، به چاپ رسیده است. این محصول در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.
31% 123,000

84,870

تاوان و قصه های دیگر

اثر لئو نیکلایویچ تولستوی

مشخصات محصول

نویسنده
لئو نیکلایویچ تولستوی
ویرایش
-
مترجم
فرزانه شفیعی
صفحات
88 صفحه
انتشارات
وزن
100 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1399
تصویرگر
-
جلد
شومیز

چکیده

پیرزنی وارد خانه شد، سخن زن را قطع کرد و گفت: هنوز هم نمی دانیم که آیا او انسان بود یا فرشته های که خدا فرستاده بود. به همه محبت می کرد، برای همه دل می سوزاند. رفت و نمی دانیم برای چه کسی دعا کنیم. یادم می آید که منتظر مرگ بودم، اما دیدم که مردی وارد شد؛ ساده احوال بود، سرش مو نداشت و آب می خواست. منِ گناهکار فکر کردم دزد است.

گوشه ای از کتاب

آلیوشکا پسر کوچک تر خانواده بود. به او لقب گارشوک داده بودند، چون زمانی مادرش او را با یک ظرف سفالی شیر به خانه ی همسر دیاکن فرستاد، اما پای آلیوشا به چیزی گیر کرد، ظرف از دستش افتاد و شکست. مادر او را به باد کتک گرفت و از همان موقع بچه ها اسمش را «گارشوک» یعنی ظرف سفالی دهن گشاد گذاشتند. این اسم تا آخر روی آلیوشا ماند. آلیوشا ریزاندام، لاغر و بلبله گوش بود و بینی بزرگی داشت. بچه ها او را مسخره می کردند و می گفتند: «بینی آلیوشکا شبیه دماغ سگ نر روی تپه است.» در روستا مدرسه ای بود که کاری برای باسواد شدن آلیوشکا انجام نداد، زیرا آلیوشکا اصلاً وقت درس خواندن نداشت. برادر بزرگ ترش در شهر نزد تاجری زندگی می کرد و آلیوشکا از کودکی مشغول کمک به پدر شد. شش ساله بود که همراه خواهرش برای چراندن گوسفندان و گاو به صحرا رفت. کمی که بزرگ تر شد شب و روز از اسب ها مراقبت می کرد. از دوازده سالگی زمین شخم می زد و محصول درو می کرد. بدنش ضعیف بود، اما از عهده ی کارها برمی آمد. همیشه شاد بود. بچه ها دستش می انداختند، اما او در پاسخ سکوت می کرد یا می خندید. اگر پدر او را سرزنش می کرد، بدون هیچ جوابی می شنید و می پذیرفت. همین که سرزنش ها تمام می شد، لبخندی می زد و به کارش ادامه می داد. زمانی که آلیوشا دوازده ساله شد، برادرش را به خدمت سربازی بردند. پدر، آلیوشا را به جای برادر بزرگ تر برای کار نزد تاجر برد. کفش های کهنه ی برادر، کلاه پدر و یک بالاپوش بلند به آلیوشا دادند و با هم راهی شهر شدند. آلیوشا از لباس هایی که به تن داشت چندان راضی نبود. تاجر از دیدن آلیوشا با ظاهر نامرتب، نگاهی از سر ناخرسندی به او انداخت و خطاب به پدر گفت: «من فکر کردم به جای سیمیون یک آدم درست و حسابی می فرستی. این چه تحفه ای است که برایم آورده ای؟! به چه دردی می خورد؟» – او همه کار بلد است. اسب گاری زین می کند، درشکه می راند، سخت کار می کند. به ظاهرش نگاه نکنید، بدنش ورزیده است. – بسیار خب، ببینیم چه می کند! – مهم تر از همه اینکه حاضر جواب نیست و جربزه ی کار کردن دارد. – چه کارت کنم! خب بماند. به این ترتیب آلیوشا نزد تاجر ماند. تاجر خانواده ی بزرگی نداشت: خانم خانه، مادر پیر، پسر بزرگ که همسر داشت، ساده و مؤدب بود و در کارها به پدر کمک می کرد؛ پسر دیگر که دبیرستان را به پایان رسانده و به دانشگاه رفته بود و البته از دانشگاه اخراجش کرده بودند و در خانه می ماند و یک دختر دبیرستانی. در نگاه اول هیچ کس از آلیوشا خوشش نیامد. او خیلی دهاتی به نظر می رسید، بدلباس بود و آداب معاشرت نمی دانست. همه را با لفظ «تو» خطاب می کرد، اما در مدتی کوتاه همه به او عادت کردند. بیشتر از یک برادر به آن ها خدمت می کرد؛ حاضرجواب نبود؛ او را دنبال هرکاری می فرستادند، همه ی دستورها را سریع و با میل و رغبت انجام می داد. بدون لحظه ای استراحت از یک کار به سراغ کار دیگر می رفت.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک