IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
ماری کوبیکا
ویرایش
-
مترجم
فرشاد شالچیان
صفحات
452 صفحه
انتشارات
وزن
507 گرم
شابک
تیراژ
1100 جلد
قطع
سال
1401
تصویرگر
-
جلد
-

کتاب زن دوم

معرفی کتاب زن دوم

نویسنده ماری کوبیکا
مترجم فرشاد شالچیان
انتشارات آموت
موجود
رقعی
1401
395,000
کتاب زن دوم(شمیز،رقعی،آموت)، اثر ماری کوبیکا، با ترجمه‌ی فرشاد شالچیان، در بازار نشر ایران، توزیع شده است.

کتاب زن دوم

معرفی کتاب زن دوم

موجود
رقعی
1401
کتاب زن دوم(شمیز،رقعی،آموت)، اثر ماری کوبیکا، با ترجمه‌ی فرشاد شالچیان، در بازار نشر ایران، توزیع شده است. این محصول در سال 1401 توسط انتشارات آموت، به چاپ رسیده است. این محصول به تیراژ 1,100 جلد، در قطع و اندازه‌ی رقعی، در سایت ایده بوک قرار دارد.

395,000

فهرست

کتاب زن دوم اثر ماری کوبیکا توسط انتشارات آموت منتشر شده است.
مظنون بودن به تازه واردها، آن هم در محیط شهرهای کوچک و روستاها، یکی از پرتکرارترین وضعیت ها در تریلرهای روان شناختی و جنایی  میباشد
یک نفر به تنهایی یا با خانواده وارد شهری می شود و ناگهان  با یک دزدی، حادثه، قتل یا ... انگشت اتهام به سوی او نشانه می رود. داستان کتاب «زن دوم» هم بر همین مبناست: «سیدی» و «تیل» با خانواده شان از شیکاگو به جزیره ای کوچک آمده اند و همان اوایل ورودشان، همسایه شان به قتل می رسد و آنها متهم شده و باید غضب و حمله ها و اتهام ها را تحمل کنند.
اما این خود شروعیست برای کشمکش و ورود به ماجراهایی عجیب و پر از رمز و راز که «زن دوم» را به یکی از پرتعلیق ترین رمان های این سال ها تبدیل کرده است. «ماری کوبیکا» در اثر تازه اش فراتر از یک داستان جنایی رفته و به اعماق جان ها و روان های شخصیت هایش نفوذ کرده و درون جامعه و درون آدم ها را هم زمان برای مخاطبش آرام آرام شکافته است. این کتاب داستان مخاطره های پیش بینی ناپذیر و تلاش برای محافظت از عزیزان و عزیزترین ها برابر خطراتی ست که نمی شود از وجودشان به این سادگی ها مطلع شد و با آن ها مقابله کرد.

مشخصات محصول

نویسنده
ماری کوبیکا
ویرایش
-
مترجم
فرشاد شالچیان
صفحات
452 صفحه
انتشارات
وزن
507 گرم
شابک
تیراژ
1100 جلد
قطع
سال
1401
تصویرگر
-
جلد
-

گوشه ای از کتاب

عصر همان روز، هوا گزنده است. دما به سرعت افت می کند. ماشینم را از پارکینگ برمی دارم و به خانه می روم. به خاطر می آورم که ویل و تیت امشب به لگوبازی رفته اند. فکر کردن به نبود ویل که به عنوان فیلتری میان من و ایموجن قرار بگیرد، نگرانم می کند. حین رانندگی سعی می کنم نگذارم این افکار بر من مسلط شوند. من برای خودم زنی هستم؛ خودم می توانم از پسش بربیایم. در ضمن، من و ویل سرپرستاران ایموجن هستیم. این وظیفه ی قانونی ماست که تا رسیدن او به هجده سالگی مراقبش باشیم. اگر بخواهم وسایلش را بگردم، این حق مسلم من است که این کار را بکنم. با توجه به این، سؤال هایی است که برایشان جواب می خواهم. مثلاً مرد توی عکس که صورتش به دست ایموجن نابود شده، کیست؟ آیا او همان شخصی است که آن نامه را -که در جیب سوئیشرتش پیدا کردم- برای ایموجن نوشته؟ آن طور که متوجه شدم، نامه ی ختم رابطه بود. اشاره ی نویسنده به زندگی دوگانه برای من به این معنی بود که ایموجن زن دوم بوده است. شاید آن مرد متأهل بوده و دل ایموجن را شکسته است. اما او کیست؟ جلوی گاراژ توقف می کنم و ماشین را در وضعیت پارک قرار می دهم. پیش از آنکه فضای امن خودروی دربسته را ترک کنم، نگاهی به اطراف می اندازم تا مطمئن شوم که تنها هستم. اما بیرون تاریک و تقریباً سیاه است. واقعاً می توانم مطمئن باشم؟ سریع از ماشین پیاده می شوم. شتابان به امنیت خانه پناه می برم و در را پشت سرم می بندم و قفل می کنم. دوباره دستگیره را می کشم تا خیالم از بسته بودنش راحت شود. به آشپزخانه می روم. روی اجاق، یک کاسرول که رویش با ورق فویل پوشیده شده تا گرم بماند، در انتظار من است. رویش یک برگه ی یادداشت چسبانده شده که نوشته تقدیم با عشق و امضای ویل پای آن است. سگ ها تنها کسانی هستند که برای استقبال از من به آشپزخانه آمده اند. نیش هردویشان باز است و منتظرند تا من اجازه بدهم که به حیاط بروند. در پشتی را برایشان باز می کنم. یکراست به گوشه ی حیاط می دوند تا مشغول حفاری بشوند. از پله های پر سر و صدا بالا می روم و به در بسته ی اتاق ایموجن می رسم. در قطعاً قفل شده تا اگر من خواستم وارد شوم نتوانم. ولی وقتی دقت می کنم، می بینم قفل جدیدی روی در است؛ یک سیستم جدید -به اضافه ی شب بند- که روی دستگیره ی در سوار شده است. در حالا از بیرون هم قفل می شود. ایموجن حتماً این را خودش نصب کرده تا مانع ورود من شود. اسپیکر بلوتوثی موسیقیِ گروه های راکی مانند کورن و دراونینگ پول را پخش می کند. صدایش تا بیشترین حد بلند شده و هیچ جای شکی در متن اشعاری که خوانده می شود باقی نمی ماند؛ جسد مرده مضمون مکرر همه ی آهنگ هاست. فحاشی جزء لاینفک شعرهاست و نفرت از طریق اسپیکرها به فضای خانه ی ما پاشیده می شود. اما تیت خانه نیست که این ها را بشنود، پس این بار اعتراض نمی کنم.

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک