جستجوهای اخیر
جستجوهای پرطرفدار
سائو، هنر شمشیرزنی آنلاین مجموعه ای ۸ جلدی، اثری معروف از رکی کاواهارا نویسنده ی ژاپنی است. این رمان به ترجمه پریسا گوهری از مجموعه رمان راحت خوان برای گروه سنی نوجوان منتشر شده است.
رمان راحت خوان رأس سوم مثلثی است که مانگا و انیمه دو رأس دیگر آن را تشکیل می دهند. راحت خوان ها برای هرگروه سنی می توانند منتشر شوند فقط باید به نوعی به اخلاقیات و فلسفه بپردازند. این رمان ها در ژانرها و مضمون های مختلفی نوشته می شوند و مطالعه آن به علت روان بودن و سادگی متن، برای خواننده بسیار راحت است.
سائو، هنر شمشیرزنی آنلاین رمان محبوبی است که از روی آن انیمه ا ی نیز اقتباس شده است. هنر شمشیرزنی آنلاین جدیدترین بازی واقعیت مجازی دنیاست. کریتو یکی از اولین بازیکنانی بوده که وارد این بازی می شود. همه چیز خوب پیش می رود تا این که ناگهان تمام بازیکنانی که وارد بازی بازی شده اند، گیر میوفتند و بهشان گفته می شود مرگ در این دنیا مساوی است با مرگ در دنیای واقعی. حال تنها یک راه برای خروج از این دنیای خشن باقی مانده… اتمام بازی!
سائو، هنر شمشیرزنی آنلاین مجموعه ای ۸ جلدی، اثری معروف از رکی کاواهارا نویسنده ی ژاپنی است. این رمان به ترجمه پریسا گوهری از مجموعه رمان راحت خوان برای گروه سنی نوجوان منتشر شده است.
رمان راحت خوان رأس سوم مثلثی است که مانگا و انیمه دو رأس دیگر آن را تشکیل می دهند. راحت خوان ها برای هرگروه سنی می توانند منتشر شوند فقط باید به نوعی به اخلاقیات و فلسفه بپردازند. این رمان ها در ژانرها و مضمون های مختلفی نوشته می شوند و مطالعه آن به علت روان بودن و سادگی متن، برای خواننده بسیار راحت است.
سائو، هنر شمشیرزنی آنلاین رمان محبوبی است که از روی آن انیمه ا ی نیز اقتباس شده است. هنر شمشیرزنی آنلاین جدیدترین بازی واقعیت مجازی دنیاست. کریتو یکی از اولین بازیکنانی بوده که وارد این بازی می شود. همه چیز خوب پیش می رود تا این که ناگهان تمام بازیکنانی که وارد بازی بازی شده اند، گیر میوفتند و بهشان گفته می شود مرگ در این دنیا مساوی است با مرگ در دنیای واقعی. حال تنها یک راه برای خروج از این دنیای خشن باقی مانده… اتمام بازی!
128,500
کریتو توانست به طور کامل وارد بازی شود و بعد از چند بار پلک زدن لبخند زد و متوجه نزدیک شدن لیفا شد.
«هی، زود رسیدی.»
«آره، که این طور… انگار منم باید آماده باشم.»
«چند تا آیتم مشترک خریدم، برای همین نمی خواد نگران باشی، اما…»
زره و شمشیر قراضه ی کریتو را بررسی کرد.
«تجهیزات بهتری لازم داری.»
«خودمم همین فکر رو می کنم. گمونم این شمشیر اصلاً قال اعتماد نیست.»
«پول چی… اصلاً پول داری؟ اگه نداری، می تونم یه کم بهت قرض بدم.»
«خب…»
کریتو پنجره ی فهرستش را با تکان دادن دست چپ باز کرد، اما بعد از یک نگاه مختصر، چهره اش در هم رفت.
«همین یورودو که اینجاست؟»
«آره، خودشه. پول نداری؟»
«نه، نه، دارم… زیاد هم دارم.
درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید
تلگرام
واتساپ
کپی لینک