IdeBook.ir
مشخصات محصول
نویسنده
اسلاومیر مروژک
ویرایش
-
مترجم
محمدرضا خاکی
صفحات
127 صفحه
انتشارات
وزن
173 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1396
تصویرگر
-
جلد
شمیز

کتاب نمایشنامه های بیدگل کلاسیک مدرن 4

خیاط

نویسنده اسلاومیر مروژک
مترجم محمدرضا خاکی
انتشارات بیدگل
ناموجود
رقعی
1396

معرفی محصول

نمایشنامه «خیاط»، نوشته «اسلاومیر مروژک» است که در سال 1964 نوشته شده است. در این نمایشنامه سه‌پرده‌ای که به عنوان یکی از آثار شاخص ادبیات نمایشی تئاتر معاصر لهستان درنظر گرفته شده، مروژک با شیوه سرشار از طنز و تمسخر و با لحن هجوآمیز و گزنده‌ای، به طرح پرسش‌هایی جدی و جهان‌شمول پیرامون جایگاه و نقش فرهنگ، تغییر مسیر در جنبش‌های اجتماعی، ادعای بازگشت به طبیعت و حفظ محیط زیست و خرابکاری‌ها و دام و تله‌های مدعیان دروغگو و جعلی این بازگشت می‌پردازد.

کتاب نمایشنامه های بیدگل کلاسیک مدرن 4

خیاط

ناموجود
رقعی
1396

معرفی محصول

نمایشنامه «خیاط»، نوشته «اسلاومیر مروژک» است که در سال 1964 نوشته شده است. در این نمایشنامه سه‌پرده‌ای که به عنوان یکی از آثار شاخص ادبیات نمایشی تئاتر معاصر لهستان درنظر گرفته شده، مروژک با شیوه سرشار از طنز و تمسخر و با لحن هجوآمیز و گزنده‌ای، به طرح پرسش‌هایی جدی و جهان‌شمول پیرامون جایگاه و نقش فرهنگ، تغییر مسیر در جنبش‌های اجتماعی، ادعای بازگشت به طبیعت و حفظ محیط زیست و خرابکاری‌ها و دام و تله‌های مدعیان دروغگو و جعلی این بازگشت می‌پردازد.

نمایشنامه های بیدگل کلاسیک مدرن 4

اثر اسلاومیر مروژک

مشخصات محصول

نویسنده
اسلاومیر مروژک
ویرایش
-
مترجم
محمدرضا خاکی
صفحات
127 صفحه
انتشارات
وزن
173 گرم
شابک
تیراژ
-
قطع
سال
1396
تصویرگر
-
جلد
شمیز

گوشه ای از کتاب

کارلوس: (ناگهان از جا می پرد): ایست! خیاط: احمق بازی درنیار کارلوس، ما همدیگه رو می شناسیم، مگه نه؟ کارلوس: آه بله، ما همدیگه رو خیلی خوب می شناسیم. جلو نیا، حتی یه قدم. خیاط: طبق چه قانونی؟ کارلوس: قانون جنگ. من دارم جلوی اتاق فرمانده نگهبانی می دم. خیاط: تو خوابیده نگهبانی می دی؟ ولو روی زمین. خوبه که مامانت تو رو نمی بینه. از این کارت خوشش نمی آد. اینجوری بازم سرما می خوری. سردت نیست؟ چرا رو کاناپه دراز نمی کشی؟ کارلوس: اینجوری مقاوم می شم. خیاط: می بینم که لباست هم عوض کردی. خوبه. با این پشم و پیله ها. کارلوس: خب منظور؟ لباسم جناب خیاط رو آزار می ده؟ خوب تماشام کن، این لباس جنگجوهای عصر جدیده. خیاط:این گرزم همینطور؟ کارلوس: تو برای چی اومدی اینجا؟ خیاط: می خوام با اونوفر حرف بزنم. کارلوس: با رئیس اونوفر! خیاط: هرچی تو می گی. کارلوس: کاری نمی شه کرد. خیاط: خونه نیست؟ کارلوس: چرا، ولی مشغوله، داره درباره ی آینده ی بشریت تعمق می کنه. خیاط: داره کار خیلی خوبی می کنه. ولی بهش بگو که من اومدم. کارلوس: نمی شه مزاحمش شد. خیاط: ولی من باهاش کار دارم. کارلوس: نمی خواد تو رو ببینه خیاط: خب کافیه. برو بهش بگو! کارلوس: جرات می کنی به من دستور بدی؟ خیاط: وای که این بچه چقدر اذیت می کنه…(به طرف در اتاق اونوفر می رود.) کارلوس: (راه را بر او سد می کند) قدم جلو نذار! خیاط: این حرف آخرته، جوون اونوفری! کارلوس: داری به رئیس توهین می کنی؟ (گرزش را به طرف خیاط بالا می برد.) خیاط: (جا خالی می دهد) پیشاهنگ غار نشین! (دور میز دنبال یکدیگر می کنند. خیاط بسته را زمین می اندازد) کارلوس: (بسته را برمی دارد) این دیگه چیه؟ خیاط: از اونوفر بپرس. (کارلوس لباس عالیجناب را از توی بسته بیرون می آورد) کادلوس: چی، بازم این آشغال؟

دیدگاه کاربران

دیدگاه شما

هنوز دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

CAPTCHA

با ثبت دیدگاه، موافقت خود را با قوانین انتشار دیدگاه در ایده‌بوک اعلام می‌کنید.

مشاهده قوانین ثبت دیدگاه
  1. 1 فقط درباره همین محصول و تجربه واقعی‌تان بنویسید.
  2. 2 از زبان مؤدبانه استفاده کنید؛ توهین منتشر نمی‌شود.
  3. 3 سؤال را در بخش پرسش و پاسخ بپرسید، نه در دیدگاه.
  4. 4 تبلیغات، لینک و شماره تماس درج نکنید.
  5. 5 دیدگاه پس از بررسی تیم محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک

پرسش خود را بپرسید

درباره این محصول سوال دارید؟
پرسش خود را ثبت کنید تا پاسخ بگیرید

مشاهده قوانین پرسش و پاسخ
  1. 1 پرسش باید مشخص و مربوط به همین محصول باشد.
  2. 2 وضعیت سفارش را از حساب کاربری پیگیری کنید.
  3. 3 قبل از پرسش، موارد مشابه را مرور کنید.
  4. 4 پاسخ ممکن است از خریداران یا ایده بوک باشد.
  5. 5 پرسش پس از بررسی محتوا منتشر می‌شود.
مشاهده قوانین کامل ایده بوک
پشتیبانی ایده‌بوک

در حال اتصال…